
به گزارش ایرنا، تیم ملی والیبال نشسته مردان ایران یکی از پرافتخارترین تیمهای ورزش کشور و جهان است؛ تیمی که در طول سالهای گذشته بارها پرچم ایران را در مهمترین آوردگاههای بینالمللی به اهتزاز درآورده و هشت مدال طلای پارالمپیک، هشت مدال طلا، یک نقره و ۲ برنز قهرمانی جهان را در کارنامه داشت و در مسابقات اخیر هانگژو نیز برای نهمین بار بر سکوی نخست جهان ایستاد.
ملیپوشان ایران در دیدار نهایی این رقابتها با نتیجه سه بر یک بوسنی را شکست دادند و با صعود به فینال، سهمیه حضور در بازیهای پارالمپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس را نیز به دست آوردند.
این موفقیت تنها یک عنوان ورزشی دیگر برای والیبال نشسته ایران نیست؛ تیمی که سالها در سطح اول جهان قرار داشته و از آن به عنوان یکی از قدرتهای بلامنازع این رشته یاد میشود، حاصل تلاش ورزشکارانی است که بخش قابل توجهی از عمر خود را صرف تمرین، اردو و حضور در مسابقات کردهاند؛ مسعود امامی، ملیپوش کرمانشاهی، یکی از همین ورزشکاران است که نامش در فهرست تیم ایران در مسابقات قهرمانی جهان هانگژو قرار داشت و در کنار دیگر ملیپوشان، نهمین قهرمانی جهان را برای کشورمان رقم زد.
امامی ۳۷ ساله، اما مسیر رسیدن به این جایگاه را نه از سالنهای مجهز و امکانات ویژه بلکه از روزهایی آغاز کرده که زندگی برایش شکل دیگری داشت.
او در گفتوگو با خبرنگار ایرنا از تصادفی میگوید که در سال ۱۳۸۳ زندگیاش را تغییر داد و موجب معلولیتش شد؛ با این حال چهار سال بعد تصمیم گرفت والیبال نشسته را آغاز کند و در سال ۱۳۹۰ برای نخستین بار به اردوهای تیم ملی دعوت شد اما در آن سالها به دلیل کمتجربگی نتوانست جایگاه خود را در ترکیب تیم ملی تثبیت کند و بارها از اردوها خط خورد.
وی با بیان اینکه از سال ۱۳۹۶ شرایط تغییر کرد و به یکی از نفرات ثابت اردوهای تیم ملی تبدیل شدم، ادامه داد: حضورم در مسابقات بینالمللی آغاز شد؛ مسیری که طی سالهای بعد به کسب عناوین مختلف جهانی، آسیایی و بینالمللی برای او انجامید.
این ملیپوش کرمانشاهی اکنون حدود ۱۰ سال است که عضو تیم والیبال نشسته ذوبآهن اصفهان است و پیش از آن نیز سابقه حضور در تیمهای هرمزگان، شهرداری تبریز، ماشینسازی تبریز، قم و تیم کرمانشاه را در کارنامه دارد؛ با این حال روایت زندگی امامی فقط به ورزش محدود نمیشود؛ او پیش از آنکه نامش در فهرست ملیپوشان والیبال نشسته قرار بگیرد برای تامین هزینههای زندگی تجربههای مختلفی داشته است؛ از روزنامهفروشی گرفته تا مسافرکشی و کارگری.
امامی ورود خود به عرصه رسانه را به سالهای ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ و فعالیت در روزنامهفروشی نسبت میدهد و میگوید در آن زمان با فروش روزنامه و فعالیت در ویژهنامه «کوزران» تلاش میکرد بخشی از هزینههای زندگی و رفتوآمد خود را تامین کند.
او حتی پس از تصادف نیز روزنامهفروشی را کنار نگذاشت و با وجود استفاده از عصا، با فروش روزنامه برای تمرین به کرمانشاه میآمد و از همین راه هزینه رفتوآمد خود را به دست میآورد؛ چرا که به گفته خودش وضعیت مالی خانواده اجازه نمیداد بدون داشتن درآمدی مستقل، مسیر زندگی را ادامه دهد.
مسعود امامی در کنار روزنامهفروشی، مدتی مسافرکشی و کارگری نیز کرده است؛ تجربههایی که نشان میدهد مسیر رسیدن او به تیم ملی و قهرمانی جهان، تنها به سالها تمرین ورزشی محدود نبوده و برای تامین هزینههای زندگی نیز ناچار به انجام کارهای مختلف بوده است.
او میگوید زمانی که وارد والیبال نشسته شدم، هدف مشخصی داشتم: گفتم باید قهرمانی جهان و المپیک را کسب کنم؛ قهرمانی جهان حالا محقق شده است؛ اما المپیک همچنان یکی از اهداف اوست؛ امامی در چند دوره اردوهای انتخابی المپیک نیز حضور داشته و حتی تا روزهای پایانی در جمع مدعیان حضور در ترکیب تیم بوده، اما به دلیل موضوع کلاسبندی ورزشکاران معلول در نهایت از ترکیب اعزامی کنار گذاشته شد.
