
فرارو- سریال «لنترنها» نشان میدهد جیمز گان و تیم خلاق دیسی برای احیای اسطوره گرین لنترن مسیر متفاوتی را انتخاب کردهاند؛ روایتی که از یک سو ریشههای کمیکبوکی خود را حفظ میکند و از سوی دیگر با فضایی جنایی و شخصیتمحور، مخاطبانی فراتر از طرفداران سنتی ابرقهرمانی را هدف قرار میدهد.
به گزارش فرارو به نقل از اسکرین رنت، سریال «لنترنها» یکی از مهمترین پروژههای دنیای جدید دیسی است؛ اثری که قرار است پس از سالها، یکی از محبوبترین قهرمانان این مجموعه را در قالبی تازه به تلویزیون بازگرداند. نخستین نکتهای که در مواجهه با سریال جلب توجه میکند، اعتماد سازندگان به اسطورهشناسی گرین لنترن است. «لنترنها» تلاش نمیکند عناصر کمیکبوکی این جهان را حذف یا پنهان کند؛ در عوض، آنها را در دل یک داستان جنایی و جدی قرار میدهد.
این رویکرد، تفاوت اساسی سریال با فیلم «Green Lantern» محصول ۲۰۱۱ با بازی رایان رینولدز است؛ فیلمی که نتوانست رضایتِ بخش قابل توجهی از طرفداران و منتقدان را جلب کند. اما «لنترنها» شخصیتهای خود را جدی میگیرد و پیش از آنکه به قدرتها و جلوههای ویژه متکی شود، بر شناخت هال جردن و جان استوارت تمرکز میکند.
داستان حول تحقیق این دو گرین لنترن درباره یک تهدید مرموز در شهر کوچک راشویل شکل میگیرد. ساختار روایت در ابتدا بیشتر به یک تریلر جنایی شباهت دارد تا یک اثر ابرقهرمانی متعارف؛ اما هرچه داستان پیش میرود، ابعاد کیهانی و ابرقهرمانی آن پررنگتر میشود.
این ترکیب حاصل همکاری سه چهره مهم است: کریس ماندی، خالق «Ozark»، دیمون لیندلوف، خالق «Watchmen»، و تام کینگ، نویسنده «Supergirl: Woman of Tomorrow». حاصل کار آنها اثری است که میان فضای تلخ و واقعگرایانه یک درام جنایی و مقیاس بزرگ یک داستان ابرقهرمانی تعادل برقرار میکند. «لنترنها» از ریشههای کمیک خود فرار نمیکند
یکی از نگرانیهای اولیه درباره سریال، …












