قیمت طلا امروز




 سایت هم میهن / ۱۴۰۵/۰۵/۱۳

ترامپ در جنگی گیر افتاده است که نه می‌تواند در آن پیروز شود و نه می‌تواند در آن شکست بخورد

خبرگزاری سی‌ان‌ان روز سه‌شنبه در گزارشی نوشت اگر دونالد ترامپ نتواند راهی برای خروج از بن‌بستی که در قبال ایران در آن گرفتار شده پیدا کند، تاریخ ممکن است تصمیم او برای ورود به جنگ را به‌عنوان اشتباهی سرنوشت‌ساز و تعیین‌کننده در دوران ریاست‌جمهوری‌اش به یاد آورد.
 ترامپ در جنگی گیر افتاده است که نه می‌تواند در آن پیروز شود و نه می‌تواند در آن شکست بخورد

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از شفقنا، اما او تاکنون دست‌کم از یک اشتباه بالقوه فاجعه‌بار پرهیز کرده است: تشدید گسترده جنگ تا سطحی فراتر از توانایی خود برای کنترل آن.

تاریخ نشان می‌دهد رؤسای‌جمهوری که برای یافتن راهی جهت خروج از جنگ، یا برای حفظ اعتبار شخصی خود یا حیثیت ایالات متحده، درگیری‌ها را تشدید کرده‌اند، اغلب وارد سراشیبی خطرناکی شده‌اند. در جنگ‌های ویتنام، عراق و افغانستان، آنان در بسیاری از موارد، هرچند با اکراه، جنگ‌هایی را شدت بخشیدند که دیگر امکان پیروزی در آن‌ها وجود نداشت.

ترامپ بار دیگر خود را در یک دوراهی ــ یا دقیق‌تر، سه‌راهی ــ در جنگی می‌بیند که اکنون با امتناع ایران از تسلیم شدن یا ورود به مذاکراتی جدی که به دلیل بدعهدی آمریکا پیش آمده است، به پیش رانده می‌شود.

اگر دیپلماسی همچنان ناکام بماند، آیا او حاضر است برای مدت نامحدود کارزار تاکنون بی‌نتیجه حملات هوایی، آتش‌بس‌های شکننده و محاصره‌های دریایی آمریکا و ایران را ادامه دهد؛ کارزاری که همچنان ادامه دارد، اما به پایان جنگ منجر نمی‌شود؟

یا اینکه دامنه حملات آمریکا را گسترش خواهد داد؛ با کنار گذاشتن محدودیت‌هایی که خود تعیین کرده و فراتر رفتن از هدف قرار دادن عمدتاً اهداف نظامی، به زیرساخت‌ها و دارایی‌های غیرنظامی ایران حمله خواهد کرد؛ اقدامی که به‌منزله قدم در راه بی بازگشت گذاشتن و ورود به مرحله استفاده از نیروهای زمینی، هرچند در عملیات‌های محدود، خواهد بود؟

گزینه سوم نیز بسیار پرهزینه و دردناک است: پذیرفتن این واقعیت که هم برای او و هم برای ایالات متحده، بهترین راه این است که با پذیرش زیان‌ها از این درگیری خارج شوند، در حالی که اهداف اصلی‌شان همچنان محقق نشده باقی مانده است.

هر یک از این پرسش‌ها، پاسخ‌هایی ناخوشایند از نظر سیاسی و راهبردی به همراه دارد؛ و همین موضوع توضیح می‌دهد که چرا ترامپ همچنان در جنگی گرفتار مانده که نه توانایی پیروزی در آن را دارد و نه توان تحمل شکستش را. میزان دشواری وضعیت آمریکا را می‌توان از این واقعیت دریافت که، بر اساس گزارش اختصاصی سی‌ان‌ان، پنتاگون از گروهی از تحلیلگران نظامی خواسته است ایده‌های تازه‌ای برای مجازات ایران ارائه دهند.