با این حال، او تاکید میکند که از تلاش برای رسیدن به این هدف دست نمیکشد و حتی اگر در دورهای از مسابقات نتوانسته باشد به المپیک برسد، همچنان به مسیر خود ادامه خواهد داد.
قهرمانی اخیر تیم ملی در مسابقات جهان هانگژو، اما بار دیگر مساله حمایت از قهرمانان این رشته را در کانون توجه قرار داد؛ امامی میگوید پس از بازگشت به کرمانشاه، پیامهای تبریک استاندار، نماینده ولیفقیه و نمایندگان مجلس را دریافت کرده، اما انتظار او فراتر از پیام تبریک است.
او با اشاره به دغدغههای زندگی خود گفت: الان مستاجر هستم و درست چند روز پس از بازگشت از مسابقات جهانی، باید برای جابهجایی خانه اقدام میکردم؛ در حالی که همزمان دغدغه اشتغال و آینده زندگی خود و دو فرزندم را دارم؛ مسئولان استان پیش از این درباره رفع دغدغه مسکن و اشتغال ورزشکاران افتخارآفرین سخن گفتهاند و انتظار میرود این وعدهها درباره ورزشکارانی که در بالاترین سطح جهان برای ایران افتخارآفرینی کردهاند، عملی شود.
این قهرمان جهانی با بیان اینکه من که توانستم قهرمانی جهان را کسب کنم و پرچم ایران و سرود ملی ایران را در یک کشور خارجی به اهتزاز دربیاورم، توقعم این است که حداقل دغدغه مسکن و شغل نداشته باشم، ادامه داد: درآمد ورزش حرفهای نیز برای این قهرمان جهان، پاسخگوی هزینههای زندگی نیست.
امامی با اشاره به پاداش مسابقات قهرمانی جهان میگوید: پاداشی که برای این قهرمانی دریافت کردم حدود ۲۰۰ دلار بوده که با احتساب نرخ فعلی ارز حدود ۳۶ میلیون تومان میشود؛ مبلغی که به گفته او حتی برای تامین هزینههای مکملهای ورزشی نیز کافی نیست.
او همچنین به تفاوت میان تصور عمومی از زندگی قهرمانان و واقعیت زندگی آنها اشاره میکند و میگوید گاهی مردم تصور میکنند ورزشکاری که قهرمان جهان شده، پس از بازگشت از مسابقات با امکانات و درآمد قابل توجهی روبهرو است، در حالی که واقعیت برای بسیاری از ورزشکاران رشتههای غیرحرفهای چنین نیست.
امامی افزود: بخش عمده درآمدی که در طول سال از ورزش دریافت میکنم، صرف هزینههای رفتوآمد و حضور در اردوها و مسابقات میشود و نمیتوان از آن به عنوان یک درآمد پایدار برای تامین هزینههای زندگی حساب کرد؛ گلایهام از مسئولان به معنای نادیده گرفتن زحمات آنان نیست و از استاندار کرمانشاه، نماینده ولیفقیه، نمایندگان مجلس و مسئولان کوزران که پس از بازگشت من مراسم استقبال برگزار کردند، قدردانی میکنم.
مراسم استقبال از امامی پس از بازگشت از مسابقات جهانی نیز در کرمانشاه برگزار شد؛ مراسمی که به گفته او برایش ارزشمند بود و حتی همزمان با وقوع زلزله، مسئولان محلی برای استقبال و سرکشی در منطقه حضور داشتند؛ با این همه، آنچه مسعود امامی امروز بیش از هر چیز دنبال میکند، ادامه مسیر قهرمانی در کنار داشتن یک زندگی معمولی و آیندهای مطمئن برای خانوادهاش است؛ ورزشکاری که میگوید تمام زندگیاش را برای ورزش گذاشته و از همان روز نخست با هدف رسیدن به قلههای جهان وارد والیبال نشسته شده است.
او معتقد است ورزشکارانی که سالها برای افتخارآفرینی کشور تلاش میکنند، نباید پس از پایان دوران قهرمانی با دغدغههای ابتدایی زندگی مواجه باشند و حمایت از آنان باید به زمان برگزاری مسابقات و مراسم استقبال محدود نشود.
امامی میگوید اکنون هدف بعدیاش ادامه تلاش برای رسیدن به سکوی المپیک است؛ اما در کنار این هدف ورزشی، یک خواسته ساده نیز دارد: اینکه پس از سالها تلاش، برای داشتن خانه و شغل و تامین آینده خانوادهاش دغدغهای نداشته باشد.
قهرمان جهان والیبال نشسته ایران در پایان از خانوادهاش نیز قدردانی کرد؛ از پدر و مادر، همسر و برادرانش که به گفته او در تمام سالهای سخت زندگی و ورزش در کنارش بودهاند و بخشی از این موفقیت را حاصل حمایت آنان میداند.






