
ادغام ستادکل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) در شرایطی در دستور کار قرار گرفته که ساختار فرماندهی نیروهای مسلح، پس از تجربه جنگهای اخیر، با ضرورتهای تازهای روبهرو شده است. این تصمیم در پی مجموعهای از تحولات نظامی و امنیتی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ و با هدف بازنگری در سازوکار فرماندهی و هماهنگی میان سطوح مختلف نیروهای مسلح دنبال شده است؛ روندی که پیش از جنگ اخیر آغاز شده بود و اکنون با انتصاب سرلشکر عبداللهی به ریاست ستادکل نیروهای مسلح، بر تکمیل آن تاکید شده است.
به گزارش اعتماد، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) طی بیش از چهار دهه گذشته، مسوولیت فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک میان نیروهای مسلح را برعهده داشته و ستادکل نیز به عنوان عالیترین نهاد ستادی، مسوولیت سیاستگذاری، برنامهریزی و هماهنگی کلان را دنبال کرده است. اکنون قرار گرفتن این دو ظرفیت در یک ساختار واحد میتواند نشانهای از تغییر در معماری فرماندهی نیروهای مسلح باشد؛ تغییری که تجربه جنگهای اخیر، افزایش سرعت تحولات میدان و پیچیدهتر شدن شکل تهدیدات، ضرورت آن را بیش از گذشته برجسته کرده است.
در این میان، مساله فقط جابهجایی تشکیلاتی دو مجموعه نیست، بلکه پرسش اصلی این است که ساختار جدید چگونه قرار است فاصله میان تصمیمگیری راهبردی و فرماندهی عملیاتی را کاهش دهد و برای مواجهه با جنگهای احتمالی آینده آمادهتر شود. پایان دوگانه ستاد و میدان
ادغام ستادکل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) را میتوان از مهمترین تغییرات در معماری فرماندهی نیروهای مسلح در سالهای اخیر دانست؛ تغییری که اهمیت آن صرفا در جابهجایی ساختاری یا تغییر عنوان و جایگاه دو مجموعه خلاصه نمیشود. مساله اصلی، نزدیکتر شدن دو سطحی است که طی دهههای گذشته ماموریتهای متفاوت اما مکملی داشتهاند: سطح سیاستگذاری و برنامهریزی کلان از یک سو و سطح فرماندهی و هدایت عملیات از سوی دیگر.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) در دوران جنگ تحمیلی و برای پاسخ به یک نیاز مشخص شکل گرفت؛ اینکه نیروهای مختلف …








