قیمت طلا امروز




 سایت هم میهن / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

«بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران

یک اقتصاددان می‌گوید: حرکت سرمایه‌ها از بخش تولید و بازار سرمایه به سمت خرید خانه دوم یا املاک در مناطق کم‌ریسک، نمونه کلاسیک «خطای ترکیب» و پدیده «بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران است.
 «بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، تشدید نااطمینانی‌های سیاسی، جنگ و تداوم فشارهای اقتصادی، تنها بر روند معاملات مسکن اثر نگذاشته، بلکه الگوی سرمایه‌گذاری خانوارها و سازندگان را نیز دستخوش تغییر کرده است.

در شرایطی که حفظ ارزش دارایی بیش از کسب بازدهی اهمیت یافته، بخشی از سرمایه‌ها به سمت خرید «خانه دوم»، ویلا در شهرهای امن‌تر و حتی املاک خارج از کشور حرکت کرده و همزمان جذابیت سرمایه‌گذاری ساختمانی در تهران کاهش یافته است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند ادامه این روند می‌تواند علاوه بر تغییر جغرافیای سرمایه‌گذاری در بازار مسکن، پیامدهای مهمی برای تولید، رشد اقتصادی و توسعه شهری به همراه داشته باشد.

وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان، در گفت‌وگو با اقتصادنیوز، ابعاد این تغییر رفتار سرمایه‌گذاران، پیامدهای خروج سرمایه از تهران و اثر آن بر آینده بازار مسکن و اقتصاد ایران را بررسی کرده است.

* جنگ و افزایش نااطمینانی تا چه اندازه رفتار سرمایه‌گذاری خانوارها را در بازار مسکن تغییر داده است؟ آیا افزایش تمایل به خرید «خانه دوم» در شهرهای امن‌تر، ویلا در شمال یا حتی خرید ملک در خارج از کشور را می‌توان نشانه‌ای از تغییر الگوی حفظ دارایی و مدیریت ریسک در اقتصاد ایران دانست؟

در چارچوب نظریه پورتفوی مدرن و در شرایط نااطمینانی‌های شدید ژئوپلیتیک همراه با سایه دائمی تحریم‌ها، رفتار مدیریت ریسک خانوارها در ایران از «بیشینه‌سازی بازدهی» به سمت «کمینه‌سازی احتمال از دست رفتن اصل سرمایه» تغییر جهت داده است. تحریم‌های اقتصادی با انسداد مجاری رسمی سرمایه‌گذاری بین‌المللی و کاهش شدید ارزش پول ملی عملاً سبد دارایی خانوارها را محدود به گزینه‌های داخلی کرده است.

در این میان افزایش تمایل به خرید ملک در شهرهای امن‌تر و کوچک‌تر، ویلا در شمال یا حتی پیش‌خرید املاک در کشورهای همسایه (مانند ترکیه و امارات)، فراتر از یک الگوی مصرفی تفریحی یک استراتژی پوشش ریسک فعال است.

این پدیده نشان‌دهنده تغییر ترجیحات زمانی و افزایش نرخ تنزیل ذهنی خانوارهاست؛ چرا که در شرایط جنگی و نااطمینانی، نقدشوندگی فیزیکی و امنیت جغرافیایی دارایی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند و خانوارها حاضرند هزینه فرصت ناشی از قفل شدن نقدینگی در املاک غیرمولد را به قیمت دستیابی به حاشیه امنیت بیشتر بپذیرند.

از منظر اقتصاد کلان، این تغییر الگو به معنای تعمیق «گسست جغرافیایی تقاضای مسکن» و دوقطبی شدن بازار است. از یک سو، تقاضای انباشته در مناطق پرریسک مرزی یا کلان‌شهرهای در معرض آسیب کاهش می‌یابد و از سوی دیگر حباب قیمتی در مناطق امن هدف (مانند استان‌های شمالی و مناطق ییلاقی) به دلیل هجوم نقدینگی سرگردان بزرگ‌تر می‌شود.

هزینه‌های ساخت نیز به دلیل رشد انتظارات تورمی ناشی از نرخ ارز و تحریم‌ها (که بر نهاده‌های وارداتی و واسطه‌ای اثرگذار است) به شدت افزایش یافته و عملاً عرضه مسکن جدید در این مناطق امن را با قیمت‌های تمام‌شده بسیار بالا مواجه کرده است. این وضعیت پدیده خروج سرمایه از کشور از طریق خرید ملک در خارج را نیز تشدید می‌کند؛ فرآیندی که عملاً به معنای فرار ابدی سرمایه از چرخه بازتولید اقتصادی کشور و تضعیف شدید تراز پرداخت‌ها در شرایط تحریمی است.

*اگر روند خروج سرمایه‌گذاری ساختمانی از تهران و تمرکز بر شهرهای حاشیه‌ای ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی برای بازار مسکن تهران و همچنین توسعه شهرهای اطراف خواهد داشت؟ آیا باید منتظر گسترش حاشیه‌نشینی، افزایش سفرهای روزانه و فشار بیشتر بر زیرساخت‌های حمل‌ونقل و خدمات شهری باشیم یا این روند می‌تواند به توزیع متوازن‌تر جمعیت و سرمایه منجر شود؟

در اقتصاد سیاسی ایران مسکن همواره نقشی فراتر از یک کالای مصرفی داشته است، اما در شرایط تشدید نااطمینانی‌های سیاسی و امنیتی، این دارایی به عنوان «پناهگاه امن» بلامنازع مطرح می‌شود. بر خلاف بازار سرمایه که به شدت تحت تأثیر شوک‌های سیاسی، قیمت‌گذاری دستوری و نوسانات نرخ ارز ریزش‌های سنگین را تجربه می‌کند و بر خلاف طلا و ارز که به دلیل مخاطرات امنیتی نگهداری فیزیکی و مداخلات نظارتی دولت (مانند محدودیت‌های تراکنش و قوانین مبارزه با قاچاق) با محدودیت مواجه‌اند، مسکن یک دارایی فیزیکی غیرقابل سرقت در مقیاس کلان و مصون از مداخلات مستقیم دولتی است.

