
به گزارش ایرنا، حادثههای جادهای تنها به لحظه برخورد خودروها و خسارتهای ناشی از آن محدود نمیشود؛ گاهی یک تصادف در چند ثانیه، زندگی یک خانواده را برای همیشه تغییر میدهد؛ خانوادهای که باید با فقدان یکی از عزیزانش، آسیبهای جسمی و روحی بازماندگان و دشواریهای ادامه زندگی کنار بیاید.
روایت یک خانواده از حادثهای که در مسیر بازگشت از زاهدان رخ داد، تصویری از همین واقعیت تلخ است؛ حادثهای که در جاده نهبندان - بیرجند و حدود ۱۰ تا ۲۰ کیلومتری بعد از نهبندان، با واژگونی خودرو آغاز شد و برای این خانواده پایانی دردناک به همراه داشت.
این خانواده برای سفر به زاهدان رفته بودند؛ سفری که رفتنش با خاطراتی خوش همراه بود اما در مسیر بازگشت، حادثه همه چیز را تغییر داد.
یکی از اعضای خانواده درباره آن شب میگوید: «در مسیر برگشت، شب کنار پارک خوابیدیم. بعد از اینکه از نهبندان رد شدیم، حدود ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر که جلوتر رفتیم، ماشین دچار حادثه شد. خودرو از مسیر خارج و از کنار پل به داخل پل سقوط کرد.»
در این حادثه، یکی از اعضای خانواده جان خود را از دست داد و دیگر سرنشینان نیز با آسیبهای جسمی مختلف مواجه شدند؛ از آسیب مهره گردن و دست گرفته تا صدمات داخلی و دیگر جراحتهایی که آثار آنها تنها به روزهای نخست حادثه محدود نماند.
برای خانواده اما، بزرگترین خسارت، از دست دادن مادر بود؛ فقدانی که به گفته بازماندگان، همچنان سنگینترین بخش این حادثه است.
۴۵ روز در آیسییو؛ روزهایی که تمام نمیشد
شدت جراحتها به حدی بود که دو دختر خانواده حدود ۴۵ روز در بخش مراقبتهای ویژه بستری بودند.
پدر و بازمانده این خانواده با بغض از آن روزها میگوید: «خیلی سخت بود؛ چیزی نیست که بتوان تصور کرد، بچهها فقط در آیسییو بودند. بعد از چنین اتفاقی دیگر هیچ چیز مثل قبل نمیشود.»
او از تأثیر حادثه بر زندگی روزمره نیز میگوید؛ ترسی که حتی پس از گذشت زمان، هنگام رانندگی و حضور در خیابان همراه اوست: «شاید الان دیگر نتوانم رانندگی کنم. مسیری که شاید نیم ساعت یا دو ساعت طول بکشد، برای من با ترس همراه است. همیشه این فکر هست که شاید اتفاقی بیفتد.»
این ترس، یکی از آثار پنهان تصادفهای شدید است؛ آسیبی که در تصاویر خودروهای آسیبدیده یا گزارشهای …












