قیمت طلا امروز




 سایت فرارو / ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

سه راهی آمریکا در برابر ایران

جنگ ایران آمریکا را در بن‌بستی راهبردی قرار داده که شباهت‌هایی با عراق دارد، اما پیامدهای آن جهانی‌تر و پرهزینه‌تر است. واشنگتن هنوز تعریف روشنی از «پیروزی» ندارد و میان سه گزینه تشدید فشار، کاهش تنش و حفظ محاصره دریایی مردد است. تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای ایران و اعتبار جهانی آمریکا در مرکز این بحران قرار دارند. منتقدان معتقدند دولت ترامپ بدون برنامه‌ریزی کافی وارد جنگ شده و اکنون با محدودیت نظامی، کمبود مهمات، فشار اقتصادی و کاهش اعتبار بین‌المللی روبه‌روست.
 سه راهی آمریکا در برابر ایران

فرارو- نهال توسی، خبرنگار ارشد حوزه سیاست خارجی در پولیتیکو؛ شرایط کنونی یادآور تاریک‌ترین روزهای جنگ عراق در اواسط دهه ۲۰۰۰ است؛ دوره‌ای که آمریکا ظاهراً قادر نبود عراق را از چرخه شورش، بی‌ثباتی و جنگ داخلی خارج کند. با این حال، مقام‌های کنونی و پیشین آمریکایی معتقدند که اگرچه میزان تلفات در درگیری با ایران تاکنون کمتر بوده، اما اهمیت راهبردی و منافع درگیر در این بحران بسیار بزرگ‌تر است. جنگ ایران و بحران اعتبار جهانی آمریکا

جنگ ایران، برخلاف بحران عراق، پیامدهایی فراتر از منطقه دارد و تأثیر جهانی‌تری بر جای می‌گذارد. نمونه روشن آن، آسیب‌های اقتصادی ناشی از تلاش ایران برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز است؛ آبراهی حیاتی که هرگونه اختلال در آن می‌تواند بازارهای انرژی و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

آمریکا در دهه ۲۰۰۰ با چالش‌های کمتری برای حفظ جایگاه جهانی خود روبه‌رو بود و می‌توانست یک شکست بزرگ در خاورمیانه را تحمل کند. اما شرایط امروز متفاوت است؛ اعتبار آمریکا در نتیجه مجموعه‌ای از اشتباهات و مداخلات پرهزینه در خاورمیانه آسیب دیده، در حالی که چین هم‌زمان در حال گسترش نفوذ و تقویت جایگاه جهانی خود است.

افرادی از هر دو حزب اصلی آمریکا معتقدند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور، با تغییر مکرر مواضع خود درباره نحوه برخورد با ایران و نیز تضعیف روابط واشنگتن با متحدانی که می‌توانند در این بحران نقش‌آفرین باشند، بیش از پیش به اعتبار آمریکا لطمه می‌زند.

الیوت آبرامز، از چهره‌های باسابقه جریان تندرو در سیاست خاورمیانه و از مقام‌هایی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ نیز با دولت او همکاری داشت، درباره شرایط کنونی هشدار داد و گفت: «این لحظه بسیار خطرناک است و دولت ترامپ نشانه‌هایی از بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری، عدم قطعیت و بی‌کفایتی از خود نشان می‌دهد.»

دن شاپیرو، کارشناس ارشد شورای آتلانتیک، نیز با این ارزیابی موافق بود. او گفت: «وجود انتخاب‌های دشوار و مصالحه‌های سخت، امری عادی در سیاست خارجی است؛ اما بسیار نادر است که کشوری خود را در بن‌بستی ببیند که ساخته دست خودش باشد و واقعاً تنها گزینه‌های نامطلوب پیش رویش قرار گرفته باشد.»

وقتی از مقام‌های کنونی و پیشین آمریکایی پرسیده شد مسیر دستیابی به پیروزی چیست، رایج‌ترین واکنش اولیه نوعی ناامیدی بود؛ پاسخی که در واقع چنین معنا می‌داد: «ما هرگز نباید این جنگ را آغاز می‌کردیم.»

پس از آن، پرسش مهم‌تری مطرح می‌شد: «منظور شما از پیروزی چیست؟» این پرسشی کاملاً منطقی است؛ پرسشی که کاخ سفید تاکنون نتوانسته پاسخی روشن برای آن ارائه کند، زیرا اهداف جنگ را بارها تغییر داده است.

