
فرارو- یافتههای جدید روانشناختی نشان میدهند چگونه بسیاری افراد ناخودآگاه در حال کوچک کردن فضای روانی خود هستند تا برای اطرافیان قابلهضمتر و مدیریتپذیرتر باشند، غافل از آنکه این سازگاری افراطی، به بهای از دست رفتن هویت و سلامت روان تمام میشود.
به گزارش فرارو به نقل از سایکولوژی تودی، بسیاری از رفتارهای اجتماعی که در دوران کودکی برای «بقا» و جلب نظر اطرافیان برمیگزیده میشوند، در دوران بزرگسالی به محدودیتهای جدی تبدیل میشوند که فضای سلامت روانی را تنگ میکنند. ما پیش از آنکه بیاموزیم چگونه ابراز وجود داشته باشیم، میآموزیم که چگونه با محیط اطرافمان سازگار شویم و همواره تایید دیگران را بخواهیم.
برای اکثر افراد، این فرآیندِ «کوچکانگاری خویشتن» شبیه به سرکوب خود به نظر نمیرسد؛ بلکه برعکس، افراد شرطی شدهاند که آن را نوعی «ادب»، «متانت» یا «عقلانیت» درونیسازی کنند. با این حال، این ژستهای کوچکِ خودسانسوری به مرور زمان انباشته میشوند. به عنوان مثال، ممکن است کمتر از قبل به طور شفاف صحبت کنیم، ناخودآگاه نیازهایمان را به حداقل برسانیم یا حتی شروع به تلطیف دیدگاههایمان کنیم تا مبادا کسی را برنجانیم.
ما خودمان را قابلهضمتر، مدیریتپذیرتر و در نهایت فراموششدنی میکنیم، چرا که طبق قوانینی زندگی میکنیم که دیگر نه برای ما و نه برای محیط فعلیمان کاربردی ندارند. این نوع کوچکانگاری به ندرت یک انتخاب آگاهانه است. در واقع، این یک استراتژی آموختهشده است که توسط الگوهای دلبستگی اولیه و هنجارهای اجتماعی شکل گرفته است.
در ادامه، به دو مورد از رایجترین روشهایی میپردازیم که افراد طی آنها به طور ناخودآگاه یاد میگیرند خود را کوچک کنند. ۱. سکوتِ خودخواسته برای بقا در گروه
یکی از اولین درسهایی که به ما آموخته میشود این است که هماهنگی اجتماعی به «تنظیم هیجانات» بستگی دارد. کودکان به سرعت یاد میگیرند که کدام احساسات مورد استقبال قرار میگیرند …







