
به گزارش خبرنگار ایرنا، گاهی انسان برای فهمیدن معنای واقعی «خانه» باید سالها از آن دور بماند؛ آنقدر دور که کوچههای آشنا، صدای خانواده و حتی تکهای از خاک سرزمین مادری به خاطرهای دستنیافتنی تبدیل شود، برای رزمندگانی که در سالهای دفاع مقدس به اسارت درآمدند، وطن چنین معنایی پیدا کرد؛ سرزمینی که سالها تنها در قاب خاطراتشان حضور داشت، اما امید بازگشت به آن هیچگاه از ذهنشان کنار نرفت.
ایران در دوران دفاع مقدس شاهد حضور نوجوانان و جوانانی بود که برای دفاع از مردم و سرزمینشان راهی جبهه های جنگ شدند، برخی از آنان شهید شدند، گروهی با جراحتهای ناشی از جنگ به خانه بازگشتند و عدهای نیز سالهای طولانی در اردوگاههای رژیم بعث عراق روزگار گذراندند.
آزادگان، بخشی از تاریخ دفاع مقدس را در جایی ادامه دادند که میدان نبردش اردوگاه بود و سلاح اصلیاش صبر، ایمان و امید، آنان سالهایی را پشت سر گذاشتند که در آن دوری از خانواده، شکنجه، محدودیت و بیخبری از سرنوشت وطن، هر روز تکرار میشد؛ اما رؤیای بازگشت همچنان زنده ماند.
۲۶ مرداد ۱۳۶۹، نخستین گروه آزادگان سرافراز پس از سالها اسارت در زندانها و اردوگاههای رژیم بعث عراق وارد ایران شدند، ستاد رسیدگی به امور آزادگان نیز در ۲۲ مرداد همان سال تشکیل شد و با هماهنگی دستگاههای مختلف، تبادل حدود ۵۰ هزار آزاده ایرانی با همین تعداد اسیر عراقی را برعهده گرفت؛ با این تفاوت که اسرای عراقی عمدتاً نظامی بودند و در میان اسرای ایرانی شمار زیادی بسیجی و غیرنظامی حضور داشتند.
آزادگان از چند نقطه مرزی وارد کشور شدند و نخستین واکنش بسیاری از آنان، بوسه بر خاک ایران و اشک شوق بود، زیارت مرقد مطهر امام خمینی(ره) و بیعت با رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز از نخستین برنامههای آنان پس از بازگشت به میهن بود.
رهبر معظم انقلاب درباره آزادگان فرمودهاند «یکی از چیزهایی که شما و دلهایتان را زنده نگه و پر امید نگه میداشت، یاد آن چهره و روحیه پرصلابت امام عزیزمان بود، آن بزرگوار هم خیلی به یاد اسرا بودند و حال پدری را که فرزندانش به این شکل از او دور شده باشند، راحت میشود فهمید.»
هشت سال و ۹ ماه در انتظار بازگشت
دادشاه جاودان، از نخستین اسیران استان هرمزگان، یکی …








