
عبدالناصر سعید در اعتماد نوشت: همه توافقات دفاعی از نظر دلالت یکسان نیستند، حتی وقتی عباراتشان مشابه باشد. برخی از آنها از حیطه ادب دیپلماتیک فراتر نمیروند و در نخستین بحران محو میشوند و برخی دیگر با سکوتی حساب شده، آغازِگذاری گستردهتر از یک نظام امنیتی به نظامی دیگر را اعلام میکنند؛ گذاری که در آن مفروضات جنگ و صلح پیش از آنکه بودجههای دفاعی تغییر کنند یا نام پایگاههای نظامی عوض شود، دگرگون میشوند.
در این بستر، اعلام یک ترتیب دفاعی مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، در شهر مکه مکرمه، اهمیتی فراتر از متن مستقیم خود پیدا میکند. این رویداد در لحظهای منطقهای رخ میدهد که سطح مخاطرات صعودی، منابع تهدید چندگانه و اطمینان به توانایی ترتیبات امنیتی سنتی - به ویژه ترتیبات مبتنی بر یکجانبهگرایی - برای مهار بحرانها یا انحصار تعریف آنها، به شدت افول کرده است.
بر اساس اعلام رسمی، این چارچوب دفاعی بر پایه اصل روشن و صریحی استوار است: هر گونه تعرض مسلحانه به هر یک از طرفها، تعرضی علیه همگی محسوب میشود. با این حال، ارزش عملی این اصل نه با فصاحت عبارت، بلکه با توانایی آن در تبدیل شدن به نهادها و سازوکارهای قابل اجرا سنجیده میشود، چراکه میان اعلام سیاسی و ائتلاف نظامی فاصلهای طولانی وجود دارد که با بیانیهها طی نمیشود، بلکه با فرماندهی مشترک، تبادل اطلاعات در زمان واقعی، برنامهریزی عملیاتی مشترک و از همه مهمتر، آمادگی برای پذیرش هزینه تصمیم، در لحظه آزمون واقعی محقق میشود.
از این رو، نباید این ترتیب اعلام شده در مکه را به مثابه «ناتوی» جدیدی با ارکانی کامل یا صرفا سندی نمادین که در مناسبتها خوانده میشود، تلقی کرد. این ترتیب در شکل کنونی خود، کوششی جدی برای ساخت یک چارچوب بازدارندگی سهگانه در محیط منطقهای است که به سوی چندمرکزی قدرت حرکت میکند؛ جایی که بازدارندگی دیگر انحصار قدرتهای بزرگ نیست، بلکه به پروژهای قابلِ مهندسی منطقهای بدل شده است. اول: لحظه نگرانی راهبردی - چرا اکنون؟
توافقات …












