
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا ، تنشهای میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در ماههای اخیر و با پشت سر گذاشتن دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه به مرحلهای حساس و تعیین کننده رسیده است. در حالیکه مقامات آمریکایی هنوز هم دست از لفاظیهای نظامی برنداشتهاند و اهرم فشارهای اقتصادی را در معادلات پیچیده تهران - واشینگتن موثر میدانند، جمهوری اسلامی ایران در تلاش است با حفظ اصل «بازدارندگی فعال» بویژه با تمرکز بر مزیت ژئوپولیتیک تنگه هرمز، از حقوق ملت ایران صیانت کند.
در این مسیر گزینه دیپلماسی یکی از ابزارهای کارآمد در تحقق اهداف ایران در سطح منطقه و نظام بینالملل به شمار میرود که دستاورد آن «تفاهمنامه اسلامآباد» بود. بر اساس اصول ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، قدرت بازدارندگی همواره به عنوان پشتوانه اصلی دیپلماسی عمل کرده است و بین این دو هیچ تعارضی در عرصه عمل وجود ندارد.
در راستای تحلیل فرآیند جنگ و آینده منازعات ایران و آمریکا بر آن شدیم تا با «پرویز امینی»، عضو هیات علمی دانشگاه گفت و گویی داشته باشیم. این استاد دانشگاه اظهارات خود را در چهارچوب تئوریک و دوگانه محاسبه پذیری و محاسبه ناپذیری صورت بندی کرده است. آنچه در ادامه میآید مشروح این گفتگو است.
ایرنا: روند جنگ و تفاهم بین ایران و آمریکا را تاکنون چگونه ارزیابی میکنید؟
امینی: در ابتدا مایلم از بعد نظری وارد بحث شوم که ناظر به واقعیتهای عملی در ساختار سیاسی و اجتماعی ما است. میان نخبگان سیاسی و اجتماعی جامعه ایران دو رویکرد نسبت به نظام بینالملل وجود دارد که من آن رویکردها را با اسامی خنثی نامگذاری میکنم و سپس به توضیح آنها میپردازم. یک رویکرد، «محاسبهپذیر» و رویکرد دیگر «محاسبهناپذیر» نام دارد؛ هرکدام از این رویکردها به شکل کلان یک دلالتی دارند و وقتی در زمان جنگ بویژه جنگ فعلی قرار میگیرند، یک دلالت ویژه و مضاعف دیگر هم پیدا میکنند.
نکته بر سر این است که وقتی کشوری - مخصوصاً با گسترشی که در ارتباطات بین دولتها و ملتها در عصر جهانیشدن به وجود آمده است - در تعامل با مناسبات بینالمللی قرار میگیرد، خواسته یا ناخواسته در وضعیتی است که «ساختار نظام بینالملل»، بر رویکردها و کارکردها در جامعه سیاسی آن کشور مؤثر است.
میدان عمل و کنش کشورها بر اساس توزیع …