ترامپ این درگیری را با هدف پایان‌دادن به برنامه هسته‌ای ایران، نابودی بخش بزرگی از توانمندی‌های نظامی تهران و حتی با اشاره‌هایی به تغییر حکومت آغاز کرد. اما اکنون به نظر می‌رسد مهم‌ترین هدف واشنگتن، بازگرداندن کنترل تنگه هرمز و پایان‌دادن به توانایی ایران برای محدودکردن تردد دریایی در این آبراه راهبردی است.

در میان برخی نیروهای رده‌های پایین‌تر دولت آمریکا نیز نشانه‌هایی از ناامیدی و سرخوردگی نسبت به مسیر جنگ دیده می‌شود؛ احساسی که از نبود تعریف روشن از پیروزی و دشواری تبدیل دستاوردهای نظامی به نتیجه سیاسی ناشی می‌شود.

یکی از مقام‌های آمریکایی آشنا با راهبرد دولت در خاورمیانه گفت: «من هیچ مسیر روشنی برای خروج از این وضعیت نمی‌بینم.» او معتقد بود تیم ترامپ «به‌طور اساسی» درک درستی از رهبران ایران ندارد. به گفته او، ترامپ و مشاورانش همواره بر این باور بوده‌اند که با افزایش فشار می‌توان حکومت ایران را وادار به فروپاشی کرد، اما «چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.»

در عراقِ اواسط دهه ۲۰۰۰، زمانی که شمار تلفات همچنان افزایش می‌یافت، واشنگتن نیز با دشواری‌های جدی برای یافتن مسیر آینده روبه‌رو بود. پیشنهادهای مختلفی مطرح شد؛ از خروج نیروهای آمریکایی از مراکز جمعیتی گرفته تا تقسیم عراق به سه منطقه جداگانه. حتی جو بایدن، که آن زمان سناتور بود، از حامیان ایده تقسیم عراق به شمار می‌رفت.

در نهایت، افزایش شمار نیروهای آمریکایی، در کنار مجموعه‌ای از اقدامات دیگر، از جمله جلب همکاری رهبران قبایل سنی برای مقابله با القاعده، مسیر جنگ را تغییر داد و شرایط امنیتی را بهبود بخشید.

اما ایران چالشی کاملاً متفاوت ایجاد می‌کند. این کشور از نظر جغرافیایی، جمعیتی و راهبردی بزرگ‌تر از عراق است؛ آمریکا نیروی زمینی قابل توجهی در ایران ندارد، حکومت ایران همچنان پابرجاست و واکنش‌های تهران می‌تواند بر متحدان واشنگتن در سراسر خاورمیانه تأثیر بگذارد.

به‌طور کلی، سه جریان اصلی درباره مسیر اقدام آمریکا وجود دارد؛ دیدگاه‌هایی که به گفته منتقدان، بیش از آن‌که بر ارزیابی واقعیت‌های میدانی استوار باشند، بر امیدواری و فرضیات خوش‌بینانه تکیه دارند. گروه اول: تندروها

یک جریان فکری در آمریکا خواهان افزایش فشارهای نظامی و دیگر فشارها علیه تهران است. پیشنهادهای این گروه شامل تصرف جزیره خارک از سوی آمریکا، دادن مجوز به اسرائیل برای ادامه هدف قراردادن رهبران ایرانی، تشویق امارات متحده عربی به تصرف سه جزیره مورد اختلاف با ایران و تسلیح گروه‌های قومی در داخل ایران است.

برخی اعضای این جریان معتقدند تنها ۱۴ روز دیگر حملات هوایی آمریکا برای دستیابی به اهداف مورد نظر کافی خواهد بود. تندروها نگران‌اند حکومت ایران، به‌ویژه پس از آن‌که از حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده، مسیر توسعه سلاح هسته‌ای را دنبال کند و حمایت خود از گروه‌های مقاومت را افزایش دهد.

برخی دیگر از این افراد، هرچند معمولاً دیدگاه خود را صریح بیان نمی‌کنند، معتقدند حتی تبدیل‌شدن ایران به کشوری شکست‌خورده و گرفتار جنگ داخلی، گزینه‌ای بهتر از ادامه حاکمیت جمهوری اسلامی خواهد بود. گروه دوم: طرفداران کاهش تنش

گروه دوم شامل کسانی است که خواهان کاهش تنش با ایران هستند؛ حتی اگر دستیابی به این هدف مستلزم اعطای امتیازهای قابل توجه از سوی آمریکا باشد. این دیدگاه در میان جریان‌های سیاسی مختلف آمریکا، از چپ تا راست، در حال گسترش است و حتی برخی مقام‌های دولت بایدن نیز به چنین رویکردی نزدیک شده‌اند.