انتظارات تورمی بالا که ریشه در کسری بودجه ساختاری و رشد نقدینگی دارد، عملاً نرخ سود حقیقی بانکی را منفی نگه داشته و خانوارها را ناگزیر می‌سازد تا برای حفظ قدرت خرید خود، به سمت بازار مسکن هجوم بیاورند، حتی اگر این بازار در رکود معاملاتی باشد.

این تغییر رفتار، الگوی تقاضا را از «تقاضای مصرفی» به شدت به سمت «تقاضای سرمایه‌ای و سفته‌بازی» سوق می‌دهد. در سمت عرضه، افزایش شدید هزینه‌های ساخت (شامل آهن‌آلات، سیمان و دستمزدها) ناشی از تورم ساختاری و تحریم‌ها، عملاً حاشیه سود سازندگان را کاهش داده و نرخ رشد عرضه را کند می‌کند.

تلاقی این عرضه محدود و گران با تقاضای سرمایه‌ای شدید برای دارایی امن منجر به پدیده «رکود تورمی» در بازار مسکن می‌شود؛ یعنی قیمت‌ها به موازات انتظارات تورمی و هزینه‌های ساخت بالا می‌روند، در حالی که تعداد معاملات به دلیل کاهش قدرت خرید متقاضیان واقعی مسکن کاهش می‌یابد. در نتیجه ترکیب دارایی خانوارها به شدت غیرنقدشونده شده و بخش عمده ثروت جامعه در قالب سیمان و آجر انباشته می‌شود که پویایی جریان وجوه نقد را در کل اقتصاد سرکوب می‌کند.

*با توجه به اینکه بسیاری از سازندگان، تهران را دیگر بازار جذابی برای سرمایه‌گذاری نمی‌دانند، چه اقداماتی می‌تواند دوباره انگیزه ساخت‌وساز در پایتخت را افزایش دهد؟ آیا اصلاح ضوابط شهرسازی، کاهش هزینه‌های صدور مجوز، تغییر نظام تأمین مالی و مشوق‌های مالیاتی می‌تواند سرمایه‌ها را به تهران بازگرداند یا اساساً بازار مسکن وارد دوره‌ای شده که مرکز ثقل ساخت‌وساز برای همیشه از تهران به شهرهای پیرامونی منتقل خواهد شد؟

حرکت سرمایه‌ها از بخش تولید و بازار سرمایه به سمت خرید خانه دوم یا املاک در مناطق کم‌ریسک، نمونه کلاسیک «خطای ترکیب» و پدیده «بیماری هلندی ثانویه» در اقتصاد ایران است. در شرایط نااطمینانی شدید و چشم‌انداز مبهم سودآوری در بخش مولد که ناشی از قطعی انرژی، تحریم‌های تجاری، نوسانات شدید نرخ ارز و بی‌ثباتی در سیاست‌گذاری مالی است، نرخ بازده تعدیل‌شده با ریسک در بخش تولید به شدت سقوط می‌کند.

در مقابل مسکن غیرمولد با وجود نقدشوندگی پایین، ریسک عملیاتی و مالیاتی بسیار کمتری دارد. در نتیجه سرمایه‌های سرگردانی که می‌توانستند از طریق بازار سرمایه به تأمین مالی پروژه‌های صنعتی، ارتقای تکنولوژی و بهبود بهره‌وری کمک کنند، جذب خرید دارایی‌های موجود فیزیکی (املاک مسکونی دوم و سوم) می‌شوند که هیچ ارزش افزوده‌ای برای تولید ناخالص داخلی ایجاد نمی‌کنند.

پیامدهای ساختاری این تخصیص بهینه کاذب برای اقتصاد ایران بسیار سنگین خواهد بود. اولاً، با خروج سرمایه از بخش‌های مولد، نرخ تشکیل سرمایه ثابت ناخالص که در سال‌های اخیر نیز روندی فرسایشی داشته، بیش از پیش تضعیف شده و پتانسیل رشد اقتصادی بلندمدت کشور تخریب می‌شود؛ پدیده‌ای که دستیابی به اهداف رشد اقتصادی مثبت را غیرممکن می‌سازد.

ثانیاً، این روند کانال‌های انتقال سیاست‌های پولی را مسدود می‌کند؛ زیرا نقدینگی در بخش غیرمولد قفل شده و سرعت گردش پول در بخش‌های تولیدی کاهش می‌یابد و در نتیجه، شوک‌های پولی به جای رونق تولید، مستقیماً به تورم دارایی‌ها ختم می‌شوند. در نهایت، با متمرکز شدن منابع در دارایی‌های امن فیزیکی، ظرفیت نوآوری، توسعه زیرساخت‌ها و تاب‌آوری اقتصادی کشور در برابر تکانه‌های خارجی به شدت تحلیل خواهد رفت.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید



۱۳ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ایرانی

خبر فوری دولت درباره بنزین 80 هزار تومانی

اقتصادایرانی:

معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر معاون اول رئیس‌جمهور، ادعای ساختگی برخی کانال‌های غیررسمی مبنی بر اظهارات «محمد رضا عارف» درباره نرخ بنزین ۸۰ هزار تومانی را تکذیب کرد.