ترامپ درباره «قطع سر» ایران هشدار می‌دهد

پس از آنکه ایران آخرین تلاش ترامپ را نیز رد کرد، ناامیدی و خشم وی روز دوشنبه در پیام‌های او در شبکه اجتماعی تروث سوشال آشکار بود. او در پایان هفته، حملات ویرانگری که وعده داده بود را به حالت تعلیق درآورده بود و برای چندمین بار ادعا کرده بود که توافق ممکن است به‌زودی حاصل شود.

اما تا بعدازظهر همان روز، ترامپ بار دیگر به زبان تهدید بازگشت و در دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید گفت: این آخرین فرصت آن‌ها برای امضای یک سند خوب است.

با این حال، هشدار او مبنی بر اینکه ایران با «قطع سر» روبه‌رو خواهد شد، خود پرسش دیگری را مطرح می‌کند: اگر ایران بار دیگر به او بی‌اعتنایی کند، ترامپ چه خواهد کرد؟

هرگونه تشدید گسترده درگیری از سوی ترامپ، یک قمار بزرگ خواهد بود؛ زیرا هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که بتوان با بمباران، تهران را وادار به بازگشت به میز مذاکره کرد.

به احتمال زیاد، ایران در پاسخ به حملات علیه پل‌ها، نیروگاه‌ها و دیگر زیرساخت‌هایش، اهداف مشابهی را در خاک متحدان آمریکا در خلیج فارس هدف قرار خواهد داد و هزینه‌های اقتصادی جنگ را بیش از پیش افزایش خواهد داد. به نظر می‌رسد رهبران منطقه‌ای در آخر هفته دقیقاً همین سناریو را با ترامپ در میان گذاشته‌اند.

ترامپ گفت: ما آماده اجرای عملیات بودیم. بعد آن‌ها تماس گرفتند. علاوه بر آن، عربستان سعودی تماس گرفت. امارات تماس گرفت. قطر هم تماس گرفت.

از نظر تئوریک، ترامپ می‌تواند از نیروی دریایی آمریکا برای باز کردن اجباری تنگه هرمز استفاده کند. اما چنین اقدامی کشتی‌های آمریکایی را در معرض موشک‌ها و پهپادها قرار خواهد داد. همچنین، عملیات زمینی علیه جزیره خارک ــ که مرکز اصلی صادرات نفت ایران است ــ یا برای عقب راندن نیروهای ایرانی از اطراف تنگه، می‌تواند بسیار خونین باشد.

تجربه ۶۰ سال گذشته نشان می‌دهد که وقتی یک جنگ هوایی به جنگ زمینی تبدیل می‌شود، ابعاد و هزینه‌های آن به‌صورت تصاعدی افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، جنگ از نگاه افکار عمومی آمریکا نیز چهره‌ای متفاوت پیدا می‌کند. با افزایش تلفات انسانی، هزینه‌های سیاسی نیز بالا می‌رود؛ موضوعی که ترامپ تنها چند هفته مانده به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، توان تحمل آن را ندارد. افزون بر این، زمانی که سربازان در جست‌وجوی راهی برای خروج از جنگ جان خود را از دست می‌دهند، فداکاری آن‌ها ممکن است به‌طور پارادوکسکال موجب طولانی‌تر شدن جنگ شود؛ زیرا نمی‌توان اجازه داد این جان‌فشانی‌ها بیهوده جلوه کند.

بسیاری از رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا نیز در مقاطعی مشابه آنچه اکنون ترامپ با آن روبه‌روست، قرار گرفته‌اند. هرچند جنگ‌های ویتنام، عراق، افغانستان و درگیری کنونی ترامپ با ایران به شیوه‌های متفاوتی آغاز شدند، اما همگی در نهایت به یک معادله مشترک تقلیل یافتند: پذیرش وضعیت نامطلوب موجود، تشدید جنگ یا خروج از آن.

و هیچ رئیس‌جمهوری نمی‌خواهد در تاریخ به‌عنوان کسی شناخته شود که یک جنگ را باخته است.

