
عصر ایران؛ حمید خدری؛ دکترای مدیریت صنعتی
پیش درآمد: نویسنده در این سلسله یادداشتهای مستقل، میکوشد با نگاهی به پیوند توسعه و انرژی در ایران و جهان، زمینهای برای آگاهیبخشی عمومی فراهم آورد. یادداشت پیشرو، سومین یادداشت از این مجموعه است.
در یادداشت های پیشین، از «ناترازی» در انرژی فراتر رفته و به «شدت بالای مصرف انرژی» رسیدیم. دیدیم که مسئلهی اصلی ما در صنایع و کسب و کارها ، صرفاً کمبود منابع نیست، بلکه " ناکارآمدی مزمن " است.
اما پرسش بزرگ اینجاست که اگر راهکارهای نوینی برای کاهش مصرف وجود دارند، چرا به مرحلهی اجرا نمیرسند؟ بخشی از پاسخ در پیچیدگیهای "نظام قراردادی" ما نهفته است؛ جایی که حتی مدلهای پیشرویی مثل ESCO (شرکتهای خدمات انرژی* ) نیز در ساختار اداری-حقوقی ما، به سختی فرصت ظهور و رشد پیدا میکنند.
چالش های حقوقی مدل ESCO در ساختار اداری- حقوقی کشور ایران را در نوشتارهای بعدی به آن خواهم پرداخت.
ابتدا ضرورت دارد به اهمیت مدل ESCO برای بهره وری انرژی بپردازیم. در مباحث اقتصادی، مدلهای خدمات انرژی (ESCO) به عنوان راهکاری برای تبدیل "هزینه "صرفهجویی حاصله " برداشت میکند.
امروزه اهمیت عملیاتی نمودن ESCO از نظر اقتصادی و فنی برای کشور ما بسیار مهم است و نتایج اجرای آن با مولفه های توسعه پایدار نیز رابطه معناداری دارد. توجه داشته باشیم در صنعت نفت و گاز دنیا ، ESCO ها دیگر یک "گزینه " نیستند، بلکه به یک "نیاز استراتژیک " تبدیل شدهاند. اهمیت عملیاتی و اقتصادی قراردادهای ESCO برای صنعت نفت و گاز کشور چیست؟
کاهش هزینههای سربار (OPEX):
صنعت نفت و گاز در تمامی کشورها از جمله کشور ما یکی از انرژیبرترین صنایع به شمار می رود. در واقع ESCO ها با بهینهسازی برخی از سیستمها در لایه های تولید و عملیات می تواند مصرف انرژی در این صنایع را بسیار کاهش دهد. کاهش تلفات و گازهای مشعل (Flaring):
فلرینگ یک مسئله بسیار مهم در صنعت نفت و گاز ایران است و گام های خوبی در راستای کاهش آن برداشته شده است که البته خارج از مدل ESCO بوده است. تأمین مالی بدون فشار بر بودجه:
شرکتهای نفت و گاز در کشور ما به دلایل خاص تحریم ها و مسئله …