عباس پازوکی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: در پی انتشار ادعای ساختگی برخی کانال‌های غیررسمی مبنی بر «اظهارات دکتر عارف درباره بنزین ۸۰ هزار تومانی»، بدین‌وسیله این ادعا به‌طور کامل تکذیب می‌شود.

وی تاکید کرد: معاون اول رئیس‌جمهور هیچ‌گونه موضع‌گیری یا گمانه‌زنی عددی درباره نرخ‌های جدید بنزین نداشته‌اند. همان‌گونه که پیشتر نیز صراحتاً در جمع اصحاب رسانه تأکید شد، موضوع مدیریت مصرف سوخت در مرحله کارشناسی قرار دارد و هنوز هیچ رقم یا تصمیمی به جمع‌بندی نهایی نرسیده است.

معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر معاون اول رئیس جمهور در پایان مطلب خود آورده است: بدیهی است در صورت دستیابی به جمع‌بندی نهایی، جزئیات موضوع به‌صورت شفاف و مستقیماً از طریق ارکان رسمی اطلاع‌رسانی دولت با مردم در میان گذاشته خواهد شد.

 


۲۱ دقیقه قبل / سایت نبض قیمت

قیمت طلا ۱۸ عیار امروز به مرز روانی ۲۰ میلیون تومان رسید؛ نقطه عطفی که همه را غافلگیر کرد | بازار در آستانه سقوط یا جهشی تازه؟ (شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵)

بازار طلا در روز پایانی هفته، صحنه‌ای از هیجان و نوسانات بی‌سابقه بود. آنچه امروز در بازار گذشت، فراتر از پیش‌بینی‌های معمول بود و معامله‌گران را غافلگیر کرد. در حالی که بسیاری از تحلیلگران انتظار تداوم روند نزولی یا حداقل ثبات را داشتند، قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با جهشی چشمگیر، مرزهای جدیدی را فتح کرد و به کانال ۲۰ میلیون تومانی نزدیک شد. این اتفاق در شرایطی رخ داد که بازار ارز نیز روزهای پرنوسانی را پشت سر گذاشته و دلار آمریکا با افزایش قابل توجهی همراه شده است.

گزارش امروز، نگاهی دقیق به قیمت طلا ۱۸ عیار امروز و تحلیل عواملی دارد که این نقطه عطف را رقم زدند و چشم‌ها را به فردا دوخته است. سوال اصلی این است که این جهش، آغازگر یک روند صعودی جدید است یا تنها یک نوسان زودگذر و هشداری برای ریزشی قریب‌الوقوع؟ در ادامه به بررسی ابعاد مختلف این تحول بزرگ در بازار طلا می‌پردازیم. جدول قیمت طلا ۱۸ عیار امروز (شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵) عنوان مقدار (تومان) نرخ فعلی ۱۹,۸۵۲,۷۰۰ بالاترین قیمت روز ۱۹,۹۶۹,۷۰۰ پایین‌ترین قیمت روز ۱۹,۷۵۷,۶۰۰ بیشترین مقدار نوسان روز ۶۵۱,۰۰۰ درصد بیشترین نوسان روز ۰.۰۶%+ نرخ بازگشایی بازار ۱۹,۲۰۷,۷۰۰ نرخ روز گذشته ۱۹,۲۰۵,۶۰۰ درصد تغییر نسبت به روز گذشته ۰.۶۶%- میزان تغییر نسبت به روز گذشته ۱,۲۶۲,۰۰۰- قیمت طلا ۱۸ عیار امروز؛ عبور از مرزهای روانی

بازار طلا امروز با گشایشی قدرتمند، فوراً پیام روشنی به فعالان اقتصادی مخابره کرد: دوران رکود و نوسان محدود به سر آمده است. قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با ثبت رقمی معادل ۱۹ میلیون و ۸۵۲ هزار و ۷۰۰ تومان، نه تنها تمام پیش‌بینی‌های محافظه‌کارانه را به چالش کشید، بلکه خود را به مرز روانی ۲۰ میلیون تومان رساند. این جهش ۰.۴۷ درصدی در شرایطی رقم خورد که بسیاری از تحلیل‌ها از ادامه روند نزولی یا نوسان در کانال‌های پایین‌تر حکایت داشت. اما آنچه امروز شاهد آن بودیم، نشان از تغییر معادلات اساسی در بازار دارد.

نکته قابل تأمل در قیمت امروز، فاصله معنادار آن با نرخ روز گذشته (۱۹ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۶۰۰ تومان) است. این اختلاف ۶۴۷ هزار تومانی در یک بازه ۲۴ ساعته، زنگ خطری جدی برای بازارهای موازی و همچنین فرصتی کم‌نظیر برای سرمایه‌گذاران طلا محسوب می‌شود. برای درک بهتر این جهش، باید به عوامل بنیادین و روانی حاکم بر بازار نگاهی عمیق‌تر داشت. تحلیل رشد قیمت طلا؛ راز جهش امروز چیست؟ نقش تعیین‌کننده دلار و تنش‌های سیاسی

بدون شک، مهم‌ترین محرک بازار طلا در روزهای اخیر، تحولات در بازار ارز بوده است. قیمت دلار در هفته پایانی مرداد، مسیری صعودی و پرنوسان را پیمود. این اسکناس که معاملات شنبه را در محدوده ۱۸۸ هزار تومان آغاز کرد، با جهشی سه هزار تومانی در روز چهارشنبه به ۱۸۹ هزار و ۵۰۰ تومان رسید و امروز نیز در همین سطوح بالا باقی مانده است. این افزایش بی‌سابقه دلار، مستقیماً بر هزینه تمام‌شده طلا تأثیر گذاشته و به عنوان موتور محرک اصلی رشد قیمت طلا ۱۸ عیار امروز عمل کرده است.

