
در اساطیر ایران خواندیم آرش کمانگیر برای تعیین مرز ایران و توران و وسعتبخشیدن به خاک پاک ایران جانش را به همراه تیری در چله کمان نهاد و از فراز البرزکوه پرتاپ کرد. تیر صدها فرسنگ آنسوتر در سرزمین فرغانه بر تنه درخت گردویی فرودآمد و مرز ایرانشهر مشخص شد.
اگر داستان آرش اسطوره است در دورههای بعد فرزندانی در مازندران ما بهوجود آمدند که توانستند نام ایران و دانش و هنر و فرهنگ آن را تا دورترین جای جهان برسانند. یکی از فرزندان مازندران که خود فرزند شایسته ایران نیز هست زندهیاد پرویز ناتل خانلری (تاریخ درگذشت: اول شهریور ۱۳۶۹) است که نَسَب از آرش دارد. یکی از نهالهای سروِ «سَروِستانِ فردوسی گلافشان» را به نام پرویز ناتل خانلری نامیدم.
(سروستان فردوسی گلافشان را در سالروز پایان سرایش و ویرایش شاهنامه در ۲۵ اسفند ۱۴۰۲ در زادگاهم گلافشان، روستایی در بخشِ مرکزی شهرستان قائمشهر، به وجود آوردم و سی نهال سرو را به پاس سی سال خدمت صادقانۀ فردوسی بزرگ در آفرینشِ شاهنامه در آن کاشتم. هر نهال به نام یک فرهیخته ایراندوست است).
مغنی نوایی به گلبانگ رود/ بگوی و بزن خسروانیسرود
روانِ بزرگان ز خود شاد کن/ ز پرویز و از باربد یاد کن(حافظ)
اصالتِ خانلری به شهرستانِ نورِ مازندران میرسد. وقتی نام نورِ مازندران به میان میآید شاید خیلیها به یاد جنگلهای زیبا و ساحل دلانگیز آن بیفتند و این، همه زیباییهای نور نیست. بخت و اقبال وقتی به نور رسید «نورعلینور» شد و نام چندین تن از مفاخر کشور ما با آن گره خورده است. نور را دوست دارم چون دیار فرزانگان و فرهیختگان است. نور افتخارِ مازندران است. حتی بهتر است بگوییم افتخار ایران است. باورتان میشود همه شخصیتهای زیر نوری هستند: نیما یوشیج، حسین خطیبی، غلامحسین صدیقی، منوچهر ستوده، ناصرالدین شاهحسینی، بنان، ابوالحسن صدیقی و چندین فرد معتبر دیگر! پرویز ناتل خانلری نیز یکی از مردان معتبر نور هستند.
زبان و فرهنگ و ادب ایرانزمین خیلی به خانلری مدیون است. نام او را همچون عقابی بر آسمان ایرانشهر در پرواز میبینم که هر دم نهیب میزند: …












