محمدعلی دیانتیزاده
سرمایه ملی
گاهی بحرانهای بزرگ اقتصادی نه در جدولهای بودجه دیده میشوند، نه در گزارشهای رسمی و نه حتی در صف داروخانهها. گاهی خودشان را در کوچکترین و سادهترین جزئیات زندگی نشان میدهند؛ مثلاً در صبحانه کودکان بستریشده در یک بیمارستان.
بهتازگی گذرم به یکی از مجهزترین بیمارستانهای تخصصی کودکان تهران افتاد؛ بیمارستانی دولتی که از نظر تجهیزات و توان تخصصی و پزشکی، همچنان از مراکز قابل اتکای درمان کودکان به شمار میرود و کادر پزشکی حاذق و امکانات تخصصی آن کمنظیر است. اما در همین بیمارستان، چیزی توجهم را جلب کرد که در نگاه اول شاید ربط چندانی به «اقتصاد درمان» نداشته باشد: افت کمی و کیفی تغذیه بیماران.
برای کودکی که به دلیل بیماری در بیمارستان بستری است و اتفاقاً به تغذیه مناسب و تقویت بدنش بیشتر از یک کودک سالم نیاز دارد، گاهی صبحانه به یک قالب پنیر ۳۰ گرمی و قدری نان محدود شده بود. کیفیت و مقدار دیگر وعدههای غذایی هم نسبت به گذشته افت کرده بود.
یک قالب کوچک پنیر، در ظاهر موضوع کوچکی است. اما شاید اگر بخواهیم وضعیت اقتصاد درمان ایران را بفهمیم، بد نباشد از همین قالب کوچک شروع کنیم. چرا باید در بیمارستانی که پزشک متخصص، دستگاههای پیشرفته و تجهیزات گرانقیمت دارد، کیفیت تغذیه بیمار افت کند؟ پاسخ را لزوماً نباید در آشپزخانه بیمارستان جستوجو کرد. شاید لازم باشد کمی عقبتر برویم؛ به جایی که دخل و خرج بیمارستان به هم نمیخواند. * بیمارستان فقط پزشک و دستگاه نیست
بیمارستان یک مجموعه اقتصادی بسیار پیچیده است. هزینه آن فقط حقوق پزشک و پرستار نیست. دارو، تجهیزات پزشکی، قطعات و تعمیرات، مواد مصرفی، انرژی، نیروی خدماتی، غذا، استهلاک ساختمان و تجهیزات، آزمایشگاه، تصویربرداری و دهها هزینه مستقیم و غیرمستقیم دیگر باید تأمین شود. …












