
امام جمعه پاوه: آمریکا در جنگ اقتصادی علیه ملت ایران به اهداف خود نمیرسد

ترامپ میان جنگ و تحریم؛ چرا واشنگتن از بازگشت به درگیری نظامی با ایران پرهیز میکند؟
صفحه سیاست-
دولت آمریکا در هفتههای اخیر از تشدید فشار اقتصادی علیه ایران سخن گفته است؛ اما همزمان مقامهای آمریکایی بر این نکته تأکید دارند که استفاده گستردهتر از تحریمها میتواند نیاز به اقدام نظامی جدید را کاهش دهد.
از این منظر، انتخاب تحریم به جای حمله نظامی را میتوان بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ فشار بر تهران بدون باز کردن جبههای جدید دانست. جنگی که هزینههای آن برای آمریکا در میدان و داخل این کشور افزایش یافته و دست دولت ترامپ را برای تصمیمگیری محدودتر کرده است. ایران پیام واشنگتن را چگونه دریافت کرده است؟
یکی از نکات مهم تحلیل نیویورکتایمز، برداشت تهران از رفتار دولت ترامپ است. به گفته دنیس راس، ایران اکنون ترامپ را رئیسجمهوری میداند که تمایل چندانی به تشدید دوباره درگیری نظامی ندارد.
این برداشت میتواند یک پیامد مهم داشته باشد؛ اینکه تهران ممکن است سطح تهدیدپذیری خود را پایینتر ارزیابی کرده و در مقابل، آمادگی بیشتری برای اعمال فشار متقابل نشان دهد. در چنین شرایطی، تهدیدهای اقتصادی آمریکا لزوماً به معنای افزایش قدرت بازدارندگی واشنگتن نیست و حتی ممکن است از سوی ایران به عنوان نشانهای از محدود شدن گزینههای آمریکا تفسیر شود. هزینه جنگ برای آمریکا؛ از تلفات نظامی تا فشار بر اقتصاد
یکی از عوامل مهم در محاسبات واشنگتن، هزینههایی است که درگیری با ایران برای آمریکا ایجاد کرده است. افزایش قیمت بنزین، کشته شدن شماری از نظامیان آمریکایی، آسیب دیدن برخی پایگاههای این کشور در منطقه و کاهش ذخایر مهمات، بخشی از هزینههایی است که ادامه درگیری میتواند بر دوش دولت ترامپ بگذارد.
بنابراین، مسئله فقط تصمیمگیری درباره توانایی نظامی آمریکا نیست؛ بلکه بحث اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر است هزینههای اقتصادی، نظامی و سیاسی یک جنگ طولانی دیگر را نیز بپردازد یا خیر. تنگه هرمز؛ اهرم فشاری که محاسبات آمریکا را تغییر داد
در این میان، نقش تنگه هرمز در معادلات جدید اهمیت ویژهای دارد. ایران با استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود در منطقه توانسته بخشی از هزینههای درگیری را به طرف مقابل منتقل کند.
اهمیت هرمز فقط به حوزه نظامی محدود نمیشود. هرگونه اختلال در مسیر انتقال انرژی میتواند مستقیماً بر بازار جهانی نفت و در ادامه بر قیمت سوخت در آمریکا اثر بگذارد. افزایش قیمت بنزین نیز برای دولت ترامپ یک مسئله سیاسی جدی محسوب میشود؛ زیرا فشار اقتصادی ناشی از جنگ میتواند به داخل آمریکا منتقل شود. چین؛ بزرگترین محدودیت برای جنگ اقتصادی ترامپ
یکی از دشوارترین بخشهای راهبرد تحریمی آمریکا، مسئله چین است. تشدید واقعی فشار اقتصادی بر ایران بدون هدف قرار دادن خریداران اصلی نفت ایران دشوار خواهد بود و چین در این میان جایگاه ویژهای دارد.
اما واشنگتن همزمان به دنبال مدیریت روابط خود با پکن است. بنابراین، اعمال فشار حداکثری بر صادرات نفت ایران میتواند آمریکا را وارد یک تقابل اقتصادی گستردهتر با چین کند؛ تقابلی که ترامپ در شرایط فعلی لزوماً خواهان آن نیست.
