همانجا، در دل همین تضاد روشن شد که جایگاه رسانه رسمی امروز چقدر مظلومانه در سایه مانده، درست مانند همین تابلوهای بیزرقوبرق که در ازدحام تبلیغات، بلاگرها و کانالهای پرهیاهو گم میشوند.
رسانهای که قرار بود صدای جامعه باشد، حالا در میان انبوه صداهای بلند کانالهای فضای مجازی، آرام و کمرنگ ایستاده است، اما هنوز پابرجاست، هنوز نفس میکشد و هنوز خبرنگارانی دارد که در سکوت، حقیقت را دنبال میکنند.
به مناسبت روز خبرنگار، و در راستای شنیدن صدای صادقانه و بیپرده پیشرانان جریان اطلاعرسانی، مصاحبه تصویری با لیلا بنیادی سردبیر خبرگزاری ایسنا مرکزی، اکرم یوسفی خبرنگار روزنامه اطلاعات و سرپرست هفتهنامه سرچشمه، ابوالفضل اکبری سرپرست روزنامه جمهوری اسلامی استان مرکزی و محسن بهرامی سرپرست خبرگزاری ایمنا استان مرکزی انجام دادم و در این گفت و گوها به واکاوی لایههای پنهان بحرانهای حرفهای پرداختیم.
این چهرههای اثرگذار در رسانهها، از چالشهای مزمن معیشتی تا تهدیدهای ناشی از عقبماندگی ساختاری، به طرح دغدغههایی پرداختهاند که ضرورت بازنگری در نظامهای حمایتی از رسانه را بیش از پیش نمایان میسازد. Pause Play % buffered00:00 -04:28Unmute Mute Settings CaptionsDisabled Quality480p SpeedNormal Captions Go back to previous menu Quality Go back to previous menu 480pSD 360p 180p Speed Go back to previous menu 0.5× 0.75× Normal 1.25× 1.5× 1.75× 2× 4× PIP Exit fullscreen Enter fullscreen Download
فرسایش در قلم، واکاوی بحران معیشت و تخصص در جامعه رسانهای
فعالان عرصه رسانه، امروز در حالی روز خبرنگار را پشت سر میگذارند که انباشت چالشهای ساختاری، فقدان امنیت مالی و خلاء حمایتهای قانونی، این حرفه را با بحران فرسایش سرمایه انسانی و کاهش مرجعیت خبری مواجه کرده است.
بررسی وضعیت فعلی رسانهها، بهویژه در بخش مکتوب، نشاندهنده نبود یک چهارچوب حمایتی واحد و نظاممند است، فعالان این حوزه با اشاره به ماهیت شبانهروزی و فرساینده کار خبری، تاکید دارند که همخوانی نداشتن جایگاه اقتصادی با حجم فشار کاری، اولین گام در مسیر خروج نیروهای متخصص از این گردونه است.
یکی از محوریترین انتقادات مطرح شده، بلاتکلیفی قانونی خبرنگاران در بهرهمندی از قانون مشاغل سخت و زیانآور است، مصاحبهشوندگان تصریح کردند که به دلیل تعدد قوانین متناقض، نبود ردیف بودجه مشخص و شفاف نبودن سازوکار اجرای این قانون، خبرنگاران عملاً در حلقه محاصره قرار گرفتهاند، در بخش خبرگزاریها افراد ناگزیرند وظایف یک کارمند تمام اوقات را با فشارهای خبرنگاری ترکیب کنند، بدون آنکه از مزایای بازنشستگی پیش از موعد بهرهمند شوند، این وضعیت، منجر به فرسایش بیش از توان فعالان این حوزه و در نهایت، خروج ناخواسته نیروهای باسابقه از بدنه رسانه شده است.
نبود امنیت شغلی و فقدان سازوکارهای استخدامی پایدار، سبب شده تا این حرفه به پناهگاهی برای نیروهای کمتجربه یا افرادی تبدیل شود که به دلیل نبود فرصتهای جایگزین، به آن روی میآورند، این جابهجایی نخبگان با نیروهای مبتدی، به چرخهای معیوب منجر شده است.