جانسون و بوش چگونه در سراشیبیِ لغزنده جنگ گرفتار شدند

در سال ۱۹۶۵، رئیس‌جمهور لیندون بی. جانسون درگیر این تصمیم بود که آیا جنگ ویتنام، که پس از ترور جان اف. کندی از او به ارث رسیده بود، باید گسترش یابد یا خیر. جانسون در اظهارنظری که تا حدی با انتخاب راهبردی ترامپ شباهت دارد، به وزیر دفاع خود، رابرت مک‌نامارا، گفت: ما حالا وارد مرحله بمباران این مردم شده‌ایم؛ از آن مانع عبور کرده‌ایم. فکر نمی‌کنم هیچ‌چیز به بدیِ شکست باشد. اما هیچ راهی هم برای پیروزی نمی‌بینم.

با این حال، جانسون دستور آغاز عملیات رولینگ تاندر را صادر کرد، حملات هوایی علیه ویتنام شمالی را تشدید کرد و ده‌ها هزار آمریکایی جوان دیگر را به جهنم جنگ فرستاد. او بهتر بود به جورج بال، معاون وزیر امور خارجه، گوش می‌داد؛ کسی که در یادداشتی نوشت به محض آنکه ایالات متحده متحمل تلفات شود، درگیر «فرآیندی تقریباً برگشت‌ناپذیر» خواهد شد و اگر پیش از دستیابی به اهدافش جنگ را متوقف کند، با «تحقیر ملی» روبه‌رو خواهد شد.

بال که به‌درستی سقوط به ورطه‌ای عمیق را پیش‌بینی کرده بود، استدلال می‌کرد ادامه جنگ بیش از حرکت در مسیر «برنامه‌ریزی‌شده و حساب‌شده برای رسیدن به یک راه‌حل مصالحه‌آمیز»، به جایگاه رهبری جهانی آمریکا آسیب خواهد زد.

جنگ، امیدهای جانسون برای پیروزی در دومین دوره انتخابی ریاست‌جمهوری را از بین برد و پس از پیروزی ریچارد نیکسون در انتخابات سال ۱۹۶۸، جنگ ویتنام به او به ارث رسید. بسیاری از مورخان معتقدند نیکسون و مشاور امنیت ملی‌اش، هنری کیسینجر، از همان زمان به این نتیجه رسیده بودند که پیروزی امکان‌پذیر نیست، اما همچنان به جنگ ادامه دادند تا شاید شرایطی برای خروج از جنگ تعریف کنند؛ تلاشی بی‌ثمر برای تقویت ویتنام جنوبیِ ضدکمونیست و جلوگیری از شکل‌گیری این تصور که آمریکا شکست خورده است.

نیکسون در ۳۰ آوریل ۱۹۷۰، در توضیح تصمیم خود برای گسترش جنگ به کامبوج، خطاب به مردم آمریکا گفت: اگر در لحظه سرنوشت‌ساز، قدرتمندترین کشور جهان، یعنی ایالات متحده آمریکا، مانند غولی درمانده و ناتوان رفتار کند، نیروهای تمامیت‌خواهی و هرج‌ومرج، ملت‌های آزاد و نهادهای آزاد را در سراسر جهان تهدید خواهند کرد.

در دوران ریاست‌جمهوری نیکسون، بیش از ۲۰ هزار آمریکایی دیگر در ویتنام جان خود را از دست دادند. آخرین نیروهای رزمی آمریکا در سال ۱۹۷۳ این کشور را ترک کردند و آخرین کارکنان آمریکایی نیز در جریان سقوط سایگون در سال ۱۹۷۵، در دوران ریاست‌جمهوری جرالد فورد، تخلیه شدند.

بیش از ۳۰ سال بعد، رئیس‌جمهور جورج دبلیو. بوش نیز نطق ملی خود را در زمان جنگ ایراد کرد. او مسئولیت اشتباهات صورت‌گرفته را پذیرفت، اما در سال ۲۰۰۷ هشدار داد که «شکست در عراق برای ایالات متحده یک فاجعه خواهد بود». او همچنین اعزام هزاران نیروی نظامی دیگر را برای کمک به نیروهای مسلح عراق در نبرد با شورشیان اعلام کرد.

