
غلامرضا سلامی در دنیای اقتصاد نوشت: معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی، اخیرا سه راهکار قابل تصور برای رفع ناترازی بنزین ارائه داده است. خلاصه این راهکارها از این قرار است:
۱. مسابقه برای دریافت بنزین قابل تخصیص به خودروها، یعنی هر که زودتر در صف فروش بنزین موفق شد بنزین دریافت کند برنده است و مابقی بازنده. این راهکار انسان را به یاد غرب وحشی در هنگام هجوم مهاجران اروپایی به آمریکا میاندازد.
۲. راهکار دوم دست کمی از راهکار اول ندارد و پیشنهاد میکند بعد از تخصیص سهمیه از بنزین قابل تخصیص به خودروها، کسانی که به بنزین بیشتری احتیاج دارند، آن را به قیمت وارداتی (مثلا لیتری ۱۰۰ هزار تومان) خریداری کنند. یعنی مثلا مسافرکشهای شهری و بین شهری، رانندگان تاکسیهای اینترنتی، وانتهای بارکش شهری، روستایی و بین شهری و نظایر آنها که عمدتا از طبقات کم درآمد و مستعد اعتراض بحق هستند و معیشتشان از خودرویی که در اختیار دارند، تامین میشود برای مصرف بالاتر از حد تعیینشده، هزینهای را تحمل کنند که از توان آنان خارج است و لذا به طور طبیعی هزینه اضافی قابلتوجهی به مسافرها و صاحبان بار منتقل و همراه با سایر پیامدها از طریق تورم به دهکهای آسیبپذیر تحمیل شود.
۳. و بالاخره راه سوم که پیشتر هم مورد توافق بعضی ازصاحبنظران قرار گرفته است، توزیع کوپن بنزین بین تمام مردم ایران اعم از خودرودار یافاقد آن است؛ بهطوریکه هر فرد ایرانی بتواند مازاد مصرف خود را در بازاری متشکل به قیمتهای رقابتی به کسانی که نیاز بیشتری به بنزین دارند (شامل مشاغلی که در بالا آورده شد) واگذار کند. ناگفته پیداست که این راهکار هم تبعات راهکار دوم را شاید کمی ملایمتر در پی خواهد داشت. اما از همه مهمتر آنکه هیچکدام از این راهکارها مساله اصلی را یعنی کسری وحشتناک بودجه دولت و تورم ناشی از آن که به باور نگارنده، این سطور عمدتا ناشی از همین یارانههای نابسامان حاملهای انرژی بهخصوص بنزین و گازوئیل است، حل نمیکند.
آیا راه چهارمی میتواند مطرح شود؟
در پاسخ میتوان گفت …