طرفداران این دیدگاه معتقدند واشنگتن باید به دنبال توافق با تهران باشد، حتی اگر چنین توافقی شامل اقداماتی مانند کاهش تحریم‌ها علیه ایران شود. از نگاه آنان، چارچوبی مشابه تفاهم‌نامه‌ای که پیش‌تر میان آمریکا و ایران مذاکره شده بود، می‌تواند مبنایی عملی برای حل اختلافات باشد.

آن‌ها استدلال می‌کنند اگر دستیابی به توافق ممکن نباشد، آمریکا باید به‌طور کامل از درگیری فاصله بگیرد و اجازه دهد کشورهای منطقه با پیامدهای شرایط موجود روبه‌رو شوند. به باور این جریان، توانمندی‌های نظامی ایران آسیب دیده و بنابراین واشنگتن در موقعیتی نیست که کاملاً بدون اهرم فشار باشد.

پرسش اصلی آن‌ها این است: چرا آمریکا باید جان نیروهای خود و منابع راهبردی‌اش را بیش از این در معرض خطر قرار دهد؟ به‌ویژه آن‌که ارتش آمریکا هم‌اکنون نیز با کمبود برخی مهمات حیاتی مواجه است.

خطر این رویکرد آن است که ممکن است به شکل‌گیری ایرانی قدرتمندتر و جسورتر منجر شود؛ کشوری که همکاری‌های خود با چین و روسیه را گسترش دهد و دست به اقداماتی بزند که پیامدهای آن در نهایت به آمریکا نیز برسد.

با این حال، مشخص نیست نظام سیاسی دوقطبی و عمیقاً شکاف‌خورده امروز آمریکا، توانایی دستیابی به اجماع لازم درباره یک راهبرد دفاعی جدید و پایدار را داشته باشد. گروه سوم: حفظ فشار همراه با محاصره

گروه سوم در میانه دو جریان دیگر قرار دارد؛ نه خواهان تشدید گسترده عملیات نظامی است و نه طرفدار عقب‌نشینی کامل و کاهش تنش. اعضای این جریان معتقدند آمریکا باید محاصره دریایی علیه کشتی‌های مرتبط با ایران را حفظ کند.

امید این گروه آن است که چنین اقدامی، در کنار تحریم‌های موجود و تحریم‌های جدید، فشار اقتصادی بر ایران را تا حدی افزایش دهد که حکومت تهران یا ناچار به پذیرش خواسته‌های آمریکا شود یا در نهایت با اعتراض‌های داخلی و فشار اجتماعی از سوی مردم خود مواجه شود. جنگ ایران؛ تکرار اشتباهات عراق با هزینه‌ای بزرگ‌تر

شباهت‌های میان جنگ ایران و تجربه عراق، شرایط کنونی را برای کارشناسان سیاست خارجی آمریکا پیچیده‌تر کرده است. بار دیگر واشنگتن با دشمنی سرسخت در خاورمیانه، نگرانی درباره سلاح‌های کشتار جمعی، رئیس‌جمهوری آماده پذیرش ریسک‌های بزرگ و دولتی روبه‌روست که از نگاه منتقدان، برای پیامدهای پس از جنگ برنامه‌ریزی کافی نداشته است.

سوزان مالونی در این‌باره گفت: «مانند عراق، این نیز بحرانی است که خودمان ایجاد کرده‌ایم؛ بحرانی که باید پیش‌بینی می‌شد و با برنامه‌ریزی دقیق‌تر می‌توانستیم شدت آن را کاهش دهیم.»

پس از پیامدهای سنگین حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، واشنگتن بعدها مجبور شد با ظهور داعش و جنگی طولانی در این کشور روبه‌رو شود. با این حال، عراق امروز با وجود تاریخ پرآشوب خود، در مقایسه با گذشته در وضعیتی نسبتاً باثبات‌تر قرار دارد و چندین انتخابات را پشت سر گذاشته است.

شاید واشنگتن برای دستیابی به رویکردی متفاوت در تعامل با تهران، در نهایت به تغییر در رهبری سیاسی خود و روی‌کارآمدن رئیس‌جمهوری جدید نیاز داشته باشد.

تحلیلگران مسائل ایران می‌گویند تهران ظاهراً به این جمع‌بندی رسیده است که دونالد ترامپ علاقه‌ای به دستیابی به یک توافق صلح واقعی ندارد و حتی در صورت امضای توافق، نمی‌توان به پایبندی او به آن اعتماد کرد. بر این اساس، هر رئیس‌جمهوری که پس از ترامپ روی کار بیاید، با بحرانی بزرگ روبه‌رو خواهد شد؛ اما هم‌زمان فرصتی کم‌نظیر خواهد داشت تا جایگاه رهبری جهانی آمریکا را دوباره به نمایش بگذارد.