دلیل اصلی این جهش دلار را باید در تشدید تنش‌های سیاسی جستجو کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که تشدید مواضع سیاسی میان ایران و آمریکا و افزایش نگرانی‌ها درباره احتمال بازگشت درگیری‌ها، بازار ارز را با شوکی جدی مواجه کرده است. آمریکا از اعمال تحریم‌های جدید و تشدید فشار اقتصادی علیه ایران خبر داده و این موضوع، نگرانی‌های فعالان اقتصادی را به اوج رسانده است.

در چنین فضایی، دلار به عنوان یک دارایی امن، با استقبال بی‌سابقه‌ای مواجه شده و قیمت آن با سرعت صعود کرده است. از آنجایی که رابطه مستقیم و غیرقابل‌انکاری بین قیمت دلار و طلا در بازار ایران وجود دارد، این افزایش دلار به‌طور خودکار به جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز منجر شده است. افزایش اونس جهانی طلا؛ محرک دوم

اما دلار تنها عامل صعود قیمت‌ها نبود. بازارهای جهانی نیز هم‌سو با تحولات داخلی عمل کردند. قیمت اونس جهانی طلا که در روزهای اخیر روندی صعودی داشت، امروز با رقم ۱,۸۹۰.۲۰ دلار معامله شد. هرچند این رقم نسبت به روز گذشته کاهشی اندک (۱.۱۰ دلار-) را نشان می‌دهد، اما سطوح بالای آن، همچنان از یک روند صعودی بلندمدت حکایت دارد.

این افزایش اونس، به همراه رشد دلار، یک اثر ترکیبی را بر بازار داخلی اعمال کرده و باعث شد تا قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با قدرت بیشتری صعود کند. در واقع، طلا در سطح جهانی نیز به عنوان یک پناهگاه امن در برابر تورم و بی‌ثباتی‌های ژئوپلیتیکی شناخته می‌شود و افزایش قیمت آن در بازارهای جهانی، به عنوان یک سیگنال مثبت برای بازار داخلی تلقی می‌شود. نفت و تأثیر آن بر بازار طلا

عامل دیگری که نباید از آن غافل شد، افزایش قیمت نفت است. تنش‌های ژئوپلیتیکی در خلیج فارس، مسیرهای کشتیرانی را با خطر مواجه کرده و قیمت نفت را در هفته جاری بیش از پنج درصد افزایش داده است. افزایش قیمت نفت، به عنوان یک کالای استراتژیک، تورم را در سطح جهانی افزایش می‌دهد و به تبع آن، تمایل به سرمایه‌گذاری در طلا را بیشتر می‌کند. این زنجیره تأثیرگذاری، نشان از پیچیدگی و حساسیت بالای بازار طلا دارد و نشان می‌دهد که قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، حاصل تعامل چندین عامل کلان اقتصادی است. وضعیت بازار؛ شرایط ویژه و هشدار برای فردا واکنش معامله‌گران به شوک قیمتی

جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، موجی از شوک و هیجان را در میان معامله‌گران ایجاد کرده است. بسیاری از فعالان بازار که انتظار چنین رشدی را نداشتند، در مواجهه با این تحول بزرگ، دچار تردید و سردرگمی شده‌اند. گروهی از معامله‌گران با مشاهده این جهش، به سرعت اقدام به خرید کردند تا از فرصت ایجاد شده استفاده کنند و گروهی دیگر نیز با احتیاط، منتظر نشانه‌های بیشتری برای تعیین مسیر آینده هستند.

این فضای دوسویه، نشان از وضعیت حساس و شکننده بازار دارد. جو روانی حاکم بر بازار به گونه‌ای است که کوچک‌ترین خبر یا شایعه‌ای می‌تواند مسیر قیمت‌ها را تغییر دهد. به همین دلیل، تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که سرمایه‌گذاران با دقت و هوشیاری کامل وارد بازار شوند و از هر گونه تصمیم‌گیری احساسی پرهیز کنند. پیش‌بینی قیمت طلا ۱۸ عیار فردا (یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵)

با توجه به داده‌های موجود و روند فعلی بازار، پیش‌بینی قیمت طلا ۱۸ عیار برای فردا، یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. کارشناسان معتقدند که اگر روند صعودی دلار و اونس جهانی ادامه یابد، احتمال عبور قیمت طلا از مرز ۲۰ میلیون تومان در روزهای آینده بسیار بالاست.

اما نباید از تأثیر مداخلات احتمالی بازارساز و نیز اخبار سیاسی و اقتصادی غافل شد. در شرایط فعلی، بازار در وضعیت قرمز قرار دارد و هر گونه تحول منفی می‌تواند به سرعت قیمت‌ها را تغییر دهد. در جدول زیر، پیش‌بینی قیمت طلا ۱۸ عیار برای فردا ارائه شده است: عنوان مقدار پیش‌بینی (تومان) نرخ پیش‌بینی شده ۲۰,۰۵۰,۰۰۰ بالاترین قیمت پیش‌بینی ۲۰,۲۰۰,۰۰۰ پایین‌ترین قیمت پیش‌بینی ۱۹,۸۰۰,۰۰۰ بیشترین مقدار نوسان پیش‌بینی ۴۰۰,۰۰۰ درصد بیشترین نوسان پیش‌بینی افزایش نرخ بازگشایی پیش‌بینی ۱۹,۹۵۰,۰۰۰ درصد تغییر نسبت به امروز افزایش میزان تغییر نسبت به امروز ۱۹۷,۳۰۰+ تأثیر قیمت طلا بر بازارهای دیگر سکه امامی؛ هم‌گام با طلا

