
به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از پایگاه خبری العهد، «منیر شحاده»، سرتیپ بازنشسته ارتش لبنان و نویسنده، در یادداشتی با عنوان «شکستن هیمنه آمریکا؛ از کاراکاس تا تهران» نوشت که بازداشت «نیکلاس مادورو»، رئیسجمهور ونزوئلا، توسط آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ و اعمال نفوذ مستقیم واشنگتن بر بخش نفت این کشور، این تصور را ایجاد کرد که جهان وارد مرحله تازهای از سلطه مستقیم آمریکا شده است.
به نوشته شحاده، واشنگتن دیگر تنها به تحریم و فشار اقتصادی اکتفا نمیکرد، بلکه به نظر میرسید میخواهد این پیام را منتقل کند که قادر است رهبر یک کشور را سرنگون کند، منابع آن را تحت کنترل بگیرد، قواعد بازی را تعیین کند و سپس به سراغ پرونده دیگری برود.
وی افزود این تصور، در میان آمریکا و رژیم صهیونیستی این گمان را تقویت کرد که ایران نیز ممکن است با سرنوشتی مشابه مواجه شود؛ یعنی یک حمله نظامی گسترده، هدف قرار دادن رهبران ارشد، فلج کردن مراکز تصمیمگیری و در نهایت فروپاشی نظام از درون در مدتی کوتاه.
ایران؛ آزمونی دشوار برای این نظریه
این تحلیلگر لبنانی معتقد است ایران دشوارترین آزمون را برای این نظریه رقم زد. به نوشته وی، ترور «امام آیتالله سید علی خامنهای» رهبر شهید انقلاب در حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی ماه فوریه، به فروپاشی دولت ایران منجر نشد. با وجود این ضربه، نهادهای دولتی، ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فعالیت خود ادامه دادند و قدرت به رهبر جدید منتقل شد.
به باور شحاده، این تحول نخستین نشانه بود که محاسبات مبتنی بر این فرض که با حذف رأس نظام، خود نظام نیز سقوط خواهد کرد، ناقص بوده است.
وی اهمیت جنگ ایران را برای آینده نظام بینالملل در همین مساله میداند و مینویسد مشکل آمریکا در توانایی وارد کردن ضربه نظامی نبود، زیرا برتری نظامی آمریکا قابل انکار نیست. واشنگتن میتواند تأسیسات را نابود کند، رهبران را هدف قرار دهد، زیرساختها را مختل کند و از توان هوایی و دریایی گستردهای برخوردار است که بسیاری از کشورهای جهان فاقد آن هستند، اما، برتری نظامی الزاماً به معنای توانایی دستیابی به پیروزی سیاسی نیست؛ نکتهای که در جنگ ایران بهوضوح آشکار شده است.
هرمز؛ عاملی که محاسبات را تغییر داد
شحاده در ادامه یادداشت خود مینویسد: هدف …





