
به گزارش ایرنازندگی، گاهی اسمش فقط خستگی است؛ چند روزی فشار کاری و فکری زیاد شده و بدن و ذهنمان استراحت میخواهد. اما گاهی ماجرا طولانیتر از این حرفهاست؛ روزها میگذرند و نه فیلم، نه کتاب، نه معاشرت و نه حتی کارهایی که قبلاً حالمان را خوب میکردند، نمیتوانند ما را سر ذوق بیاورند.
در میان اخبار منفی، نگرانیهای اقتصادی و اجتماعی، فشارهای روزمره و بمباران مداوم اطلاعات، ذهن هم ممکن است فرصتی برای آرام گرفتن پیدا نکند. اما مرز میان یک بیحوصلگی طبیعی و وضعیتی که باید جدیتر گرفته شود کجاست؟ آیا باید منتظر بمانیم تا انگیزه خودش برگردد یا میتوان با چند قدم کوچک دوباره حرکت را آغاز کرد؟
دکتر فاطمه فروزش یکتا، روانشناس، رواندرمانگر و عضو هیئت علمی دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار ایرنازندگی از همین نقطه آغاز میکند؛ از اینکه بیحوصلگی همیشه نشانه یک مشکل روانی نیست، اما مدت و شدت آن میتواند زنگ هشداری برای توجه بیشتر به حال خودمان باشد.
بیحوصلگی؛ یک احساس طبیعی که باید مدت آن را جدی گرفت
دکتر فاطمه فروزش یکتا، روانشناس، رواندرمانگر و عضو هیئت علمی دانشگاه، درباره اینکه چرا گاهی فرد حتی از فعالیتهایی که پیشتر برایش لذتبخش بودهاند، لذت نمیبرد، میگوید: «بیحوصلگی و بیانگیزگی میتواند در زمره هیجانات طبیعی انسانی شمرده شود. همه انسانها هیجانات مختلفی را تجربه میکنند؛ همانطور که لذت، شوق، ذوق و احساسهای خوشایند طبیعی هستند، احساس بیانگیزگی و بیحوصلگی نیز طبیعی محسوب میشود.»
او تأکید میکند: «چیزی که این وضعیت را نگرانکننده میکند، مدت زمان تجربه این هیجانات است؛ یعنی اگر این بیحوصلگی و بیانگیزگی بهصورت مداوم، حداقل دو هفته پشت سر هم و روزانه ادامه داشته باشد، آن موقع ما نگران میشویم و این وضعیت نیاز به بررسی بیشتر دارد.»
خستگی است یا نیاز به بررسی بیشتر؟
فروزش یکتا درباره اینکه چگونه میتوان تشخیص داد بیحوصلگی ناشی از خستگی و نیاز به استراحت است یا میتواند نشانه بیانگیزگی و فرسودگی روانی باشد، توضیح میدهد: «برای تشخیص اینکه این بیحوصلگی و بیانگیزگی چقدر طبیعی است، نیاز به استراحت را میتوانیم برای خودمان تأمین کنیم؛ یعنی از این دنیای شلوغ و پراسترسی که درگیرش هستیم، فاصله بگیریم و یک فرصت …






