
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایسنا، وبگاه قطری «العربی الجدید» در یادداشتی نوشت درگیری میان آمریکا و ایران سابقهای طولانی دارد، این درگیری پس از موفقیت انقلاب ایران در سرنگونی رژیم شاهنشاهی وابسته به غرب در سال ۱۹۷۹ آغاز شد و تقریبا نیم قرن قدمت دارد. علیرغم تلاشهای ۲ طرف برای مدیریت آن به گونهای که از رویارویی نظامی مستقیم جلوگیری شود اما ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید این روند را وارونه کرد. ترامپ از توافق هستهای با ایران که باراک اوباما، چهره قبل از او در سال ۲۰۱۵ به عنوان بخشی از گروه ۵+۱ منعقد کرده بود، خارج شد. او پس از بازگشت به کاخ سفید برای دوره دوم، در ژوئن ۲۰۱۵ با وجود دورهای متعدد جنگ و بدون اینکه بتواند درگیری را حل کند، در استفاده از زور علیه ایران تردید نکرد. در واقع بسیاری از شاخصها از این حکایت دارند که ایران بر کفه آمریکا غلبه پیدا کرده و دیگر بعید نیست ترامپ در نهایت متحمل یک شکست استراتژیک بزرگ شود، پارادوکسی که سوالات زیادی را مطرح میکند.
با وقوع انقلاب در ایران و فرار شاه، پس از آنکه آمریکا به بهانه انجام معاینات پزشکی به او اجازه ورود داد، جنبش دانشجویی در اعتراض به این اقدام آمریکا به سفارت این کشور در تهران حمله کرد، اقدامی که به تسخیر لانه جاسوسی مشهور شد، جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا تلاش کرد تا سفارت را آزاد کند اما شکست خورد و این به شکست او در انتخابات ریاست جمهوری بعدی منجر شد در ادامه رونالد ریگان، رئیس جمهور بعدی از راه دیپلماتیک وارد شد. پس از آن، روابط ۲ کشور به گونهای مدیریت شد که منعکس کننده تمایل هر ۲ طرف برای جلوگیری از درگیری مسلحانه، با وجود اختلافات شدید و مستمر آنها بود.
مهارت دیپلماتیک بالا، ایران را قادر ساخت روند مذاکرات را با کارایی و شایستگی بالایی مدیریت کند
در این چارچوب مناقشهبرانگیز، دولتهای متوالی آمریکا به فشار آوردن به متحدان خود در منطقه برای مقابله با حاکمیت جدید ایران و مهار آن متوسل شدند. این امر نقش دولتهای یاد شده را در کشاندن عراق به جنگ علیه ایران و اشتیاق آنها برای تداوم (و دامن زدن به) این جنگ که هشت سال طول کشید، نمایان میکند اما حاکمیت ایران با اتحاد با نیروهای سیاسی و اجتماعی متنوع در منطقه، به دنبال ایجاد خطوط دفاعی پیشرفته بود و از خلأ ایجاد …