به همین دلیل، چین را میتوان یکی از مهمترین محدودیتهای راهبرد فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران دانست. واشنگتن نمیتواند بدون در نظر گرفتن واکنش پکن، تحریمهای نفتی علیه ایران را تا هر سطحی تشدید کند. دولت ترامپ در جستوجوی «گام بعدی»
مشکل دیگر آمریکا، نبود یک مسیر روشن برای مرحله بعدی بحران است. یکی از مذاکرهکنندگان پیشین آمریکا معتقد است دولت ترامپ در این بحران بیش از آنکه دارای یک راهبرد بلندمدت باشد، درگیر تصمیمگیری درباره گام بعدی است.
توصیف وضعیت به عنوان «بازی چکرز به جای شطرنج» نیز از همین منظر اهمیت دارد؛ واشنگتن ممکن است برای هر مرحله تصمیمی فوری اتخاذ کند، اما هنوز مشخص نیست این اقدامات چگونه باید به یک راهبرد پایدار برای پایان دادن به بحران منتهی شوند. ترامپ میان سه گزینه دشوار گرفتار شده است
در نهایت، دولت ترامپ با سه مسیر اصلی روبهروست؛ بازگشت به جنگ و پذیرش هزینههای سنگین آن، حرکت به سمت توافقی که احتمالاً مستلزم امتیازدهی است، یا ادامه فشار اقتصادی و تحریمها با هدف وادار کردن ایران به عقبنشینی.
مشکل اینجاست که هیچیک از این گزینهها تضمینکننده موفقیت نیست. بازگشت به جنگ میتواند هزینههای نظامی و اقتصادی سنگینی به آمریکا تحمیل کند، توافق نیازمند پذیرش امتیازاتی از سوی واشنگتن است و تحریم نیز در شرایطی که ایران راههای مقابله با فشار اقتصادی را توسعه داده و چین همچنان یک بازیگر کلیدی است، با محدودیتهایی جدی روبهروست. تحریم به جای جنگ؛ نشانه قدرت یا محدودیت آمریکا؟
برآیند تحلیل نیویورکتایمز این است که تهدیدهای اقتصادی اخیر ترامپ را نباید صرفاً نشانه قدرت مطلق واشنگتن دانست. بازگشت به تحریمها میتواند همزمان نشانه تلاش آمریکا برای حفظ اهرم فشار و پرهیز از ورود مجدد به جنگ باشد.
در واقع، واشنگتن اکنون باید میان افزایش فشار و جلوگیری از تبدیل بحران به یک جنگ فراگیر تعادل برقرار کند. همین تناقض، فضای تصمیمگیری دولت ترامپ را پیچیده کرده است؛ زیرا هرچه فشار اقتصادی بیشتر شود، احتمال واکنش متقابل ایران و درگیر شدن آمریکا با پیامدهای منطقهای آن نیز افزایش مییابد.
از این منظر، «جنگ اقتصادی» ممکن است برای ترامپ راهی برای ادامه فشار بر ایران بدون ورود مستقیم به میدان نظامی باشد؛ اما اینکه این راهبرد بتواند تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند، همچنان یک پرسش باز است. مهمتر اینکه اگر فشار اقتصادی نتواند نتیجه مورد انتظار آمریکا را ایجاد کند، گزینه بعدی ترامپ چه خواهد بود؛ پرسشی که به نظر میرسد هنوز پاسخ روشنی در واشنگتن ندارد.
نماینده کنگره: دولت ترامپ از روز اول هم هیچ راهبردی در جنگ ایران نداشت
جوان آنلاین: جیسون کرو ( Jason Crow)، نماینده کنگره و کهنه سرباز ارتش که عضو کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان نیز است، در برنامه «MS NOW» با لارنس اودانل گفتگو کرد.
محور این گفتگو، فقدان راهبرد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای پایان دادن به جنگ با ایران و همچنین انتقاد تند جیسون کرو از «بیکفایتی» دولت ترامپ در به خطر انداختن نیروهای نظامی از جمله ۵ هزار نیروی مستقر در ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» بود.
نماینده کنگره و کهنه سرباز ارتش آمریکا در این خصوص گفت: از پیت هگست (وزیرجنگ آمریکا) گرفته تا اسکات بسنت (وزیر خزانه داری) و دونالد ترامپ، هیچ ایده ای درباره اینکه چگونه باید این جنگ را پیروز شوند، ندارند و از همان روز اول هیچ راهبردی هم نداشتند.
نماینده دموکرات کنگره آمریکا اضافه کرد: اگر مردم آمریکا نمی دانند جنگ چه زمانی پایان می یابد، به این دلیل است که کنگره هنوز به آن پایان نداده است.
