قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایرنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

پدر به روایت نویسندگان و شاعران در مجموعه «سایه‌ای که روشن است»

تهران- ایرنا- مقام والای پدر در ۲۶ روایت توسط ۲۲ نویسنده و ۲۱ شاعر در کتاب «سایه‌ای که روشن است» ارائه شده است.
 پدر به روایت نویسندگان و شاعران در مجموعه «سایه‌ای که روشن است»
به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، در کتاب «سایه‌ای که روشن است؛ پدر به روایت نویسندگان و شاعران» ۲۶ روایت از پدر توسط ۲۲ نویسنده ارائه شده و ۲۱ شاعر، مقام والای پدر را سروده‌اند.

نادری در پیشگفتار کتاب، نوشته است: «از پدر گفتن، سخت است. یک‌جوری غریب است. انگار هماره حُجب و حیای فرزند و پدری وجود دارد برای گفتن و حتی نوشتن از او. به‌نظرم همین سختی و پیچیدگی‌، ارزش این مجموعه را وزین می‌کند؛ روایت پدر از زبان فرزند.»

بخش‌هایی از دو روایت این کتاب، در پی می‌آید:

بخشی از روایت «نمی‌دانم کجای قصه خوابم برد» به‌قلم « کامران نجف‌زاده»:

پدر، نویسنده بود. کتابخانه‌ای قدیمی‌ داشت که من یواشکی کلیدش را می‌چرخاندم. از هدایت تا چوبک و شاملو و کارنگی تا جلال می‌خواندم. ظهرهای تابستان برایم «آیش» می‌خرید. «کیهان بچه‌ها» می‌گرفت. «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» را و من یکی‌یکی می‌خواندم... انگار هیچ‌چیز در جهان به‌اندازه‌ی آن لحظه‌ها یادم نمانده...

نمی‌دانم کجای قصه خوابم برد. اما چشم باز کردم، اسیر روزگار شدم... فقط عکس‌های دوربین نیکون بابا نجاتم می‌دهد. فقط خاطره‌ی سینما و اصرار من برای دَه‌بار دیدن تک‌شاخ و جوی ولی‌عصر و خانه‌ی دوبلکس ستارخان و بلیت مهرجوییِ خدابیامرزِ اجاره‌نشین‌ها، شاید ناجیِ آن بخشِ تباه‌شده باشد که آلزایمر نگیرم.

چرا روزگار چنین است؟ چرا چین افتاده زیر چشمانت... من به قربان تو...

بخشی از روایت « تمامِ مَرد» به‌قلم «حمید محمدی محمدی»:

بابا توی بنگاه، ماشین می‌خرید و می‌فروخت. معروف بود که آدم راستگویی است. شاید برای همین به او می‌گفتند: «آشیخ حسین.» شاید هم دلیل دیگری داشت. ولی بارها سر این‌که به مردم دروغ نمی‌گوید، با صاحب بنگاه «اتوبهروز» دعوایش شده بود و دیگر هیچ‌وقت پایش را نمی‌گذاشت آن‌جا. پاتوقش را کرده بود بنگاه «گلدن‌سیتی» و همان‌جا کنار پیرمردها، گاهی یک پیکان می‌خرید و می‌فروخت و چند ده هزار تومانی سود می‌کرد. موسوی به بابا می‌گفت: «آشیخ حسین! لااقل به مردم نگو چند خریدی که این‌همه چونه نزنن.» بابا هم جواب می‌داد: «دروغ بگم، غش در معامله‌س.»

من فکر می‌کردم اگر دروغ بگویی، خریدار غش می‌کند! شاید هم یک‌بار پرسیدم از بابا و یک جواب نه خیلی سرراست شنیدم.

یک‌بار که بابا با عبا و پالتوی مداحی ایستاده بود جلوی در بنگاه، یک‌نفر آمده‌بود ماشین بخرد. یک پیکان نارنجی خیلی تروتمیز هم توی پیاده‌روی خیابان شهناز پارک بود. همان آقاهه که به من گفت: «غلط نکن» ماشین را به خریدار معرفی کرد. بعدش هم شروع کرد به تعریف کردن از پیکانی که مدلش ۵۵ بود و می‌شد عکس‌مان را روی درهایش ببینیم. به‌نظر نمی‌رسید خریدار، آدم زرنگی باشد. ولی یک سوال کرد که اگر جوابش را راست و حسینی می‌دادند، دست از خرید می‌کشید. آن جواب راست و حسینی را بابا داد: «اون‌طور که شما فکر کنید، چپی نیست، ولی خوابش می‌اومده یه‌بار به پهلو خوابیده.»