افزایش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، تأثیر مستقیم خود را بر بازار سکه نیز گذاشته است. سکه امامی که در ابتدای هفته عمدتاً در محدوده ۱۸۹ تا ۱۹۰ میلیون تومان معامله می‌شد، امروز با رشد قابل توجهی مواجه شد. قیمت سکه امامی امروز به ۲۰۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید که نشان‌دهنده افزایش ۱.۹۱ درصدی یا ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومانی نسبت به روز گذشته است. همچنین سکه بهار آزادی با قیمت ۱۹۹ میلیون تومان و نیم سکه با قیمت ۱۰۲ میلیون تومان معامله شدند. این هم‌بستگی بالا بین قیمت طلا و سکه، نشان از یکپارچگی بازارهای طلا و سکه دارد و نشان می‌دهد که هر گونه تغییر در قیمت طلا، به سرعت به بازار سکه نیز منتقل می‌شود. تحلیل تکنیکال قیمت طلا ۱۸ عیار بررسی اندیکاتورها و سطوح مقاومتی

از منظر تحلیل تکنیکال، قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با شکستن سطوح مقاومتی کلیدی، سیگنال‌های قوی‌ای را به بازار مخابره کرده است. عبور قیمت از کانال ۱۹ میلیون تومانی و حرکت به سمت مرز ۲۰ میلیون تومان، نشان از قدرت خریداران دارد. اندیکاتورهای مومنتوم مانند RSI (شاخص قدرت نسبی) در حال حرکت به سمت مناطق اشباع خرید هستند که می‌تواند هشداری برای احتمال اصلاح قیمت در کوتاه‌مدت باشد. با این حال، تا زمانی که روند صعودی دلار و اونس جهانی ادامه دارد، انتظار می‌رود که قیمت طلا نیز حمایت خود را حفظ کند. حجم معاملات و نقدشوندگی

یکی از نکات مهم در تحلیل امروز، افزایش حجم معاملات طلا است. جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز با افزایش چشمگیر حجم معاملات همراه بوده که نشان از جدیت خریداران و ورود نقدینگی جدید به بازار دارد. این افزایش حجم، معمولاً تأییدیه‌ای بر قدرت روند صعودی است و احتمال ادامه آن را افزایش می‌دهد. با این حال، باید توجه داشت که افزایش حجم معاملات در سطوح قیمتی بالا، می‌تواند نشانه‌ای از هیجان زودهنگام و احتمال تشکیل حباب قیمتی باشد. به همین دلیل، تحلیل‌گران توصیه می‌کنند که سرمایه‌گذاران با احتیاط بیشتری عمل کنند و از ورود با اهرم بالا خودداری نمایند. عوامل تأثیرگذار بر آینده قیمت طلا سناریوی سیاسی؛ مهم‌ترین متغیر

بدون تردید، مهم‌ترین عاملی که می‌تواند مسیر آینده قیمت طلا ۱۸ عیار را تعیین کند، تحولات سیاسی است. مذاکرات هسته‌ای، تنش‌های منطقه‌ای و مواضع کشورهای بزرگ، همگی عواملی هستند که می‌توانند در کوتاه‌مدت و بلندمدت بر بازار طلا تأثیر بگذارند. در حال حاضر، فضای سیاسی به گونه‌ای است که ریسک‌های ژئوپلیتیکی به شدت بالا رفته و این موضوع به نفع قیمت طلا تمام شده است. اما هر گونه خبر مثبت درباره کاهش تنش‌ها یا پیشرفت در مذاکرات، می‌تواند به سرعت روند صعودی را معکوس کرده و قیمت‌ها را به سمت پایین هدایت کند. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید تحولات سیاسی را به دقت رصد کنند و واکنش‌های خود را بر اساس جدیدترین اخبار تنظیم نمایند. سیاست‌های پولی فدرال رزرو

در سطح جهانی، سیاست‌های پولی بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده قیمت طلا است. هر گونه تغییر در نرخ بهره یا سیاست‌های انقباضی یا انبساطی فدرال رزرو، می‌تواند بر ارزش دلار و در نتیجه قیمت طلا تأثیر بگذارد. در شرایط فعلی، بازارها منتظر نشانه‌های بیشتری از فدرال رزرو درباره آینده سیاست‌های پولی هستند. اگر فدرال رزرو به سیاست‌های انقباضی خود ادامه دهد، احتمال کاهش قیمت طلا وجود دارد، اما اگر نشانه‌هایی از کاهش نرخ بهره یا توقف افزایش آن دیده شود، می‌تواند به عنوان یک محرک صعودی برای طلا عمل کند. تورم و قدرت خرید

تورم، یکی از عوامل بنیادین تأثیرگذار بر قیمت طلا است. در ایران، نرخ تورم همچنان در سطوح بالایی قرار دارد و این موضوع، قدرت خرید پول ملی را کاهش داده و تمایل به سرمایه‌گذاری در دارایی‌های امن مانند طلا را افزایش می‌دهد. افزایش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، تا حدی بازتابی از کاهش ارزش پول ملی در برابر تورم است. به عبارت دیگر، وقتی قیمت طلا افزایش می‌یابد، بخشی از این افزایش مربوط به کاهش ارزش ریال و بخشی دیگر مربوط به افزایش قیمت جهانی طلا است. بنابراین، برای پیش‌بینی آینده قیمت طلا، باید روند تورم و سیاست‌های پولی و مالی دولت را نیز در نظر گرفت. نکات کلیدی برای سرمایه‌گذاری در بازار طلا اهمیت زمان‌بندی و تحلیل