با این حال، عبور از وضعیت کنونی بدون تردید به ایده‌ها و رویکردهای تازه نیاز دارد. شاید واشنگتن برای حل این معادله پیچیده، به راه‌حلی متفاوت از گذشته نیاز داشته باشد؛ همان‌گونه که در یک تشبیه تاریخی باید پرسید: آیا کسی می‌داند چگونه باید یک اسب چوبی بزرگ ساخت؟



۴ ساعت قبل / سایت جماران

جزییات رایزنی جدید عراقچی با وزیر خارجه عمان در مورد اوضاع منطقه و تنگه هرمز

خبرگزاری رسمی عمان از تماس تلفنی وزیران خارجه ایران و عمان درباره اوضاع منطقه و تنگه هرمز خبر داد.

به گزارش جماران، خبرگزاری رسمی عمان از تماس تلفنی وزیر خارجه این کشور و همتای ایرانی وی خبر داد.

این رسانه افزود که وزیر خارجه سلطان نشین عمان و همتای ایرانی وی در یک تماس تلفنی آخرین تحولات و شرایط ازسرگیری گفتگو و مذاکرات را بررسی کردند.

این رسانه ادادمه داد که وزیران خارجه دو کشور، اوضاع تنگه هرمز را بررسی و بر ادامه بحث و بررسی ها و گفتگوها برای رسیدن به تفاهم تاکید کردند.

 

 

 


۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

آسوشیتدپرس: ترامپ در بن‌بست جنگ ایران، دوباره به سلاح تحریم پناه برد

به گزارش گروه بین المللی خبرگزاری دانشجو،  به نقل ازآسوشیتدپرس، در گزارشی تحلیلی به تهدید اخیر دونالد ترامپ برای اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران پرداخت و نوشت رئیس‌جمهور آمریکا در شرایطی بار دیگر به فشار اقتصادی روی آورده که جنگ با ایران به ماه ششم نزدیک می‌شود و دولت او با فشارهای سیاسی و نظامی فزاینده روبه‌رو است.

ترامپ روز چهارشنبه با اعلام آنچه «روز D اقتصادی» علیه ایران خواند، از اعمال سطحی «بی‌سابقه» از جنگ اقتصادی و انزوای مالی علیه تهران خبر داد. او همچنین تهدید کرد کشورها و شرکت‌هایی که به تجارت با ایران ادامه دهند، با پیامدهای اقتصادی سنگینی از سوی آمریکا مواجه خواهند شد.

آسوشیتدپرس در عین حال یادآوری کرده است که ایران با تحریم‌های آمریکا بیگانه نیست و نزدیک به پنج دهه است که تحت فشارهای اقتصادی واشنگتن قرار دارد. از همین رو، تهدیدهای تازه ترامپ بیش از آنکه یک ابزار جدید باشد، تکرار همان سیاستی به نظر می‌رسد که دولت آمریکا در سال‌های گذشته بارها به کار گرفته است.

این رسانه همچنین نوشته است که سیاست جدید ترامپ از بسیاری جهات ادامه همان سیاست «فشار حداکثری» است که او در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود علیه ایران دنبال کرد؛ سیاستی که هدف آن وادار کردن تهران به پذیرش خواسته‌های واشنگتن از طریق فشار اقتصادی بود.

با این حال، تجربه دولت اول ترامپ نشان داد که تحریم‌های ثانویه نیز برای آمریکا هزینه‌هایی به همراه دارد. واشنگتن در آن دوره برای برخی کشورها ناچار به صدور معافیت‌های تحریمی شد، زیرا اعمال کامل تحریم‌ها می‌توانست به منافع اقتصادی و روابط آمریکا با شرکای خود آسیب بزند.

اکنون ترامپ بار دیگر همان مسیر را دنبال می‌کند و قصد دارد فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کند؛ اقدامی که به نوشته آسوشیتدپرس، در سایه جنگ طولانی و افزایش فشارهای داخلی بر دولت آمریکا انجام می‌شود. این رسانه تأکید کرده است که ترامپ با جنگی مواجه است که به گفته گزارش، پایان دادن به آن برای دولت آمریکا دشوار شده و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نیز به موضوعی سیاسی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، بازگشت ترامپ به ادبیات «جنگ اقتصادی» نشان می‌دهد واشنگتن بار دیگر به ابزار تحریم به‌عنوان اهرم فشار متوسل شده است؛ ابزاری که ایران سال‌هاست با آن مواجه بوده و مقام‌های ایرانی نیز تهدیدهای جدید آمریکا را تکرار سیاست‌های شکست‌خورده گذشته توصیف کرده‌اند.


