
روزنامه قدس نوشت: رضاییان همین هفته گذشته در تلویزیون از مردم گفت؛ از فشار اقتصادی، فاصله فوتبالیستها با جامعه و اینکه باید حال مردم را فهمید. از پوشیدن لباس ایرانی گفت و حتی درباره تصاویری که پیشتر از زندگی لوکسش منتشر کرده بود، عذرخواهی کرد. این حرفها در ظاهر نشانهای از درک شرایط جامعه بود، اما وقتی همان مخاطب، تصاویر زندگی متفاوت، لباسهای گرانقیمت، ساعت لوکس و جت شخصی او را در استوری آخرش میبیند آچمز میشود. نسل جدید و پر آرزو و پر مشکل امروز کدام تصویر را باور کند؟
البته که باید یک مرز روشن هم تعیین کرد. داشتن پول، پوشیدن لباس گران یا سفر با جت شخصی جرم نیست. یک فوتبالیست حرفهای حق دارد از حاصل درآمدش استفاده کند. مشکل از جایی آغاز میشود که میان «واقعیت زندگی» و «تصویرسازی برای مخاطب» شکاف ایجاد شود. در همین نقطه است که پای سواد رسانهای به میان میآید؛ هم سواد رسانهای مخاطب و هم سواد رسانهای سلبریتی.
مخاطب امروز دیگر هر تصویری را بدون تحلیل نمیپذیرد. او یک برنامه تلویزیونی را در کنار استوری اینستاگرام میگذارد، حرفهای دیروز را با رفتار امروز مقایسه میکند و از کنار تناقضها عبور نمیکند. فضای مجازی نیز آرشیوی است که اجازه نمیدهد یک تصویر بهراحتی جای تصویر قبلی را بگیرد.
سلبریتی هم به سواد رسانهای نیاز دارد. فوتبالیستی که میلیونها دنبالکننده دارد، دیگر فقط یک ورزشکار نیست؛ یک رسانه شخصی است. هر پست او میتواند بر نگرش، احساس و حتی سبک زندگی بخشی از مخاطبانش اثر بگذارد. حالا دیگر مدیریت صفحه شخصی برای یک ستاره، فقط انتخاب عکس و کپشن نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت برند و هویت اجتماعی او است.
اینجاست که مفهوم مسئولیت اجتماعی معنا پیدا میکند. مسئولیت اجتماعی به این معنا نیست که ورزشکار نباید ثروتمند باشد یا مجبور است زندگی شخصیاش را مطابق میل مردم تنظیم کند. معنایش این است که وقتی یک چهره عمومی از مردمی بودن، «همدردی با مردم» و «فهمیدن شرایط جامعه» سخن میگوید، باید بداند که رفتار رسانهای …








