
آنچه دونالد ترامپ با عنوان روز «دی» اقتصادی یا Economic D-Day علیه ایران اعلام کرده، حتی اگر بخشی از آن در چارچوب جنگ روانی، نمایش قدرت و بزرگنمایی سیاسی قابل ارزیابی باشد، بههیچوجه نباید با خوشبینی یا سادهانگاری از کنار آن گذشت.
به گزارش شرق، یقینا تحریم برای ایران پدیدهای تازه نیست و تجربه چند دهه گذشته نشان میدهد جمهوری اسلامی، با وجود فشارهای گسترده، توانسته مسیرهای متعددی برای حفظ تجارت و مدیریت محدودیتهای مالی ایجاد کند؛ اما مسئله امروز، ایرانِ دیروز نیست.
کشور پس از تجربه جنگهای ۱۲روزه و ۴۰روزه و در شرایطی که اقتصاد و معیشت جامعه با مجموعهای از معادلات روبهروست، وارد مقطعی حساس شده که بحث درباره میزان تابآوری اقتصادی و اجتماعی را بیش از گذشته جدی و ضروری میکند. خطر اصلی در فصل جدید تحریمها، صرفا افزایش تعداد محدودیتها نیست، بلکه تلاش واشینگتن برای هدف قراردادن گلوگاههای باقیمانده و آزمودن عمق روابط اقتصادی ایران با شرکای بزرگ بهویژه چین است.
پکن در این میان مهمترین متغیر معادله تازه به شمار میرود. پرسش اساسی این نیست که چین مایل به همکاری با ایران هست یا نه، پرسش مهمتر این است که در صورت تشدید فشارهای ثانویه آمریکا، پراگماتیسم اقتصادی و احتیاط راهبردی چین تا کجا حاضر است هزینه حفظ این همکاری را بپذیرد؟ پس جدیترین آزمون چینیها فرارسیده و باید دید اژدهای زرد در چنین شرایطی با تهران چگونه تا خواهد کرد؟ در این بین تکیه صرف ایران بر تجربه گذشته و این تصور که سازوکارهای دورزدن تحریم بهطور خودکار کارآمد خواهند ماند، میتواند خطایی پرهزینه باشد.
آزمون پیشرو فقط آزمون مقاومت در برابر تحریم نیست؛ آزمون کارآمدی دیپلماسی اقتصادی، تنوعبخشی واقعی به شرکای تجاری، کاهش وابستگی به مسیرهای محدود و مهمتر از همه، ترمیم گلوگاههای داخلی اقتصاد است. در شرایطی که معیشت مردم نخستین محل اصابت فشارهای خارجی است، هرگونه غفلت از شکنندگیهای درونی و هر نوع خوشبینی نسبت به هزینهزانبودن تحریمهای تازه، خود میتواند به بخشی از مسئله تبدیل شود.
امروز، …












