
در یادداشت های پیش مفصل به موضوع مهم "توانمندسازی" پرداخته ام، در یادداشت پیش رو مبانی یکی از مهمترین "چرخشهای تحولآفرین" سازمان بهزیستی، یعنی "چرخش از حمایت صرف مبتنی بر یارانه پردازی به فرصت آفرینی و توانمند سازی فعال" تشریح می شود. امروز جامعه ما با چالشهای جدی اقتصادی، تورم بالا و کاهش قدرت خرید مواجه است؛ وضعیتی که مستقیماً معیشت خانوادهها و پایداری کسبوکارهای خرد را تحت تأثیر قرار داده است.
با افزایش هزینههای حیاتی مانند مسکن، خوراک و درمان، درآمد مازاد خانوادهها بشدت کاهش یافته و کالاهای غیرضروری از سبد خرید حذف شدهاند. پیامد این وضع، رکود در کسبوکارهای خرد، افزایش وابستگی دهکهای پایین به حمایتهای دولتی و سختتر شدن مسیر توانمندسازی است؛ زیرا در چنین شرایطی حتی پرداخت تسهیلات ارزانقیمت نیز به دلیل ضعف بازار و کمبود تقاضا، با نرخ شکست بالایی روبهرو میشود.
برای خروج از این وضعیت، سازمان بهزیستی کشور در بستر اصلاحات ساختاری، راهبرد جدید خود را بر گذار از حمایت صرف مالی و مستمری پردازی به سمت توانمندسازی پایدار و فرصت آفرینی استوار کرده است. این چرخش رویکردی که در قالب بستههای تحولی و برنامههای کلان اشتغال و مسکن بروز کرده، نیازمند تبیین نظری عمیق و انطباق با تجربههای موفق است تا از یک پوسته اداری فراتر و به یک زیست بوم پویا و پایدار تبدیل شود.
در رویکردهای جدید رفاه، آسیبدیدگان یا توانخواهان "کنشگر فعال هستند" نه "عنصر منفعل و مستحق ترحم". در این نگاه، تمرکز به جای کمبودها و نیازها، بر داراییها، استعدادها و ظرفیتهای خود فرد و جامعه محلی است؛ بنابراین کمکها بجای حمایت مالی مستقیم، باید صرف سرمایهگذاری روی داراییهای مولد شود؛ مانند مهارت، ابزار کار و دسترسی به بازار، همچنین حمایتهای نقدی و یارانهای باید جهتدار و مشروط به آموزش، مهارت آموزی و کوشش برای دستیابی به شغل پایدار شود.
وظیفه نهادهای حمایتی هم، بجای ماهی دادن، فراهم کردن زیرساختهای ماهیگیری باشد؛ مانند ایجاد پیوند با زنجیرههای ارزش و فراهم کردن تسهیلات کارآمد برای اشتغال خرد. از سوی دیگر، تمرکز از رویکردهای کلان و بروکراتیکِ دولتمحور به سمت هستههای کوچک محلی جابهجا میشود و محله بعنوان بستر رشد، شناسایی و حل مسئله شناخته میشود.
افزون …







