
توان بازوی بانکی زوجها برای خرید خانه به کمترین میزان سهدهه اخیر رسیده است. با این حال ترمیم وام نیز با مانع قابلیت قسطدهی خانوارها روبهرو است و همین، به یک بهانه در سیستم تامین مالی مسکن برای کنارگذاشتن پرونده تسهیلات بلندمدت صاحبخانهشدن از روی میز سیاستگذاری تبدیل شده است.
به گزارش دنیای اقتصاد، در حال حاضر و با لحاظ سطح قیمت پیشنهادی آپارتمان در تهران، قدرت خرید وام ترکیبی 780میلیون تومانی، شامل وام خرید و وام جعاله، رقمی معادل 3.9مترمربع است. البته، این میزان پوشش، عیار اسمی وام مسکن است که با احتساب بهای خرید اوراق وام، توان متراژی آن حدود یک مترمربع پایینتر میآید.
متوسط قدرت وام خرید مسکن طی دهههای گذشته تحتتاثیر 3پارامتر نزولی شد؛ بهطوریکه از متوسط 28مترمربع در دهه70 به 15مترمربع در دهه80 و سپس 9مترمربع در دهه90 رسید. در سالهای گذشته از دهه1400 نیز قدرت خرید وامهای مسکن متوسط 6.5مترمربع بوده است.
بار سنگین وامهای تکلیفی بخش مسکن، جهشهای مکرر قیمت ملک و شتابگیری دورههای تکرار آن در یک دهه اخیر و همچنین نرخ سود دستوری در شبکه بانکی، مجموعه عواملی هستند که دستبهدست هم باعث ناکارآمدی وام خرید مسکن در یک دوره مشخص زمانی شدند.
عملکرد مناسب وامهای خرید مسکن در کشورهای مختلف باعث شده زوجها به پشتوانه درآمد آینده خود بتوانند صاحبخانه شوند؛ برعکس ایران که پشتوانه اصلی زوجها برای خرید مسکن، پسانداز گذشته است و چون این تکیهگاه در سالهای اخیر به شدت از تورم سبد مصرف و افت درآمد واقعی آسیب دید، عملا هیچ ابزار مالی در دسترس خریداران مسکن نیست.
در کشورهای اروپایی، متوسط 75 تا 80درصد بهای خرید مسکن، بهصورت وام بلندمدت بالای 20 سال، به زوجها تسهیلات داده میشود. این سهم در آمریکا برای خرید خانهاول تا 95درصد است. در ایران نیز سابقه پرداخت 33درصد از بهای خرید آپارتمان 60مترمربعی با وام مسکن در اواسط دهه90 وجود داشته است؛ وام مسکن یکم.
یک روش بازسازی وام خرید مسکن، رجوع به مدل «وام …