بخشی از روایت «أین الملوک» به‌قلم «سجاد محقق»:

از تاریخ تولدم فقط ماهش را می‌داند، آن‌هم چون هردو مُردادی هستیم و ماه تولد خودش است و کادوهایی که برای تولدش می‌گیریم را چند روز یا چند هفته و حتی چند ماه باز نمی‌کند. دلیلش را نمی‌دانم و هروقت از بابا می‌پرسم این دو کلمه را می‌شنوم: عجله‌ای نیست!

از اول زندگی، حقوقش را دست مادرم داده و با هیچ‌چیز دیگری کار ندارد. موارد خریدش برای خانه، چه آن‌زمان که بچه بودم و چه حالا، از سه قلم بیشتر نیست؛ نان و بادمجان و هندوانه! توی هرخانه‌ای که می‌رویم، حتما یک اتاق را برای کار خودش کنار می‌گذارد اما معمولا هفته‌ای یک‌بار بیش‌تر به آن‌جا سر نمی‌زند. آن‌هم زمانی که من و مادرم مشغول نظافتِ خانه می‌شویم. می‌رود توی اتاق و در را می‌بندد که نفتی نشود!...

قصدم از بیان چنین مثال‌هایی این بود که بدانید نگاه متعصبانه به پدرم ندارم! کاستی‌هایش را می‌بینم اما با این حال اطمینان دارم خوبی‌هایش خیلی بزرگ‌تر و خاص‌تر است و برآیندش قطعا به بی‌نهایت مثبت میل می‌کند...

در ایام نوجوانی، یک‌روز پدرم نشست و نعماتی که خدا به ما داده را شمرد و بعد، این جمله را برایم گفت و ادامه داد که می‌بینی؟ خداوکیلی اگر قرار به لیاقت بود، این‌قدر به ما می‌رسید؟

یک‌روز دیگر، قندانی را که با آن بازی می‌کرد جلو کشید و گفت: این قندها روزیِ خدا و این قندان هم عمر ماست! داخلش فقط همین مقدار قند است. خدا هم گفته هرکس روزی‌اش تمام شود، مرگش فرا می‌رسد. یادت باشد اگر بخواهی زور بزنی و تند تند پول دربیاوری، ممکن است خدا همه‌ی روزی‌ات را زودتر به‌دستت برساند اما بدان که اگر تمام شد، روزی و عمرت با هم تمام می‌شوند. تو کار کن، پول خودش می‌آید. انصافا هم خودش همیشه به این حرف اعتقاد دارد.

پدر من، اگرچه در روزمرگی‌های زندگی‌اش یک آدم معمولی و کم فراز و نشیب است، اما در بنیان‌های فکری و عقایدش بسیار محکم و استوار است. پدرم را ویژه دوست دارم چون روزمره نبودن در زندگی معمولی را خیلی‌ها دارند و رسیدن به آن‌هم، کار پیچیده‌ای نیست اما ثبات در عقاید و اصول و معتدل‌بودن، سال‌ها پیش از آن‌که گفتمان اعتدال، پُز روشنفکری شود، کار هرکسی نیست.

پدرم را بعد از این‌که از هجده سالگی شروع به کار کردم، بیش‌تر دوست دارم. تا به‌حال کسی را ندیده‌ام که بگوید لقمه‌ی حرام سر سفره‌ی زن و بچه‌ام می‌برم. هرچه شنیده‌ام صحبت از نان حلال بوده اما وقتی وارد محیط کار شدم، خوب دیدم که خیلی‌ها چه‌طور پول در می‌آورند.

پدرم مرد این است که وقتی در این سن و سال، او را به شهرستان‌های اطراف دعوت می‌کنند و می‌خواهند برایش ماشین بفرستند، می‌گوید چه خبر است؟ یک بلیط اتوبوس برایم بگیرید. در جواب اعتراض ما هم می‌گوید: هرکس هرکمکی می‌تونه باید به مملکت بکنه ولو هزارتومان صرفه‌جویی باشد. وقتی هم توی شهر قبل و بعد جلسات برایش آژانس می‌گیرند، سر کرایه چانه می‌زند. بارها شنیده‌ام راننده‌ها می‌گویند: آقا مگه شما می‌خوای پول بدی؟ قبض رو بده اداره و پولت رو بگیر و بابا هم جواب می‌دهد که اتفاقا اگر خودم قرار بود بدهم، این‌قدر بحث نمی‌کردم. بماند که خیلی‌وقت‌ها می‌گوید: چرا یه ماشین به این ترافیک اضافه شه به‌خاطر من؟ با مترو اومدم و با مترو هم برمی‌گردم. جلد کتاب

کتاب «سایه‌ای که روشن است؛ پدر به روایت نویسندگان و شاعران» نوشته عباس نادری در قطع رقعی، جلد شومیز، در ۱۸۴ صفحه توسط نشر قو در سال ۱۴۰۵ منتشر شد.