سرمایه‌گذاری در بازار طلا، نیازمند زمان‌بندی دقیق و تحلیل عمیق است. جهش قیمت طلا ۱۸ عیار امروز، نشان داد که بازار طلا می‌تواند در کوتاه‌مدت تغییرات شدیدی را تجربه کند. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید با استفاده از تحلیل‌های فنی و بنیادین، نقاط ورود و خروج مناسبی را انتخاب کنند. همچنین، توجه به اخبار و تحولات سیاسی و اقتصادی، برای موفقیت در این بازار ضروری است. مدیریت ریسک و تنوع‌بخشی

مدیریت ریسک، یکی از اصول اساسی در هر نوع سرمایه‌گذاری است. با توجه به نوسانات شدید بازار طلا، سرمایه‌گذاران باید سبد سرمایه‌گذاری خود را متنوع کنند و از سرمایه‌گذاری تمام وجوه خود در یک دارایی خودداری نمایند. همچنین، تعیین حد سود و حد ضرر، می‌تواند به مدیریت ریسک و کاهش ضررهای احتمالی کمک کند. در شرایط فعلی که بازار در وضعیت حساسی قرار دارد، رعایت این اصول از اهمیت دوچندانی برخوردار است.


۳۵ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

۸۱ میلیارد دلار ارز صادراتی؛ گمشده، بازنگشته یا خارج از مسیر رسمی؟

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، بحث درباره ارز‌های صادراتی بازنگشته، پس از انتشار ارقام متفاوت وارد مرحله تازه‌ای شده است. در حالی که در برخی روایت‌ها رقم ۱۳۰ میلیارد دلار به‌عنوان ارز بازنگشته مطرح شده، دارابی در برنامه تلویزیونی «میز اقتصاد» تاکید کرده که رقم ۱۳۰ میلیارد دلار به‌عنوان تخلف در بازگشت ارز صحیح نیست و رقم مورد استناد بانک مرکزی، ۸۱ میلیارد دلار تخلف در بازگشت ارز از سال ۱۳۹۷ تاکنون است.

روایت بانک مرکزی از جزئیات ۸۱ میلیارد دلار

دارابی توضیح داده است که الزام به بازگشت ارز حاصل از صادرات از فروردین ۱۳۹۷ و پس از شوک ارزی آن سال آغاز شد و در سال ۱۴۰۱ نیز پشتوانه قانونی پیدا کرد. به گفته او، نرخ بازگشت ارز که تا حدود سال ۱۴۰۰ به‌طور متوسط بالای ۸۵ درصد بود، از سال ۱۴۰۰ به حدود ۵۰ تا ۵۵ درصد کاهش پیدا کرد.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی دستیار رئیس‌کل بانک مرکزی، میزان تخلف در بازگشت ارز در سال ۱۳۹۷ حدود ۶ میلیارد دلار، در سال ۱۳۹۸ حدود ۶ میلیارد دلار و در سال ۱۳۹۹ حدود ۴ میلیارد دلار بوده است. این رقم در سال ۱۴۰۰ به حدود ۶ میلیارد دلار، در سال ۱۴۰۱ به حدود ۸ میلیارد دلار، در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱۱ میلیارد دلار، در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۷ میلیارد دلار و در سال ۱۴۰۴ به حدود ۲۰ میلیارد دلار رسیده است. مجموع این ارقام، رقم ۸۱ میلیارد دلار را تشکیل می‌دهد.

محل درج نمودار اول:

نمودار روند سالانه تخلف در بازگشت ارز صادراتی از سال ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴

این روند نشان می‌دهد مسئله در سال‌های اخیر تشدید شده و رقم اعلام‌شده از ۱۱ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲ به ۱۷ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۳ و ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۴ رسیده است. در نتیجه، اگرچه ۸۱ میلیارد دلار یک رقم تجمیعی طی چند سال است، بخش قابل توجهی از آن در سال‌های اخیر شکل گرفته است.

۸۱ میلیارد دلار؛ تخلف در بازگشت، نه ارز گمشده

یکی از مهم‌ترین ابهام‌ها درباره این رقم، برداشت عمومی از عبارت ارز بازنگشته است. دارابی در توضیح این موضوع تأکید کرده است: «بسیاری تصور می‌کنند این ۸۱ میلیارد دلار اصلاً به کشور بازنگشته است، در حالی که بخش قابل توجهی از این منابع به شکل غیرمستقیم وارد چرخه اقتصادی شده و فقط از مسیر‌هایی که ما تعیین کرده بودیم، بازنگشته است.»

به گفته او، یکی از این مسیر‌ها واردات بدون انتقال ارز است؛ روشی که در آن بانک مرکزی ارز واردکننده را تأمین نمی‌کند و خود واردکننده باید ارز مورد نیاز را تأمین و کالا را وارد کشور کند. دارابی همچنین گفته است در دوره جنگ، بخش قابل توجهی از کالا‌ها از همین مسیر وارد کشور شده‌اند.

او همچنین تصریح کرده است: «موضوع اصلی، تخلف در بازگشت ارز حاصل از صادرات است و باید میان تخلف در بازگشت ارز و این ادعا که پولی از کشور خارج شده و دیگر بازنگشته، تفاوت قائل شد.»

در نتیجه، میان بازنگشتن از مسیر رسمی و خروج کامل ارز از اقتصاد تفاوت وجود دارد. از نگاه بانک مرکزی، تخلف زمانی رخ داده که صادرکننده ارز حاصل از صادرات را مطابق ضوابط از مسیر‌های تعیین‌شده به چرخه رسمی بازنگردانده است؛ اما از منظر اقتصادی باید بررسی کرد چه مقدار از این منابع همچنان در داخل اقتصاد گردش کرده و چه میزان واقعا از کشور خارج شده است.