تاریخ هنوز درباره آن عملیات به جمع‌بندی نهایی نرسیده است. راهبرد مقابله با شورش در برخی مناطق موفق عمل کرد. اما این پرسش که آیا تلفات انسانی آمریکا در آن جنگ توجیه‌پذیر بود یا خیر، همچنان پرسشی دردناک است، زیرا ایالات متحده در نهایت به طور کامل از عراق خارج شد.

باراک اوباما با وعده پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان آمریکا به ریاست‌جمهوری رسید. اما هشت سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر، که آمریکا را وارد جنگ افغانستان کرده بود، او نیز از اعزام نیروهای بیشتر خبر داد تا روند پیشروی طالبان را متوقف کند و سرانجام القاعده را نابود سازد. او که از دام تشدید تدریجی جنگ، همان دامی که جانسون، نیکسون و بوش در آن گرفتار شده بودند، آگاه بود، وعده داد که از اواسط سال ۲۰۱۱ روند خروج نیروها را آغاز کند. با این حال، منتقدان استدلال کردند که تعیین یک جدول زمانی مشخص، دشمنان واشنگتن را تشویق کرد تا صرفاً منتظر خروج نیروهای آمریکایی بمانند.

ترامپ با محکوم کردن همین نوع جنگ‌ها به قدرت رسید؛ جنگ‌هایی که اکنون ممکن است خود با آن روبه‌رو شود

باتلاق‌های نظامی آمریکا در دوران معاصر، نقش مهمی در شکل‌گیری انتقادهای تند و صریح ترامپ داشت؛ انتقادهایی که به پیروزی او در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ کمک کرد. چهار روز پیش از آنکه به ریاست‌جمهوری برسد، او به شدت از «جنگ‌هایی که هیچ‌گاه پایان نمی‌یابند و جنگ‌هایی که هرگز در آن‌ها پیروز نمی‌شویم»، انتقاد کرد.

اما ترامپ در نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود، برای آنکه سرانجام به جنگ افغانستان پایان دهد، خود نیز دستور افزایش شمار نیروهای آمریکایی را صادر کرد. با این حال، کمتر از سه سال بعد، تصمیم افزایش نیروها را به گردن نخستین وزیر دفاع خود، جیمز متیس، انداخت و گفت: برای مدت کوتاهی نیروهای بیشتری در اختیار او گذاشتم، اما نتیجه‌ای نداشت.

اکنون ترامپ با یکی دیگر از آن تصمیم‌های دشواری که باید به تنهایی بگیرد، روبه‌روست؛ همان واقعیتی که خود در سخنرانی سال ۲۰۱۷ درباره افغانستان چنین توصیف کرده بود: تمام عمرم شنیده بودم که وقتی پشت میز دفتر بیضی‌شکل کاخ سفید می‌نشینی، تصمیم‌ها کاملاً متفاوت می‌شوند.

جنگ با ایران، جنگِ بوش نیست؛ این جنگِ خودِ ترامپ است. و همین جنگ، میراث سیاسی او و همچنین سرنوشت انسان‌های بسیاری را، فراتر از دیوارهای کاخ سفید، رقم خواهد زد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید



۴ ساعت قبل / سایت مشرق

رسوایی جنگ علیه ایران چیزی نیست که در آمریکا فراموش شود

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی شید تی‌وی اظهارات جان آساف؛ سناتور آمریکایی را منتشر کرد که معتقد است:

"ترامپ به حلقه‌ای از دستیاران چاپلوس پناه برده که هر روز به او چیزی را می‌گویند که دوست دارد بشنود، نه چیزی را که لازم است بشنود!

تا پایان دوران حرفه‌ای‌ مقامات کاخ سفید، از آن‌ها به خاطر مشارکت در رسوایی جنگ علیه ایران یاد خواهد شد!"

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.


۵ ساعت قبل / سایت مشرق

ایران در آستانه تبدیل‌شدن به یک قدرت جهانی!