رسانهها برای تامین هزینههای جاری، تن به چاپ هر نوع آگهی داده و در نتیجه، کیفیت محتوا قربانی بقای اقتصادی میشود، این کاهش کیفیت، مخاطب را بهطور طبیعی از رسانههای رسمی دور کرده و مرجعیت اخبار را بهشدت تضعیف کرده است.
در همین راستا، فقدان قوانین حمایتی باعث شده که انگیزه برای آموزشهای تخصصی و دشوار حرفهای به حداقل برسد، هرچه نیروهای زبده از این حرفه خارج میشوند، جایگزینی برای آموزش نسلهای جدید باقی نمیماند و این خلاء تخصص، روز به روز بر عمق مشکلات کیفی رسانهها میافزاید.
از دیگر چالشهای حاد مطرح شده در این گفتگوها، وضعیت انفعالی رسانههای رسمی در برابر سرعت بلاگرها و کانالهای خبری غیررسمی است، فعالان رسانه معتقدند که به دلیل عقبماندگی تکنولوژیک و نبود زیرساختهای لازم برای چندرسانهای شدن، رسانههای سنتی توان رقابت در سرعت انتشار را از دست دادهاند.
این مسئله باعث شده است که جامعه برای دریافت اخبار، به مبادی غیررسمی روی بیاورد، فرایندی که به دلیل نبود رعایت اصول سواد رسانهای در بسترهای غیررسمی، آسیبهای عمیق فرهنگی و اجتماعی را به لایههای مختلف جامعه تحمیل میکند، کارشناسان حاضر در این مصاحبه تاکید دارند که احیای مرجعیت رسانهای، صرفاً با شعار ممکن نیست، بلکه نیازمند ارادهای جدی برای تدوین قوانین حمایتی، تقویت پشتوانههای مالی و درک ضرورت تحول ساختاری در نظام رسانهای کشور است.
کلام آخر:
کمرنگشدن رسانههای رسمی در برابر رشد شتابان رسانههای غیررسمی، تنها یک تغییر در الگوی مصرف خبر نیست، یک آسیب ساختاری است که پیامدهای آن مستقیماً متوجه کیفیت اطلاعرسانی عمومی و سلامت فضای رسانهای کشور میشود.
کاهش حضور خبرنگاران متخصص، محدودشدن حمایتها و دشوارتر شدن مسیر ورود نیروهای تازهنفس به این حرفه، سبب شده بخش مهمی از بار روایتگری جامعه بر دوش رسانههایی قرار گیرد که نه الزام حرفهای دارند و نه مسئولیت پاسخگویی.
گفتوگو با خبرنگاران استان مرکزی نشان میدهد که رسانه رسمی، با وجود همه محدودیتها، همچنان تنها مرجع قابل اتکایی است که بر اصول حرفهای، صحتسنجی و مسئولیت اجتماعی پای میفشارد، اما استمرار این نقش، بدون بازنگری در شیوههای حمایت، آموزش و تامین نیروی انسانی ممکن نیست، تقویت رسانههای رسمی، نه یک مطالبه صنفی، بلکه ضرورتی برای حفظ مرجعیت خبری و جلوگیری از گسترش روایتهای غیرمستند در جامعه است.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاری بر آموزش نسل جدید خبرنگاران، حمایت از رسانههای معتبر و ایجاد سازوکارهای پایدار برای حفظ نیروهای متخصص، تنها راهی است که میتواند توازن از دسترفته میان رسانههای رسمی و غیررسمی را احیا کند، این گزارش، در روز خبرنگار، یادآور این واقعیت است که آینده اطلاعرسانی کشور، بیش از هر زمان دیگری، به تصمیم امروز درباره حمایت از رسانههای حرفهای وابسته است.