تفکیک مالکیت ارز و تعهد صادرکنندگان

دارابی در بخش دیگری از اظهارات خود تأکید کرده است که رقم ۸۱ میلیارد دلار متعلق به بانک مرکزی یا بیت‌المال نبوده است. او درباره این ابهام گفت: «یک سوال مهم این است که آیا ۸۱ میلیارد دلار از منابع دولت و بانک مرکزی مورد سوءاستفاده قرار گرفته است؟ پاسخ به این سوال منفی است و این برداشت از رقم اعلام‌شده درباره تخلف در بازگشت ارز، برداشت درستی نیست.»

از نگاه بانک مرکزی، صادرکننده مالک ارز حاصل از صادرات است، اما طبق قانون مکلف است ارز حاصل از صادرات را از مسیر‌هایی که آیین‌نامه تعیین کرده به چرخه اقتصادی بازگرداند. حتی اگر صادرکننده ارز خود را بازگرداند، اما این کار از مسیر‌های تعیین‌شده انجام نشده باشد، از منظر مقررات تخلف محسوب می‌شود.

بنابراین، موضوع اصلی از نظر حقوقی و نظارتی، تخلف از مقررات بازگشت ارز است، نه اینکه بتوان تمام رقم ۸۱ میلیارد دلار را ارز متعلق به دولت دانست که ناپدید شده باشد.

اختلاف ۸۱ و ۱۳۰ میلیارد دلار از کجا شکل گرفت؟

یکی از ابهام‌های مهم در این ماجرا، تفاوت میان رقم ۸۱ میلیارد دلار و عدد ۱۳۰ میلیارد دلار است. دارابی درباره رقم ۱۳۰ میلیارد دلار توضیح داده است که این عدد از کسر میزان ارز بازگشته از میزان صادرات به دست آمده و به همین دلیل نمی‌توان آن را معادل تخلف در بازگشت ارز دانست.

این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر کل فاصله میان صادرات و ارز بازگشته را به‌عنوان ارز گمشده در نظر بگیریم، مسیر‌هایی مانند واردات بدون انتقال ارز و سایر روش‌های ورود منابع به اقتصاد نادیده گرفته می‌شود. در مقابل، استفاده از ارز خارج از مسیر‌های تعیین‌شده نیز به‌خودی‌خود تخلف از مقررات را منتفی نمی‌کند.

به همین دلیل، برای تحلیل دقیق ماجرا باید سه موضوع جداگانه بررسی شود: میزان صادرات، میزان ارز بازگشته از مسیر‌های رسمی و میزان تخلف در ایفای تعهدات ارزی.

محل درج نمودار دوم:

نمودار مقایسه‌ای ارقام مطرح‌شده درباره ارز بازنگشته و رقم مورد تأکید بانک مرکزی؛ با توضیح تفاوت مفهومی این اعداد

بازگشت ارز و اثر مستقیم آن بر بازار

مسئله بازگشت ارز صادراتی فقط یک موضوع نظارتی یا حسابداری نیست؛ این موضوع مستقیما با عرضه ارز، تامین نیاز واردکنندگان و مدیریت بازار ارز ارتباط دارد.

هرچه میزان ارز بازگشته از مسیر‌های رسمی کاهش پیدا کند، دست سیاست‌گذار برای مدیریت عرضه ارز محدودتر می‌شود. در چنین شرایطی، تقاضای وارداتی باید از مسیر‌های دیگری تامین شود و همین مسئله می‌تواند فشار بیشتری بر منابع ارزی و بازار وارد کند.

از سوی دیگر، روند سالانه اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی نشان می‌دهد مسئله در سال‌های اخیر تشدید شده است؛ به‌طوری که رقم تخلف از ۱۱ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲ به ۱۷ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۳ و ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۴ رسیده است.

محل درج نمودار سوم:

نمودار روند افزایش تخلف در بازگشت ارز در سال‌های اخیر، با تأکید بر رشد رقم از ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴

تحریم و شکاف نرخ‌ها؛ دو عامل موثر بر بازگشت ارز

در کنار توضیحات بانک مرکزی، فعالان صادراتی نیز بر نقش انگیزه‌های اقتصادی در بازگشت ارز تاکید دارند. محمد لاهوتی، رئیس کنفدراسیون صادرات ایران، در همین برنامه گفته است اختلاف میان نرخ رسمی و نرخ آزاد ارز می‌تواند انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز از مسیر‌های رسمی را کاهش دهد. به گفته او، این شکاف در مقاطعی به حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد رسیده است.

لاهوتی تاکید کرده است که اصل بازگشت ارز مورد اختلاف صادرکنندگان و سیاست‌گذاران نیست، اما باید بررسی کرد چرا صادرکننده ارز خود را از مسیر‌های تعریف‌شده بازنمی‌گرداند. از نگاه او، زمانی که صادرکننده نهاده و هزینه‌های تولید را با نرخ‌های نزدیک به بازار آزاد تامین می‌کند، اما باید ارز حاصل از صادرات را با نرخ پایین‌تری عرضه کند، انگیزه اقتصادی برای بازگشت از مسیر رسمی کاهش پیدا می‌کند.

این مسئله نشان می‌دهد حل مشکل بازگشت ارز صرفا با ابزار نظارتی امکان‌پذیر نیست و ساختار نرخ‌های ارزی، هزینه‌های تجارت خارجی و محدودیت‌های انتقال پول نیز باید در تحلیل این موضوع لحاظ شود.