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی IranicTV اظهارات برایان مک‌گلینچی، روزنامه‌نگار آمریکایی و تحلیلگر سیاست خارجی را منتشر کرد که معتقد است:

فکر می‌کنم آنچه همین حالا در برابر چشمانمان شاهدش هستیم نوعی بیدارشدن دوباره ایران است.

آنها واقعا در حال درک این مسئله هستند که می‌توانند به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شوند البته نه فقط یک قدرت منطقه‌ای با توجه به موقعیت جغرافیایی، جمعیت بسیار تحصیل‌کرده، منابع و سایر عوامل آنها واقعا در موقعیتی قرار دارند که برای مدت طولانی یک قدرت بسیار مهم در سطح جهانی باشند و من فکر می‌کنم این یک بیداری است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.


۳۲ دقیقه قبل / سایت نورنیوز

پشت پرده سقوط سخنگوی ترامپ؛ پنج روز تحقیق و یک مظنون اصلی

نورنیوز- گروه بین الملل: در ادامه گزارش قبلی نورنیوز درباره دلایل واقعی برکناری کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، (https://nournews.ir/n/338197)اطلاعات جدیدی از منابع مطلع رسانه‌ای در واشنگتن به دست آمده که روایت رسمی درباره استعفای وی را با تردیدهای جدی مواجه می‌کند. بر اساس این اطلاعات، ماجرای خروج سخنگوی کاخ سفید ارتباطی با تمایل لویت برای اختصاص وقت بیشتر به خانواده نداشته، بلکه بخشی از یک جنگ قدرت در حلقه نزدیک دونالد ترامپ بوده که با افشای اطلاعات محرمانه درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران شدت گرفته است.

یکی از خبرنگاران ارشد شبکه NBC که به دلیل حساسیت موضوع نخواسته نامش فاش شود، در گفت‌وگویی با اشاره به گزارش قبلی نورنیوز تأکید کرده است که اطلاعات منتشرشده از سوی منابع ایرانی درباره علت خروج لویت «دقیق» بوده است. به گفته این خبرنگار، لویت پیش از این نیز چندین بار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درگیر شده بود و روبیو از مدت‌ها قبل به دنبال فرصتی برای تسویه‌حساب با او بود.

بر اساس این روایت، نقطه عطف ماجرا زمانی بود که اطلاعات مربوط به کمبود تسلیحات آمریکا و میزان خسارات ناشی از جنگ با ایران به بیرون درز کرد. پس از افشای این اطلاعات، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هیأتی را برای شناسایی عامل یا عوامل افشای اطلاعات تشکیل داد؛ هیأتی که روبیو نیز در آن عضویت داشت.

تحقیقات این هیأت تنها پنج روز به طول انجامید و در پایان، سه نفر از مقام‌های ارشد دولت که یا عضو کابینه بودند یا دسترسی مشابه اعضای کابینه به اطلاعات طبقه‌بندی‌شده داشتند، به عنوان مظنون معرفی شدند.

یکی از این سه نفر کلی لوفلر، یکی از ۲۲ عضو کابینه ترامپ و وزیر امور کسب‌وکارهای کوچک آمریکا بود؛ فردی که به دلیل بی‌احتیاطی در برخورد با اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و آنچه در واشنگتن به عنوان «دهن‌لقی» او توصیف می‌شود، پیش از این نیز مورد توجه قرار گرفته بود.

دو مظنون دیگر، یکی از دستیاران ارشد پیت هگست و کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، بودند. اهمیت قرار گرفتن نام لویت در این فهرست از آنجا بیشتر می‌شد که او و دستیار ارشد هگست در جلسه‌ای حضور داشتند که در آن براد کوپر درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران گزارش داده بود؛ بنابراین، هر دو به اطلاعاتی دسترسی داشتند که بعدها بخش‌هایی از آن به بیرون درز کرد.

اما اختلاف اصلی در داخل دولت ترامپ از نحوه برخورد با نتیجه این تحقیقات آغاز شد. با وجود تأکید روبیو بر اینکه نتیجه تحقیقات ابتدا باید در اختیار او و هگست قرار گیرد، رئیس هیأت تحقیق گزارش را مستقیماً به جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، ارائه کرد.