۲ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

یاوه‌گویی‌های تکراری و خسته‌کننده ترامپ متوهم: ما کنترل تنگه هرمز را در اختیار داریم/ ایرانی‌ها می‌خواهند با ما به توافق برسند + فیلم

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو؛ رئیس جمهور تروریست آمریکا مدعی شد: جنگ نظامی هنوز به پایان نرسیده است.

وی افزود: اگر به محاصره نگاه کنید، ما کنترل کامل آن منطقه را در اختیار داریم؛ منطقه‌ای که به تنگه هرمز مربوط می‌شود و حتی بخش قابل‌توجهی از مناطق خشکی را هم شامل می‌شود.

ترامپ توهماتش را اینگونه ادامه داد: آنها خیلی مایل‌اند به توافق برسند، اما به نظر من هنوز آماده نیستند که یک توافق درست و مناسب را بپذیرند.

 

کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی




 انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم
۴۵ دقیقه قبل / خبرگزاری تسنیم

انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم

گزارش‌ها از لیبی از وقوع انفجارهای شدید در یک انبار مهمات خبرمی دهند.

 تولیدکننده  یا  نگهبان ؟
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تولیدکننده یا نگهبان ؟

هر بار که بحث کوچک‌سازی یا بزرگ‌شدن دولت مطرح می‌شود، یک پرسش بنیادین دوباره جان می‌گیرد: اساسا دولت برای چه به وجود آمده است؟ آیا دولت باید تولیدکننده، تاجر، کارفرما، بانکدار، صنعتگر و حتی بنگاه‌دار باشد یا آنکه رسالت اصلی آن در جای دیگری تعریف می‌شود؟ اقتصاددانان، فیلسوفان سیاست و نظریه‌پردازان حکمرانی طی بیش از یک قرن گذشته پاسخ نسبتا روشنی به این پرسش داده‌اند. دولت پیش از هر چیز نهادی است که باید «کالاهای عمومی» را تامین کند؛ کالاهایی که بازار به دلیل ویژگی‌های ذاتی خود قادر به تولید کارآمد آنها نیست یا اگر هم تولید کند، جامعه با کمبود، نابرابری یا شکست بازار مواجه خواهد شد. از همین نقطه، مفهوم کالای عمومی به یکی از مهم‌ترین پایه‌های نظری دولت مدرن تبدیل شد.

 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد
۴ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 تاثیر عجیبی که قهوه روی هورمون‌های جنسی می‌گذارد
۵۱ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تاثیر عجیبی که قهوه روی هورمون‌های جنسی می‌گذارد

قهوه برای بسیاری از افراد بخشی جدانشدنی از شروع روز است، اما پژوهشی جدید از فنلاند نشان می‌دهد این نوشیدنی محبوب ممکن است با چربی بدن، سوخت‌وساز و حتی برخی هورمون‌های جنسی ارتباط داشته باشد. البته پژوهشگران تأکید می‌کنند که این یافته‌ها هنوز رابطه علت و معلولی را ثابت نمی‌کند.

 چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا ترقی‌خواهان، دموکرات‌های سنتی را شکست می‌دهند؟

دنیای‌اقتصاد: تحلیلگران رسانه‌ای بارها با سردرگمی تلاش کرده‌اند بفهمند چرا نامزدهای مترقی در آمریکا با وجود بودجه‌های انتخاباتی بسیار کمتری که دارند، دموکرات‌های سنتی را در انتخابات مقدماتی شکست می‌دهند. پاسخ این معما چندان پیچیده نیست. مترقی‌ها برخلاف دموکرات‌های تشکیلات‌گرا درباره مشکلات واقعی خانواده‌های طبقه کارگر صحبت می‌کنند و برای آنها راه‌حل‌های عملی دارند. این مشکلات طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود که از فساد در نظام مالی انتخابات و نابرابری بی‌سابقه ثروت تا بحران سیستم درمان، تهدیدهای هوش مصنوعی و سیاست خارجی مخرب را دربرمی‌گیرد.

 روایتی جدید از قدرتِ ایرانی
۳ ساعت قبل / سایت الف

روایتی جدید از قدرتِ ایرانی

روایتی جدید از قدرتِ ایرانی