جنگ اقتصادی ترامپ چقدر میتواند به ایران آسیب برساند؟
آیا جنگ اقتصادی جدید ترامپ علیه ایران کارایی جدی خواهد داشت و یا اینکه از سر استیصال و کار نکردن رویکردهای قبلی آمریکا علیه ایران، وضع شده است؟
"برند دبوسمن جونیور" خبرنگار حوزه کاخ سفید شبکه جهانی بی بی سی مستقر در واشنگتن در گزارشی، درباره میزان کارایی جنگ اقتصادی وعده داده شده ترامپ علیه ایران نوشت:
تقریبا با گذشت شش ماه پس از آنکه دونالد ترامپ، با آغاز جنگ پیروزی سریع بر ایران را وعده داد، به نظر میرسد که این درگیری متوقف شده است و چشمانداز پیروزی نظامی یا توافق از طریق مذاکره رو به کاهش است. ترامپ برای شکستن این بنبست، "روز قیامت اقتصادی" را وعده داده است که در آن هر کشوری که با ایران تجارت کند، با عواقب اقتصادی "فوقالعادهای" روبرو خواهد شد.
با این حال، ایران مدتهاست که با تحریمها روبرو بوده و تاکنون تمایل خود را برای تحمل درد و ظرفیت سازگاری با فشارهای اقتصادی و نظامی عظیم در طول درگیری نشان داده است.
سوال کلیدی برای ایالات متحده این است که آیا تحریمهای بیشتر در جایی که سایر استراتژیها شکست خوردهاند، موثر خواهد بود؟
مکانیسم دقیق کارزار فشار اقتصادی جدید ایالات متحده هنوز مشخص نیست و "اسکات بسنت"، وزیر خزانهداری، قول داده است که آنها را در یک کنفرانس خبری در 24 آگوست (دوشنبه این هفته) فاش کند.
اما بسنت در مصاحبهای با CNBC تصریح کرد که ایالات متحده مایل است علیه هر کشوری - دوست یا دشمن - که معتقد است به ایران کمک میکند، اقدام کند.
او گفت: "شما یا با ما هستید یا علیه ما. اگر اصرار به تجارت با [ایران] دارید، چه انتقال پول، چه خرید نفت آنها یا انجام نقل و انتقالات دریایی، وزارت خزانهداری ایالات متحده و دولت ایالات متحده... تمام توان و نیروی خود را برای اعمال تحریمها علیه شما به کار خواهند گرفت."
جی دی ونس، معاون ترامپ، تحریمها را "مرحله جدیدی" از جنگ توصیف کرده است که در آن فشار اقتصادی "موثرترین" ابزار موجود برای ایالات متحده بوده است.
ونس در مصاحبه ای اینترنتی گفت: "آنها سعی خواهند کرد به ما فشار اقتصادی وارد کنند، اما آنچه در چند هفته گذشته صادق بوده این است که آنها فشار بسیار بیشتری نسبت به ما احساس کردهاند..ما این روند را ادامه خواهیم داد زیرا فکر میکنیم این بهترین راه برای دستیابی به هدف نهایی است."
ایران تقریبا از آغاز جمهوری اسلامی در سال 1979 با تحریمهای قابل توجه ایالات متحده روبرو بوده است.
کارزار فشار اقتصادی پس از خروج دولت اول ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) - پیمانی در سال 2015 بین قدرتهای جهانی و ایران برای مهار برنامه هستهای این کشور منعقد شد- تشدید شد.
و در درگیری فعلی، دولت ایالات متحده از قبل عملیات خشم اقتصادی را اعلام کرده است، یک کارزار اقتصادی دو جانبه ایالات متحده که ترکیبی از تحریمهای هماهنگ شده توسط وزارت خزانهداری ایالات متحده علیه جریانهای مالی و محاصره دریایی علیه بنادر ایران است.
"عمران بیومی"، متخصص ژئواستراتژی در شورای آتلانتیک در واشنگتن دی سی و مشاور سیاسی سابق وزارت دفاع، به بیبیسی گفت که آخرین اعلامیه احتمالا نتیجه افزایش ناامیدی از این است که گزینههای دیگر نتایج مورد نظر ترامپ را به همراه نداشتهاند.
او گفت: "این واقعا به معنای اذعان به این است که ایالات متحده تقریبا در این جنگ گیر افتاده است. این تلاش دیگری برای اعمال فشار اقتصادی است."
