
یکی از ویژگیهای طرح تخصیص بنزین به افراد بهجای خودروها، تغییر مبنای توزیع یارانه است. در نظام فعلی، برخورداری مستقیم از یارانه بنزین تا حد زیادی به مالکیت خودرو وابسته است؛ بنابراین خانواری که خودرو ندارد، حتی اگر در پایینترین دهکهای درآمدی باشد، سهم مستقیمی از یارانه بنزین دریافت نمیکند. در مقابل، در یک نظام سرانه که برای مثال به هر فرد ماهانه ۳۰ لیتر سهمیه قابلانتقال اختصاص میدهد، مبنای برخورداری از یارانه از مالکیت خودرو به شهروند بودن تغییر میکند. این تغییر در نگاه نخست یک مزیت توزیعی مهم دارد بطوریکه خانوارهای فاقد خودرو نیز برای نخستین بار صاحب سهمیهای میشوند که میتوانند آن را در بازار بفروشند و از ارزش اقتصادی آن برخوردار شوند.
یک خانوار کمدرآمد که خودرو ندارد سهمیه ای مشخص دریافت میکند. اگر امکان مبادله آزاد سهمیه وجود داشته باشد، این خانوار میتواند تمام سهمیه خود را بفروشد و درآمد کسب کند. در این حالت، بخشی از رانت انرژی که در نظام موجود عمدتاً از مسیر مصرف بنزین به صاحبان خودرو میرسد، به خانوارهای فاقد خودرو نیز منتقل میشود. از این منظر، طرح میتواند نابرابری آشکار نظام موجود را تا حدی اصلاح کند.
اما این تصویر فقط وضعیت خانوارهای فاقد خودرو را نشان میدهد. مسئله زمانی پیچیدهتر میشود که به خانوارهای کمدرآمدِ دارای خودرو نگاه کنیم. این گروه برخلاف تصور، بخش کوچکی از دهکهای پایین نیست. بر اساس آمارها، حدود ۴۰ درصد خانوارهای پنج دهک پایین صاحب خودرو هستند. در نتیجه، بخش قابلتوجهی از همین خانوارها خود مصرفکننده بنزین هستند. اهمیت این موضوع در این است که پایین بودن درآمد الزاماً به معنای پایین بودن نیاز به خودرو نیست. یک خانوار در دهک دوم، سوم یا چهارم ممکن است به دلیل سکونت در حاشیه شهر، فاصله زیاد محل کار، ضعف حملونقل عمومی یا ماهیت شغل خود ناچار به استفاده روزانه از خودرو باشد. حتی ممکن است خودرو برای او نه یک کالای رفاهی، بلکه وسیله کسب درآمد باشد. بنابراین، در میان پنج دهک پایین با دو گروه کاملاً متفاوت روبهرو هستیم: خانوارهای فاقد خودرو که بالقوه فروشنده سهمیهاند و حدود ۴۰ درصد خانوارهای خودرودار که ممکن است بسته به اندازه خانوار و میزان مصرف، به خریدار سهمیه تبدیل شوند.
مطابق با آمارها متوسط مصرف هر خودرو را مطابق …