ونس اما نتیجه تحقیقات را معتبر ندانست. او معتقد بود احتمال دارد منشأ افشای اطلاعات، یکی از دستیاران روبیو باشد و به همین دلیل خواستار تحقیقات مجدد توسط اداره بازرسی کاخ سفید شد. این موضع عملاً نتیجه تحقیقات پنج‌روزه را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌داد که در بالاترین سطوح دولت ترامپ نیز درباره عامل افشای اطلاعات اتفاق نظر وجود ندارد.

با وجود مخالفت ونس، روبیو گزارش را مستقیماً به ترامپ منتقل کرد. روز بعد، ترامپ در جلسه‌ای محدود با حضور ونس، روبیو و هگست، موضوع سه مظنون را مطرح کرد و از روبیو و هگست پرسید که از میان این سه نفر، کدام‌یک را مظنون اصلی می‌دانند.

پاسخ هر دو یکسان بود: کارولین لویت.

ترامپ در آن جلسه واکنش فوری نشان نداد و دستور اقدامی علیه سخنگوی خود صادر نکرد. او از روبیو و هگست خواست در این خصوص اقدامی نکنند و تأکید کرد که تصمیم نهایی را شخصاً خواهد گرفت.

با این حال، از همان مقطع رفتار ترامپ با لویت به شکل محسوسی تغییر کرد. به گفته منابع مطلع، برخوردهای رئیس‌جمهور با سخنگوی کاخ سفید در چند نوبت تند و تحقیرآمیز شد؛ رفتاری که برای لویت این پیام را داشت که حمایت ترامپ از او دیگر مانند گذشته نیست.

یکی از این موارد به دوم ژوئیه، چند روز پیش از سفر ترامپ به ترکیه برای اجلاس ناتو، مربوط می‌شود. در آن جلسه خانم لویت به دلیل آنکه سه دقیقه به یک نشست مشورتی با حضور ترامپ دیر رسید، مورد طعنه و سرزنش وی قرار گرفت.

ترامپ در حضور چند نفر از دستیاران خانم لویت، از جمله استیون چونگ مدیر ارتباطات کاخ سفید و آنا کلی معاون خانم لویت، وی را مخاطب قرار داده و به وی میگوید: فکر میکنی وظیفه سخنگویی کاخ سفید با نقش تو به عنوان زنی که باید پوشک بچه‌ات را عوض کنی سازگاری دارد؟! یکی از خبرنگاران ارشد سی ان ان از جیسون میلر دستیار ارشد امور پیام‌های راهبردی کاخ سفید نقل کرده که "خانم لویت را هیچوقت آنقدر عصبانی و تحقیرشده ندیده بودم".

لویت از اواخر ژوئن حدس زده بود که روبیو و هگست در حال زمینه‌سازی برای تخریب او نزد ترامپ هستند. با این حال، در ابتدا تصور می‌کرد با افزایش حمایت و تمجید از ترامپ می‌تواند اعتماد رئیس‌جمهور را حفظ کند. اما پس از برخورد دوم ژوئیه، به این نتیجه رسید که قربانی قطعی جنگ قدرت در حلقه نزدیک ترامپ شده و احتمال دارد رئیس‌جمهور در آینده‌ای نزدیک او را به شکلی تحقیرآمیز برکنار کند.

از این مقطع، مسئله دیگر برای لویت فقط حفظ سمت نبود؛ بلکه چگونگی خروج از کاخ سفید اهمیت پیدا کرده بود. بر اساس روایت منابع، او به دنبال فرصتی بود تا پیش از آنکه ترامپ بتواند او را برکنار و تحقیر کند، خودش استعفا دهد و کنترل نحوه خروجش را در دست بگیرد.

نشانه‌های پایان کار لویت حتی در میان کارکنان دفتر او نیز آشکار شده بود. دستیاران او تقریباً مطمئن بودند که برکناری‌اش نزدیک است و حتی رقابتی محسوس میان آنا کلی و استیون چونگ برای جانشینی او شکل گرفته بود.

