رویداد۲۴ | برت مکگورک تحلیلگر امور جهانی سیانان در یادداشت نوشت: استدلال ساده است. آمریکا و اسرائیل هفتهها ایران را بمباران کردند، خسارات عظیمی وارد آوردند و خواستار امتیازات بزرگی شدند. ایران حاضر به تسلیم نشد. حکومت همچنان بر سر کار است. موشکهایش همچنان تهدیدی در سراسر منطقه محسوب میشوند و مهمتر از همه، تهران هنوز توانایی مختل کردن کشتیرانی در تنگه هرمز را دارد؛ اقدامی که هزینه انرژی را برای آمریکا و بخش بزرگی از جهان افزایش میدهد. ترامپ در طول تابستان هشدار داده بود که اگر تنگه بسته بماند، ممکن است رکودی جهانی رخ دهد.
این استدلال قدرتمندی است؛ اما شاید برای چنین نتیجهگیریای هنوز زود بوده است.
جنگها رقابت بر سر اهرم فشار و میزان تابآوری هستند و این رقابت اکنون حتی در مقایسه با چند ماه قبل بسیار متفاوت به نظر میرسد. پرده چهارم
مک کورگ می گوید: سیر این درگیری ششماهه در چهار پرده پیش رفته است. پرده اول با حملات هوایی گسترده در ۲۸ فوریه آغاز شد و شش هفته عملیات نظامی شدید را دربر گرفت. پرده دوم با آتشبس ۷ آوریل و مذاکرات آغاز شد و با یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن که ترامپ و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، امضا کردند به اوج رسید.
پرده سوم چند هفته بعد آغاز شد؛ زمانی که ایران بار دیگر تصمیم گرفت کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را هدف قرار دهد و این اقدام به دور دیگری از حملات متقابل نظامی انجامید.
در همان مقطع، درخواستها برای اینکه آمریکا عملاً عقبنشینی کند و کنترل تنگه را به ایران واگذار کند، افزایش یافت. به نظر میرسید ایالات متحده دیگر گزینهای در اختیار ندارد.
اما نه به این سرعت.
از اواسط ژوئیه، آمریکا بار دیگر محاصره نظامی بنادر ایران و تحریم تجارت نفت این کشور را برقرار کرده است. همزمان، ارتش آمریکا بهطور مستمر برای پاکسازی مسیرهای کشتیرانی و کمک به حفاظت از کشتیهای تجاری عبوری از تنگه فعالیت کرده است.
نتیجه، به ادعای نویسنده، شکلگیری یک محاصره مؤثر علیه صادرات نفت ایران بوده، در حالی که حملونقل جهانی احیا شده و قیمت انرژی بهشکل قابلتوجهی باثبات مانده است. بلومبرگ این هفته گزارش داد جریان نفت از تنگه هرمز به حدود دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته است. …











