
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی شرکت فولاد خوزستان، دو کوره فولادسازی با ۶۵ درصد آسیب، دو مدول احیا با تخریب کامل و چند واحد دیگر با خسارتهای ۶۰ تا ۸۰ درصدی؛ این تصویری است از فولاد خوزستان در روزهای نخست پس از حمله آمریکایی-صهیونیستی. در یک مجتمع بههمپیوسته فولادی، چنین آسیبی بهسادگی میتوانست تولید را برای ماهها مختل کند. مسئله فقط کورههای آسیبدیده نبود؛ برق، آب، گاز، تأسیسات، احیا و سامانههای کنترل باید با نظمی دقیق دوباره کنار هم قرار میگرفتند و عقبافتادن هرکدام میتوانست راهاندازی چند بخش دیگر را هم متوقف کند.
در چنین وضعیتی، هر روز تأخیر معنایی فراتر از تعمیرات فنی دارد؛ یعنی تولیدی که انجام نمیشود، درآمدی که محقق نمیشود و بازاری که ممکن است بخشی از آن از دست برود.
مسیر بازگشت از ارزیابی دقیق خسارت آغاز شد. تیمهای تخصصی شدت آسیب و وابستگی واحدها را سنجیدند، نقشه حرارتی تهیه شد و تجهیزات براساس نقش آنها در راه افتادن زنجیره تولید اولویت گرفتند. پس از آن، کمیته عالی بازسازی و ستادهای اجرایی شکل گرفت و عملیات در چند فاز پیش رفت؛ واحدهایی که امکان بازگشت سریعتر داشتند زودتر در دستور کار قرار گرفتند و مدولهای کاملاً تخریبشده وارد مهندسی مجدد شدند.
حاصل این شیوه را میتوان در یکی از مهمترین ارقام گزارش دید: زمان بازسازی کورههای فولادسازی حدود ۳۵ درصد کمتر از برنامه شد. اهمیت این عدد در خودِ ۳۵ درصد نیست؛ در روزهایی است که به تولید بازگشت. در صنعت فولاد، کوتاه کردن زمان توقف، خود بخشی از مدیریت اقتصادی بنگاه است.
این سرعت فقط محصول تصمیمهایی نبود که بعد از حادثه گرفته …












