
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : لادن آرین پور: کنکور، آزمونی است که هر سال برگزار میشود و با خروج دانشآموز از درب حوزه، فصل پرتنشی از زندگی او و خانوادهاش موقتاً به پایان میرسد. فصلی که با ساعات مطالعه فشرده و فرسایشی، هزینههای سنگین و اضطراب بیوقفه همراه بوده است. با این حال، پس از اعلام نتایج، تمام توجه جامعه آموزشی کشور، بر رتبههای برتر متمرکز میشود. درحالیکه سایر دانشآموز، در سکوت، در حال تصمیمگیری سرنوشتساز برای آینده خود هستند. برابری در جلسه آزمون، الزاماً به معنای عدالت در رقابت نیست. عدالت آموزشی از همان نقطهای آغاز میشود که فرصت یادگیری عادلانه توزیع شود، نه از لحظهای که دفترچه کنکور، میان داوطلبان توزیع میگردد. پس، اکنون زمان پاسخگویی به پرسشهای جدیتر است. سؤالاتی که همه ساله تکرار میشوند: چرا کیفیت آموزش در مناطق مختلف کشور یکسان نیست؟ چرا دسترسی به معلم و منابع آموزشی همچنان نابرابر است؟ آیا تغییر به سمت سؤالات مفهومی با تغییر شیوه آموزش در مدارس همراه شده است؟ برای دانشآموزانی که آموزش آنها تحت تأثیر بحران و جنگ قرار گرفته چه برنامه جبرانی وجود دارد؟ چرا بخشی از خانوادهها برای دریافت آموزش باکیفیت، ناچار به پرداخت هزینههای سنگین هستند؟ و چرا موفقیت تحصیلی هنوز تا این اندازه به محل تولد، محل تحصیل و توان اقتصادی خانواده وابسته است؟ دانشآموز ضعیف است یا نظام آموزشی؟ یکی از سادهترین راهها برای مواجهه با نتایج نامطلوب آموزشی این است که مسئولیت را به خود دانشآموز منتقل کنیم. «درس نخوانده»، «تلاشی نکرده»، «برنامه نداشته» یا «تست کافی نزده است». اما هر دانشآموز، بخشی از داستان یک نظام آموزشی است که در آن رشد کرده است. نمیتوان تمام موفقیتها را به تلاش فردی و تمام شکستها را به کمکاری فردی نسبت داد. آن هم در زمانهای که نباید از بازار گسترده شکل گرفته پیرامون کنکور غافل شد. هرچقدر مدرسه نتواند نیازهای آموزشی دانشآموز را بهطور کامل پاسخ دهد، خانواده بیشتر به سمت کلاسهای خصوصی، مؤسسات آموزشی، آزمونهای آزمایشی، مشاوره و منابع متعدد سوق پیدا میکند. درواقع، باید پرسید دانشآموز در چه مدرسهای تحصیل کرده است؟ چه معلمانی داشته؟ یا چند ساعت آموزش باکیفیت دریافت کرده است؟ آیا آموزش او بر فهم و حل مسئله …