بخش پرریسک ۸۱ میلیارد دلار؛ ارز خارج‌شده از چرخه اقتصاد

از نگاه اقتصادی، مهم‌ترین بخش ماجرا آن قسمتی از ۸۱ میلیارد دلار است که واقعا از چرخه اقتصاد خارج شده باشد. دارابی میان ارزی که از مسیر رسمی بازنگشته، اما در اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته و ارزی که به خروج سرمایه منجر شده، تفکیک قائل شده است.

او توضیح داده است که بخشی از این منابع ممکن است برای واردات، خرید ملک در خارج از کشور، خرید طلا و ارز یا سایر اشکال خروج سرمایه استفاده شده باشد؛ بنابراین رقم ۸۱ میلیارد دلار را نمی‌توان یکجا به‌عنوان خروج سرمایه در نظر گرفت؛ بلکه باید مشخص شود چه سهمی از آن در اقتصاد ایران گردش کرده و چه سهمی از کشور خارج شده است.

این تفکیک برای سیاست‌گذار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا برخورد با تخلف ارزی یک موضوع حقوقی است، اما شناسایی خروج سرمایه یک مسئله اقتصادی متفاوت است و ابزار‌های سیاستی متفاوتی نیز می‌طلبد.

ابهام‌های باقی‌مانده درباره سرنوشت ارز‌های صادراتی

اکنون که بانک مرکزی رقم ۸۱ میلیارد دلار را به‌عنوان مجموع تخلف در بازگشت ارز طی سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴ مطرح کرده، انتظار می‌رود جزئیات بیشتری درباره سرنوشت این منابع منتشر شود؛ از جمله اینکه چه میزان از این رقم از مسیر‌های غیررسمی، اما در داخل اقتصاد استفاده شده، چه میزان همچنان تعیین تکلیف نشده و چه میزان به خروج سرمایه منجر شده است.

همچنین باید مشخص شود از رقم ۸۱ میلیارد دلار چه میزان تاکنون وصول یا تعیین تکلیف شده و سهم صنایع و صادرکنندگان مختلف از این رقم چقدر است.

در نهایت، سوال اصلی دیگر صرفا این نیست که ۸۱ میلیارد دلار کجاست؟؛ بلکه سؤال دقیق‌تر این است که از این ۸۱ میلیارد دلار چه مقدار خارج از مسیر رسمی، اما در داخل اقتصاد ایران گردش کرده و چه مقدار واقعا از چرخه اقتصاد کشور خارج شده است؟

پاسخ به این سوال می‌تواند مرز میان تخلف در بازگشت ارز، عدم بازگشت از مسیر رسمی و خروج سرمایه را روشن کند؛ سه مفهومی که در روز‌های اخیر در افکار عمومی گاه به جای یکدیگر استفاده شده‌اند، اما از نظر اقتصادی و حقوقی تفاوت‌های اساسی دارند.




 هشدار جی‌پی‌مورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟
۱۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

هشدار جی‌پی‌مورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟

اقتصادنیوز: با وجود اینکه شاخص‌های اصلی در روند صعودی باقی مانده‌اند، جی‌پی‌مورگان خطرات فزاینده‌ای را برای رکود بازار در اواخر تابستان یا اوایل پاییز پیش‌بینی می‌کند.

 بخش عمومی در ایران
۸ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بخش عمومی در ایران

امروزه توافق نسبتا گسترده‌ای وجود دارد که بازار، هرچند ساز وکاری قدرتمند برای تخصیص منابع است، در تامین برخی کالاها و خدمات با محدودیت مواجه می‌شود و در چنین مواردی، وجود دولت می‌تواند از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر باشد. البته، این توافق به معنای پذیرش بی‌قیدوشرط مداخله دولت نیست؛ برخی اقتصاددانان مکتب اتریشی و به‌ویژه موری روتبارد، حتی استدلال نظریه کالاهای عمومی را هم به چالش کشیده‌اند؛ روتبارد حتی وجود یک دولت حداقلی برای دفاع، پلیس و دادگاه‌ها را نیز ضروری نمی‌دانست و معتقد بود این خدمات هم می‌توانند از طریق ترتیبات داوطلبانه و خصوصی ارائه شوند. با این‌حال، می‌توان گفت تامین کالاهای عمومی یکی از معدود حوزه‌هایی است که مداخله دولت در آن از پذیرش نسبتا گسترده‌ای در میان اقتصاددانان برخوردار است.

 وزیر کار: اصلاح تجهیزات کشاورزی می‌تواند مصرف برق چاه‌ها را ۵۰ درصد کاهش دهد
۱۵ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

وزیر کار: اصلاح تجهیزات کشاورزی می‌تواند مصرف برق چاه‌ها را ۵۰ درصد کاهش دهد

برنا - گروه اقتصادی؛ وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: با اجرای طرح اصلاح افزایش راندمان منصوبات کشاورزی، می‌توانیم مصرف برق چاه‌های داخلی را ۵۰ درصد کاهش...

 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد
۹ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت
۱۴ ساعت قبل / سایت صدای بورس

چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت

شرکت افست در کنفرانس اطلاع‌رسانی خود اعلام کرد با بهبود نرخ قراردادها نسبت به سال ۱۴۰۱، حاشیه سود ناخالص شرکت در شرایط عادی در محدوده ۲۰ درصد پیش‌بینی می‌شود. این شرکت کنترل هزینه‌ها و رشد درآمدها را عوامل اصلی پایداری این سطح از سودآوری دانست.

 قیمت سیمان عمده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ + جدول
۱ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

قیمت سیمان عمده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ + جدول

قیمت سیمان عمده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ مشخص شد.