این وضعیت در پنجم ژوئیه، در ضیافتی دوستانه با حضور تعدادی از خبرنگاران کاخ سفید، به شکل علنی‌تری خود را نشان داد. استیون چونگ، که از نزدیک‌ترین دستیاران ترامپ محسوب می‌شود، با لحنی کنایه‌آمیز گفته بود لویت ترجیح می‌دهد به امور خانه‌داری بپردازد و احتمالاً ترامپ نیز با این انتخاب مخالفت نخواهد کرد.

این اظهارنظر از یک جهت اهمیت زیادی داشت: در ساختار اداری آمریکا، کارکنان معمولاً حتی در صورت اختلاف با مقام مافوق، از بیان علنی چنین سخنانی درباره او پرهیز می‌کنند. بنابراین، چنین کنایه‌ای می‌توانست برای خبرنگاران حاضر نشانه‌ای روشن باشد که اقتدار اداری لویت تا حد زیادی از بین رفته و اطرافیان او دیگر نگرانی چندانی از زیر سؤال بردن جایگاهش ندارند.

اما مهم‌ترین بخش ماجرا به روایت رسمی درباره علت خروج لویت بازمی‌گردد؛ روایتی که اطلاعات جدید نشان می‌دهد ممکن است وارونه واقعیت باشد.

پس از خروج لویت، برخی خبرهای غیر رسمی که احتمالا روایت پوششی برای افشا نشدن دلیل اصلی برکناری او بوده است استعفای لویت را به دلیل ناراحتی از رفتار ترامپ در جریان جابه‌جایی هواپیمای ریاست‌جمهوری عنوان کرده بود. در این روایت، ناراحتی او از اینکه ترامپ وی را در هواپیمای ریاست‌جمهوری رها کرده و خود با یک هواپیمای باری ادامه مسیر داده، به عنوان عامل نهایی استعفا مطرح شد.

اما بر اساس اطلاعات جدید، واقعیت دقیقاً عکس این روایت بوده است.

لویت خود عامل درز خبر مربوط به استفاده ترامپ از هواپیمای باری بوده است.

در این صورت، ماجرای هواپیما نه علت خروج لویت، بلکه بخشی از اقدامی بوده که به افشای یک موضوع حساس درباره رئیس‌جمهور آمریکا منجر شده است. خبری که از نظر سیاسی برای ترامپ بسیار هزینه‌زا بود و تصویری از نگرانی، آسیب‌پذیری و شرایط غیرعادی رئیس‌جمهور آمریکا در میانه جنگ با ایران ارائه می‌کرد.

بر اساس این روایت، لویت با افشای این خبر عملاً آخرین ضربه خود را به ترامپ وارد کرد؛ اما می‌دانست که این اقدام می‌تواند بهانه‌ای برای برکناری او فراهم کند. به همین دلیل، پیش از آنکه ترامپ فرصت پیدا کند او را به شیوه‌ای تحقیرآمیز از کاخ سفید کنار بگذارد، خودش استعفا داد.

به این ترتیب، روایت «استعفا به دلیل خانواده» یا «ناراحتی از تعویض هواپیما» می‌تواند پوششی برای واقعیتی پیچیده‌تر باشد: لویت پس از آنکه در جنگ قدرت میان روبیو و هگست از یک سو و حلقه نزدیک به ترامپ از سوی دیگر قرار گرفت، دریافت که ادامه حضورش در کاخ سفید امکان‌پذیر نیست. او در عین حال، با افشای خبر هواپیمای باری تلاش کرد هزینه سیاسی این درگیری را برای رئیس‌جمهور افزایش دهد.

از این منظر، برکناری لویت را نباید یک جابه‌جایی معمول در کاخ سفید دانست. این رخداد، آخرین مرحله یک زنجیره درگیری است که از اختلافات شخصی و سیاسی لویت با روبیو آغاز شد، با افشای اطلاعات درباره کمبود تسلیحات و خسارات جنگ با ایران وارد مرحله امنیتی شد، با تحقیقات پنج‌روزه و معرفی سه مظنون به جنگ قدرت درون دولت کشیده شد و در نهایت به حذف یکی از نزدیک‌ترین چهره‌های رسانه‌ای ترامپ انجامید.

