
سردار جوانی، معاون سیاسی سپاه 7مردادماه در روزنامه ایران نوشت: «با جنجال برخی انسانرسانهها، روایتهای نادرست با انگیزههای سیاسی نسبت به تفاهمنامه پایان جنگ پررنگ شد.» در همین زمینه سردار محبی، سخنگوی سپاه هم اعلام کرد: «مردم ایران بدانند و البته میدانند که آتشبس و انعقاد تفاهمنامه تصمیم نظام بود؛ ما فریب نخوردیم.» اساسا در فضای سیاسی و رسانهای ایران، گاهی اصل یک رویداد به اندازه روایتی که از آن ساخته میشود اهمیت پیدا میکند.
به گزارش اعتماد، مذاکره یا انعقاد تفاهمنامه با امریکا نیز اکنون در همین موقعیت قرار گرفته است. مساله تنها این نیست که توافقی شکل گرفته یا جنگ و آتشبسی برقرار شده، بلکه موضوع مهمتر آن است که این تحول چگونه در داخل کشور فهم و بازنمایی میشود. درحالیکه بخشی از مواضع رسمی، به ویژه در سطح فرماندهان سپاه، بر این تاکید دارد که تصمیم به انعقاد تفاهمنامه در سطح کلان نظام اتخاذ شده، هنوز جریانی سیاسی و رسانهای در کشورمان حاضر نیست از خوانش جناحی و تقلیلگرایانه خود فاصله بگیرد. خوانشی که میکوشد چنین تصمیمی را نه در قامت یک انتخاب راهبردی در ساختار کلان جمهوری اسلامی، بلکه در حد اقدام یک بخش محدود از حاکمیت تصویر کند. پیامهایی که باید شنید و درک کرد
اشارههای اخیر سردار یدالله جوانی و سردار محبی (سخنگو و معاون سیاسی سپاه) در این خصوص که تفاهمنامه در سطح کلان کشور تصمیمگیری شده از همین منظر اهمیت پیدا میکند. اهمیت این دو موضع، در پیامی است که از دل آنها بیرون میآید. پیام روشن است: هر تحلیلی از تفاهمنامه که آن را از ساختار تصمیمگیری کلان نظام جدا کند، از فهم واقعیت سیاسی ایران فاصله گرفته است. وقتی فرماندهان ارشد میدان، بر تصمیمگیری در این خصوص در سطح نظام (و نه دولت و وزارت خارجه و... به تنهایی) تاکید میکنند، دیگر دشوار است که روایتهای تقلیلگرایانه را صرفا اختلافنظرهای سیاسی عادی بدانیم. در چنین شرایطی، اصرار بر نسبت دادن توافق به یک قوه خاص، بیش از آنکه تفسیر باشد، نوعی مقاومت در برابر واقعیتی است که ازسوی نهادهای …








