
عصرایران؛ احسان آقائی- خلق ثروت و دستیابی به رفاه عمومی برای همه شهروندان یک ضرورت است، چون:
۱. به عنوان مثالی برای شروع، رفاه باعث بهبود کیفیت و کمیت تغذیه شده و این امر سلامت افراد را بهبود میبخشد.
۲. بهبود سلامت باعث کاهش سطح عمومی بیماریهای ناشی از سوء تغذیه، کاهش هزینههای هنگفت درمان خانوار و تخصیص آن به دیگر هزینههای اصلی خانوار میشود.
۳. خانواده مرفه چون از سطح سلامت نسبی بالاتری برخوردار است، تعادل درآمد و هزینه دارد و به عبارتی دخل و خرجش با هم همخوانی دارد، ساعت کاری متعادلی داشته و چون لازم نیست برای کسب درآمد دو شیفت و سه شیفت کار کند، در نتیجه وقت بیشتری برای با هم بودن صرف میکند و این از جمله مهمترین عوامل بهداشت روانی خاتواده است.
۴. خانواده این چنینی، وقت آزادتری برای صله رحم، مصرف کالاهای فرهنگی، مطالعه و نیز پرداختن به امور معنوی دارد.
۵. وقتی رفاه عمومی برقرار است، استرس و اضطرابهای ناشی از نگرانی برای حال و آینده کاهش مییابد و این وضعیت متعادل و پایدار، سلامت روان خانواده را به دنبال دارد.
۶. خانوادهای که تغذیه سالم، بدن سالم و روان سالمی دارد، فرصت بیشتری برای ورزش، آموزش و یادگیری، تفریح و تفرج، انجام سنن و برقراری روابط خانوادگی و دوستی و به طور کلی برقراری ارتباطات اجتماعی سالم دارد.
۷. نتیجه آنکه در سطح فردی راندمان بهتری در خانه و محل کار و رفتارهای بهتر و سالمتری در سطح جامعه دارد.
۸. خانهای که در آن آرامش و روابط سالم ناشی از رفاه برقرار باشد، معمولا فرزندان بیشتری دارد و نسل بهتر و سالمتری پرورش میدهد.
۹. از ان سو، راندمان بالاتر نیروی کار سالم، باعث تولیدات و خدمات با کیفیت بالاتر، قیمت تمام شده پایینتر و زمان تولید کمتر میشود. این به معنی رشد اقتصادی واقعی بیشتر و پایدار است.
۱۰. رفتارهای اجتماعی سالمتر افراد در عرصه عمومی اجتماع یعنی احساس تعلق بیشتر به جامعه، رفتارهای غیرمخرب و در نتیجه کاهش جنحه و جرم، کاهش مراجعات به داوری، کاهش آمار مجازاتها که نتیجه اینها آزاد شدن انرژیهای قفل شده جامعه به سمت مثبت، کاهش احتمال بروز شورش و در نهایت امنیت اجتماعی بیشتر است.
۱۱. سطح بالاتر امنیت اجتماعی ناشی از رفتار افراد، علاقمندی ببشتری برای انباشت ثروت …













