وی ادامه داد: این وضعیت فرصتی بود که یمنیها از آن استفاده کردند و از عربستان خواستند محاصرهای را که اکنون حدود ۱۱ سال طول کشیده است، پایان دهد. آنها بر این خواسته پافشاری کرده و تهدیدهای مختلفی نیز مطرح کردند. همانطور که مشاهده میشود، یمنیها میتوانند تأسیسات نفتی عربستان را هدف قرار دهند، بندرها را بزنند و نوعی محاصره دریایی را نیز اعمال کنند. فراتر از این، حامیان یمن نیز تهدید شدهاند؛ چراکه همواره در سخنان مقامات انصارالله این موضوع مطرح بوده که عربستان بهتنهایی وارد جنگ و رویارویی با یمن نشده است، بلکه این آمریکاست که عربستان را وادار کرده تا در یک حرکت نیابتی، یمنیها را مورد حمله قرار دهد. بنابراین، حوزه درگیری میان یمن و عربستان فراتر رفته و پای آمریکاییها نیز بهعنوان یکی از طرفهای ماجرا به میان آمده است؛ اسرائیلیها نیز در این روند نقش دارند. به همین دلیل، پیامد این اقدام ریاض به خصوص پس از بستهشدن تنگه هرمز، به بابالمندب نیز کشیده شده و به همین دلیل ابعاد این قضیه فراتر از یک مسئله دوجانبه بوده و جنبه بینالمللی پیدا کرده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: این روند طی دو هفته گذشته ادامه داشته است. اما همانطور که پیشبینی میشد، عربستان ساکت نخواهد نشست و کشورهایی که حامی عربستان هستند، طرحها و نقشههایی را اجرا خواهند کرد تا توان یمن را فلج کنند و اجازه ندهند محاصرهای که یمنیها علیه عربستان در نظر گرفتهاند، عملی شود. بمبارانهایی که اخیراً انجام شد هم در واقع در چارچوب طرحهایی برای خنثیکردن توانمندیهای یمن انجام میشود؛ با این هدف که یمنیها نتوانند محاصره عربستان را ادامه دهند یا محاصره خودشان را بشکنند. اما نکته مهم این است که در این درگیری، چه کسی بیشتر ضرر میکند و کدام طرف توانمندی و قابلیت بیشتری دارد؟ باید توجه داشت که قابلیت یمنیها بسیار زیاد است؛ زیرا آنها از الگوی جنگ کلاسیک استفاده نمیکنند. تجمعات نیرویی ندارند که بتوان آنها را بهراحتی هدف قرار داد و اصولاً نیروهای آنها در مناطق مختلف پراکنده هستند. در مقابل، عربستان از یک ارتش کلاسیک و در عین حال آزمودهنشده استفاده میکند و از نظر تسلیحاتی نیز به سلاحهای خارجی متکی بوده و بنابراین آسیبپذیری عربستان بسیار زیاد است. از سوی دیگر، نگرانی از افکار عمومی نیز وجود دارد. در یمن تقریباً میتوان گفت افکار عمومی همراه هستند، اما در عربستان این احتمال وجود دارد که حتی خیزشها، اعتراضها و شورشهایی در گوشه و کنار این کشور آغاز شود. این موضوع نیز میتواند در سرنوشت جنگ و ادامه مسیر بسیار مؤثر باشد.
وی در پاسخ به اینکه آیا ادامه حملات یمنیها ممکن است باعث شود پیمان مکه فعال شود و پاکستان و ترکیه وارد مرحله عملیاتی علیه یمن شوند، گفت: احتمال چنین رویارویی بسیار کم است. البته ممکن است آنها از نظر هوایی، خلبانهایی را در اختیار عربستان قرار دهند یا هواپیماهایی را برای انجام بمباران، مثلاً در صنعا، در اختیار این کشور بگذارند؛ اما با توجه به ترکیب ارتش پاکستان، نگرش ایدئولوژیک حاکم بر این کشور و همچنین بدبینی بسیار زیادی که در میان مردم پاکستان نسبت به عربستان وجود دارد، اینکه این کشور بتواند یک عملیات هماهنگ نظامی با عربستان انجام دهد، به هیچ وجه ساده نیست. برای اینکه دو ارتش از دو کشور، با آموزشهای مختلف، شرایط متفاوت، زبانهای متفاوت و نگرشهای فرهنگی و ایدئولوژیک متفاوت در کنار یکدیگر قرار بگیرند، مسلماً باید ماهها و شاید سالها کار شود. واحدهای نظامی باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و آموزشهای لازم را ببینند. بنابراین، ایجاد چنین هماهنگیای زمانبر است.
قنادباشی در پایان خاطرنشان کرد: در مورد ترکیه نیز همین مسئله وجود دارد. نگرش ایدئولوژیک ترکیه متفاوت است، نوع آموزشهای نظامی آن متفاوت است و بدبینی نسبت به عربستان نیز در این کشور کم نیست. اینطور نیست که تصور کنیم ترکیه بهراحتی با عربستان همراه خواهد شد. از سوی دیگر، ترکیه عضو ناتو است. بنابراین اگر قرار باشد ترکیه وارد چنین درگیریای شود، به نوعی میتوان گفت که ناتو نیز وارد صحنه شده است. این مسئله نیز نیازمند زمان، تعریف موقعیتها و ایجاد هماهنگیهای لازم است. بنابراین، عملاً اینکه این کشورها بتوانند تنها چند روز پس از امضای پیمان مکه از آن بهرهبرداری نظامی کنند، چنین چیزی بهصورت واقعی امکانپذیر نیست.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید









