
استراتژی جدید آمریکا علیه ایران با عنوان «عملیات مطرود اقتصادی» (Operation Economic Outcast) توسط اسکات بسنت، وزیر خزانهداری اعلام شد. هدف نهایی این «دی-دی (D-Day) اقتصادی» فروپاشی رژیم ایران از طریق قطع کامل تمامی شریانهای اقتصادی اعلام شده است.
تحلیل راهبرد
وزیر خزانهداری آمریکا با استفاده از ادبیاتی نظامی، این لشکرکشی اقتصادی را با ویژگیهای زیر آغاز کرده است.
هدف نهایی: فراتر از تغییر رفتار، صراحتاً «فروپاشی رژیم» اعلام شده است.
تحریمهای فراگیر: هدف قرار دادن هر نهادی که با ایران تجارت میکند، از جمله پالایشگاههای چینی، بانکهای اماراتی، بازرگانان ترکیهای و شرکتهای بیمه.
اولتیماتوم مالی: وادار کردن بازیگران جهانی به انتخاب بین دسترسی به سیستم مالی آمریکا یا تجارت با ایران.
گستره حوزههای تحریم: اعمال فشار بر بخشهای کشتیرانی، هوانوردی، فناوری، طلا و داراییهای دیجیتال.
هدفگیری مستقیم: تحریم نزدیک به ۶۰ فرد، شرکت و شناور مرتبط با درآمدهای نفتی و تدارکات نظامی ایران.
مقایسه کوبا (۱۹۶۰) و ایران (۲۰۲۶)
شباهتهای ساختاری عمیقی بین سیاست کنونی در قبال ایران و سیاستهای دولت کندی در قبال کوبا وجود دارد:
ادبیات سیاسی: در کوبا از عبارت «تنگ کردن طناب دار اقتصاد» استفاده میشد و در برابر ایران از عبارت «قطع هر شریان حیاتی اقتصادی».
هدف استراتژیک: در کوبا سرنگونی دولت کاسترو (عملیات مونگوس)؛ و در ایران، فروپاشی رژیم.
کالای هدف: در کوبا محروم کردن از ارز حاصل از فروش شکر؛ و در ایران، محروم کردن از ارز حاصل از فروش نفت.
رویکرد نسبت به رقبا: در کوبا جلوگیری از پر کردن شکافها توسط شوروی؛ و در ایران، جلوگیری از پر کردن شکافها توسط چین.
منطق فشار: در کوبا ایجاد نارضایتی اقتصادی برای جدایی مردم از دولت؛ و در ایران، ایجاد فشار حداکثری برای به زانو درآوردن نظام.
درسهایی از کوبا
علیرغم پیشبینیهای سال ۱۹۶۳ مبنی بر فروپاشی قریبالوقوع اقتصاد کوبا، رژیم کاسترو برای بیش از نیم قرن باقی ماند. طبق گزارشهای سیا، تحریمها علیرغم آسیب جدی به توسعه کوبا، در تحقق هیچیک از اهداف سیاسی خود موفق نبودند؛ آنها به ابزاری برای هاوانا تبدیل شدند تا مشکلات اقتصادی …












