
از خطوط لوله عربستان تا کانالهای جایگزین؛ جهان به دنبال فرار از مهمترین گلوگاه انرژی جهان است، اما مساله اصلی حذف هرمز نیست؛ بلکه ساخت اقتصادی است که بدون هرمز نیز بتواند دوام بیاورد. در دنیای ژئواکونومی، برخی نقاط جغرافیایی بیش از آنکه یک موقعیت مکانی باشند، یک «اهرم قدرت» هستند. تنگه هرمز دقیقا یکی از همین نقاط است؛ آبراهی باریک در دهانه خلیجفارس که سالهاست در قلب امنیت انرژی جهان قرار دارد و هرگونه اختلال در آن میتواند از پالایشگاههای شرق آسیا تا بازارهای مالی نیویورک و لندن را تحت تأثیر قرار بدهد.
به گزارش اعتماد، در نگاه نخست، پرسش ساده به نظر میرسد: اگر هرمز تا این اندازه آسیبپذیر و پُرریسک است، چرا جهان مسیر دیگری برای انتقال نفت پیدا نمیکند؟ پاسخ به این پرسش، اما ما را به یکی از مهمترین واقعیتهای اقتصاد سیاسی بینالملل میرساند: جهان میتواند وابستگی خود به هرمز را کاهش بدهد، اما حذف کامل هرمز از معادله انرژی جهانی، دستکم در آینده قابل پیشبینی، تقریبا ناممکن است. این دقیقا همان نتیجهای است که از بررسی ظرفیت خطوط لوله موجود، طرحهای جایگزین و حتی پروژههای عظیم چندصد میلیارد دلاری به دست میآید؛ نتیجهای که نشان میدهد رویای «هرمز صفر» (Project Hormuz Zero) بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، یک آرزوی ژئوپلیتیکی است. نقطه تلاقی سه شریان اصلی اقتصاد جهانی
تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه نقطه تلاقی سه شریان اصلی اقتصاد جهانی است: (1) انرژی؛ زیرا بخش قابلتوجهی از نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از این مسیر عبور میکند و امنیت عرضه انرژی بسیاری از اقتصادهای بزرگ به آن وابسته است. (2) تجارت دریایی (Maritime Trade)؛ زیرا هرمز حلقه اتصال تولیدکنندگان بزرگ انرژی در خلیجفارس به شبکه تجارت جهانی و زنجیرههای تأمین بینالمللی (Global Supply Chains) است. امنیت ژئوپلیتیکی (Geopolitical Security)؛ زیرا توازن قدرت میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، از ایران و کشورهای عربی خلیجفارس گرفته تا ایالاتمتحده، چین، هند و اتحادیه اروپا، …