بیومی افزود: "این فقط ابزار دیگری است که ایالات متحده از آن استفاده میکند. ما هیچ استراتژی روشنی از سوی دولت با ابزارهای نظامی یا اقتصادی ندیدهایم. این سوال که ایالات متحده در تلاش برای دستیابی به چه چیزی است، هنوز بیپاسخ مانده است."
"مایکل پارکر"، کارشناس دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانه داری آمریکا و متخصص تحریمهای اقتصادی، گفت که این استراتژی جدید احتمالا نشاندهندهی تلاشی برای "گسترش شعاع انفجار اقتصادی" تحریمها با هدف قرار دادن کشورهای ثالثی است که هنوز با ایران معامله میکنند اما اقتصادشان به دلار آمریکا وابسته است.
او گفت: "تاکنون، ایالات متحده تا حد زیادی از تهدید این تحریمهای ثانویه علیه موسسات مالی خارجی برای تشویق به رعایت سیاستهای تحریم استفاده کرده است."
پارکر افزود: "اما این اهرمی است که تا حدودی ناشناخته مانده است، زیرا هر چیزی را که با دلار آمریکا در ارتباط است و با ایران نیز در ارتباط است، هدف قرار میدهد."
به عنوان مثال، پارکر به موسسات مالی خارجی اشاره کرد که به ایران در فرار از تحریمها کمک میکنند یا پول را به خزانه ایران هدایت میکنند.
نحوه واکنش ایران به این اقدامات هنوز مشخص نیست، اما کارشناسان تحریم میگویند که ایران تاکنون در استفاده از کانالهای نامنظم برای دور زدن تحریمها - مانند کشتیهای "سایهای" که نفت را حمل میکنند یا جبهههای تجاری جدیدی که در فهرست تحریمهای ایالات متحده قرار ندارند - مهارت خود را ثابت کرده است.
"محمد حموده"، مدیر کنترل صادرات و تحریمها در بورس لندن، گفت: "شما مدام شاهد ظهور نامهای جدید هستید، زیرا ایران واقعا به سرعت در حال تطبیق است. هر تحریمی که اعمال شود، آنها راه جدیدی [در اطراف آن] پیدا میکنند."
او افزود که این اقدامات متقابل ایران، اغلب باعث میشود که مسئولان اجرای انطباق، عقب بمانند.
حموده گفت: "تحریمها همه روی کاغذ هستند، اما کار سخت در پشت صحنه است. تیمهایی در سراسر جهان تلاش میکنند تحریمها را اعمال کنند و طرفهای درگیر را شناسایی کنند، به همین دلیل است که ایران باید سعی کند خود را با شرایط وفق دهد."
میزان اثربخشی این تحریمها تا حد زیادی به واکنش کشورهایی که در نهایت هدف قرار میگیرند - که میتواند شامل متحدان ایالات متحده مانند ترکیه و عراق و همچنین چین باشد - بستگی دارد.
پارکر گفت: "برخی از این موارد از دست ایران خارج است. توانایی ایران برای فرار یا اجتناب از تحریمها، تا حد زیادی، به تمایل سایر کشورها و موسسات مالی برای دسترسی به سیستم بانکی رسمی آنها [ایران] بستگی دارد."
پارکر معتقد است که این تحریمها "فقط به اندازه تمایل کشورهای هدف برای رعایت اهداف سیاست خارجی ایالات متحده یا مواجهه با تحریمهای بالقوه دردناک در تجارت با دلار آمریکا قدرتمند بودهاند."
برخی از کارشناسان در مورد وجود چنین تمایلی در حال حاضر تردید دارند.
به عنوان مثال، بیومی گفت: "من واقعا نمیتوانم تصور کنم که چین با این موضوع موافقت کند. این کشورها همگی توانستهاند منافع خود را با دولت ترامپ هدایت کنند."
او افزود: "نکته اساسی این است که این فقط یک ابزار دیگر است. اما سوال کلیتر در مورد استراتژی همچنان پابرجاست. بدون آن، مطمئن نیستم که این موضوع در درازمدت چیزی را تغییر دهد."

ببینید | تصاویری از معارفه رسمی رونالدینیو در راونا ایتالیا

پزشکیان: بهتر است امروز که در قدرت هستیم جنگ را پایان دهیم| حتی یک بند وادادگی در توافق اخیر وجود ندارد

هشدار درباره قیمتسازی در فضای مجازی و ضرورت شناسنامهدار شدن آگهیهای مسکن

تهران خنک می شود

فروپاشی اقتصادی چیست و چه شرایطی آن را میسازد؟

