به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایلنا، چراغ قرمز چهارراه که روشن میشود، یاسین با چند جلد کتاب دعای کوچک میان خودروها قدم برمیدارد. هنوز آنقدر بزرگ نشده که وزن مشکلات زندگی را بفهمد، اما آنقدر زود بزرگ شده که سهمش از کودکی، ایستادن زیر آفتاب سوزان زاهدان و چشم دوختن به شیشه خودروها باشد. هر بار که چراغ قرمز میشود، امید دارد یکی از رانندهها کتابی بخرد امیدی که شاید تنها خرج همان روز خانوادهاش را تأمین کند.
یاسین ساکن محله پیربخش در شیرآباد زاهدان است. خودش میگوید پدرش بیکار است، خواهر و برادرهای زیادی دارد و درآمد ناچیز یارانه، کفاف زندگی شان را نمیدهد. به همین دلیل، هر روز مسیر طولانی خانه تا چهارراههای پرتردد شهر را طی میکند تا کتاب دعا بفروشد کاری که گاهی با دست خالی تمام میشود. لباسهای کهنه، دمپایی پاره و ساعتها ایستادن زیر گرمای طاقتفرسای تابستان یا سرمای زمستان، بخشی از روزمرگی اوست.
مادر یاسین نیز از سر ناچاری میگوید: چارهای جز فرستادن فرزندانش به خیابان ندارد اگر کار نکنند، نمیتوانیم هزینههای زندگی را تأمین کنیم. …