اما اهمیت اصلی این پرونده فراتر از سرنوشت یک سخنگو است. آنچه در داخل دولت ترامپ درباره وضعیت تسلیحات، خسارات جنگ و میزان واقعی آسیب‌پذیری آمریکا در جریان جنگ با ایران وجود داشته، آن‌قدر حساس بوده که افشای آن به یک بحران امنیتی و سیاسی در بالاترین سطوح دولت تبدیل شده است.

در واقع، پرسش اصلی اکنون این نیست که چرا کارولین لویت استعفا داد؟ پرسش مهم‌تر این است که چه اطلاعاتی درباره وضعیت واقعی توان نظامی آمریکا و خسارات جنگ با ایران در داخل دولت ترامپ وجود داشته که افشای آن، چنین جنگ قدرتی را در کاخ سفید به راه انداخته است؟

در این چارچوب، لویت اگرچه پیش از آنکه قربانی رسمی این تسویه‌حساب شود کاخ سفید را ترک کرد، اما خروج او صرفاً یک استعفا نبود؛ بلکه پایان یک درگیری داخلی بر سر کنترل اطلاعات، روایت رسمی جنگ با ایران و میزان واقعی آسیب‌پذیری دولت ترامپ بود.

نورنیوز




 هیچکس نمی‌داند چه کسی ایران را رهبری می‌کند |  ما در ایران بسیار فعال بودیم...
۹ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

هیچکس نمی‌داند چه کسی ایران را رهبری می‌کند | ما در ایران بسیار فعال بودیم...

کابوس تسلط منطقه‌ای تهران، رئیس‌جمهور آمریکا را به تناقض‌گویی بی‌سابقه‌ای واداشته است.

 کاتس: اردوغان ترکیه را به سمت ماجراجویی‌های خطرناک پیش می‌برد
۲۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

کاتس: اردوغان ترکیه را به سمت ماجراجویی‌های خطرناک پیش می‌برد

وزیر اسرائیل با طرح این ادعا که رئیس‌جمهور ترکیه این کشور را به سوی ماجراجویی‌های خطرناک سوق می‌دهد، گفت: بهتر است اردوغان عزم و اراده ما را برای دفاع از خود امتحان نکند.

 ولیعهد عربستان روز یکشنبه به پاریس می‌رود
۹ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

ولیعهد عربستان روز یکشنبه به پاریس می‌رود

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه روزهای یکشنبه و دوشنبه در پاریس از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان در چارچوب سفر رسمی وی استقبال خواهد کرد.

 هشدار چین به ژاپن: در موضوع هسته‌ای با آتش بازی نکنید
۲۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

هشدار چین به ژاپن: در موضوع هسته‌ای با آتش بازی نکنید

سفیر چین در روسیه با هشدار درباره پیامدهای حرکت احتمالی ژاپن به سمت ساخت تسلیحات هسته‌ای گفت چنین اقدامی توازن راهبردی در شمال شرق آسیا را به‌طور کامل برهم خواهد زد و ممکن است هر لحظه یک رقابت تسلیحات هسته‌ای را در منطقه به راه بیندازد.

 تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران، حزب‌الله، روسیه و کوبا
۱۷ ساعت قبل / سایت تابناک

تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران، حزب‌الله، روسیه و کوبا

دولت آمریکا روز پنجشنبه افراد و نهادهای مرتبط با چند کشور را تحریم کرد.

 مسکو: سیاست إعمال فشار، به آمریکا اجازه تحقق اهدافش در قبال ایران را نخواهد داد
۱۵ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

مسکو: سیاست إعمال فشار، به آمریکا اجازه تحقق اهدافش در قبال ایران را نخواهد داد

میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین اعلام کرد سیاست إعمال فشار آمریکا به این کشور اجازه نخواهد داد اهداف خود در قبال ایران را محقق کند.