 رسوایی امنیتی در نتفلیکس؛ فیلم نیکلاس کیج از دفتر این شرکت دزدیده شد

رسوایی امنیتی در نتفلیکس؛ فیلم نیکلاس کیج از دفتر این شرکت دزدیده شد

فیلم اکران‌نشده «استقامت» با بازی نیکلاس کیج، پس از آنکه یک نسخه از آن از دفتر نتفلیکس در هالیوود به سرقت رفت، باعث نگرانی فیلمسازان در این شهر شده است.

 چه تعداد کنتور هوشمند برق در صف نصب قرار دارد؟  | اینفوگرافیک

چه تعداد کنتور هوشمند برق در صف نصب قرار دارد؟ | اینفوگرافیک

توسعه کنتورهای هوشمند و افزایش ظرفیت نیروگاهی، دو گام اساسی برای مدیریت مصرف و عبور از ناترازی انرژی است. این داده‌نمایی روند تجهیز شبکه به فناوری‌های نوین و رشد تولید برق را نشان می‌دهد؛ جزئیات این تغییرات آماری را در اینفوگرافیک زیر دنبال کنید.

 «غمزه» با افشین علا؛ آنها که آقا را دیدند در غم فراق، جگرشان می‌سوزد - تسنیم

«غمزه» با افشین علا؛ آنها که آقا را دیدند در غم فراق، جگرشان می‌سوزد - تسنیم

جدیدترین قسمت «غمزه» با حضور افشین علا، شاعر برجسته، به بررسی ابعاد شخصیتی «آقای شهید» اختصاص یافت.

 «پایین نردبان» از دل یک جهان زنانه شکل گرفت | مجموعه رسانه ای صبا

«پایین نردبان» از دل یک جهان زنانه شکل گرفت | مجموعه رسانه ای صبا

سروین دهقان/ صبا، فرزین محدث با «پایین نردبان» به نویسندگی مهران عشریه، نخستین تجربه جدی خود در مقام کارگردان را پشت سر می‌گذارد؛ اجرایی که با هفت بازیگر زن شکل گرفته و جهان ذهنی، خاطره و بدن را در فضایی محصور به هم پیوند می‌دهد. محدث در این گفت‌وگو از چگونگی شکل‌گیری جهان زنانه نمایش، تجربه

 فیلم جدید کارگردان «بچه‌های آسمان» اکران می‌شود

فیلم جدید کارگردان «بچه‌های آسمان» اکران می‌شود

 «غذای نیمروز» با دریافت پروانه نمایش در فهرست آثار متقاضی اکران قرار گرفت.

 پایان  پایتخت؟

پایان پایتخت؟

محسن تنابنده، طراح و بازیگر اصلی «پایتخت»، یک بار دیگر خبرهای مربوط به ساخت فصل هشتم این سریال را تکذیب کرد؛ موضعی که نشان می‌دهد ادامه یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی ایران، دست‌کم در شرایط فعلی در دستور کار سازندگان قرار ندارد.

 مرگ مجری زن شبکه معاند + عکس

مرگ مجری زن شبکه معاند + عکس

فرحناز اسپد مجری شبکه ایران‌اینترنشنال بر اثر ابتلا به سرطان در ۳۷ سالگی درگذشت.

 دوست دارم «آگاهی» در ذهن مخاطب باقی بماند

دوست دارم «آگاهی» در ذهن مخاطب باقی بماند

«آن‌بُرد» دیگر یک اجرای مقطعی نیست؛ نمایشی است که در چند دور اجرا، از تئاترشهر و تماشاخانه «هیلاج»، «لبخند» و «تمام ناتمام» در تهران تا رشت، تبریز و دیگر شهرها، مسیرش را ادامه داده و اکنون بیش از ۱۵۰ اجرا را پشت سر گذاشته است. تداوم این اجرا و مواجهه با تماشاگرانی از جغرافیاهای مختلف، بهانه‌ای شد برای گفت‌وگو با مهدی زندیه که نویسندگی و کارگردانی این اثر را برعهده داشته است.