
حسامالدین آشنا در یادداشتی نوشت: پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت را میتوان مجموعهای از توصیهها درباره دولت، اقتصاد، فناوری، انسجام اجتماعی و فرهنگ دانست. اما در یک خوانش گفتمانی، مسئله اصلی این است که این عناصر چگونه در یک نظام معنایی واحد قرار میگیرند.
کلید این نظام معنایی در همان تعبیر محوری پیام است: «ایران هرچه قویتر». پیام مشکلات کشور را انکار نمیکند؛ تورم، بیکاری، قیمتها، سرمایهگذاری و تولید صریحاً ذکر میشوند. اما میان «داشتن ضعف» و «تعریفشدن با ضعف» فاصله میگذارد. در کنار مشکلات، بر انسجام مردم، عملکرد دولت، ظرفیت تولید داخلی و توان نخبگان و فناوران تأکید میشود.
جمله کلیدی پیام این است که ضعف و کمبود باید موضوع برنامهریزی و حل مسئله باشند، نه موضوع برجستهسازی؛ در مقابل، قوت باید روایت شود. پس منطق پیام روشن است: ضعف را باید حل کرد؛ قوت را باید روایت کرد. چرا روایت بخشی از قدرت است؟
در پیام، دشمن فقط عامل جنگ، تحریم و فشار نیست؛ میکوشد این تصور را نیز القا کند که راه پیشرفت ایران از تبعیت از او میگذرد.
بنابراین، میدان تقابل فقط مادی نیست؛ ادراک جامعه از خود و آیندهاش نیز بخشی از آن است.
از این منظر، روایت قوت صرفاً یک فعالیت رسانهای نیست. اگر جامعه تواناییهای خود را نبیند، بخشی از ظرفیت واقعی آن نیز بالفعل نمیشود. اینجاست که «روایت قدرت» خود به بخشی از «قدرت» تبدیل میشود. از تقابل بیرونی به انسجام درونی
پیام سپس از رابطه «ما و دشمن» به رابطه اجزای «ما» با یکدیگر میرسد. مفهوم مرکزی در این انتقال، انسجام اجتماعی است. تعبیر «پیوست انسجام اجتماعی» اهمیت ویژه دارد، زیرا انسجام را از یک توصیه اخلاقی به یک معیار سیاستگذاری تبدیل میکند. هر تصمیم مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا امنیتی باید با این پرسش همراه شود: این تصمیم با انسجام جامعه چه میکند؟
از همین منظر، مخالفت پیام با دوگانههایی …












