
به گزارش اقتصادنیوز، فریدون مجلسی، تحلیلگر مسائل بینالملل در روزنامه سازندگی نوشت:
در سیاست، گاهی بزرگترین پیروزی نه در ادامه نبرد بلکه در یافتن راهی برای پایان دادن به آن است. ایران و آمریکا امروز در نقطهای ایستادهاند که هر گام اشتباه، میتواند منطقه را به جنگی فراگیر بکشاند؛ جنگی که هزینههای آن نهتنها دو طرف بلکه کل خاورمیانه و اقتصاد جهانی را در بر خواهد گرفت.
از زمان برهم خوردن تفاهم میان ایران و آمریکا در ۲۸ خرداد، روابط دو کشور وارد مرحلهای شده که شاید بتوان آن را خطرناکترین مقطع چند دهه اخیر دانست. افزایش تنشهای نظامی، هشدارهای مکرر درباره احتمال ورود دوباره اسرائیل به میدان و شکلگیری ائتلافهای امنیتی جدید در منطقه، همگی نشانههایی هستند که از نزدیک شدن به یک بحران بزرگ حکایت دارند. با این حال پرسش اصلی این است که ادامه این مسیر چه دستاوردی برای ایران خواهد داشت؟
واقعیت آن است که هیچ جنگی صرفاً با شعار و اراده سیاسی اداره نمیشود. توازن قدرت، ظرفیت اقتصادی، توان صنعتی و تابآوری اجتماعی، عناصر تعیینکننده هر رویارویی بلندمدت هستند. ایالات متحده همچنان بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان است و بودجه دفاعی آن از کل تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورها، ازجمله ایران، فراتر میرود. نادیده گرفتن این واقعیت و تصمیمگیری بر مبنای آرزوها یا پیشبینیهای خوشبینانه درباره افول قریبالوقوع آمریکا میتواند، محاسبات راهبردی را با خطای جدی مواجه کند. در مقابل، ایران در سالهای اخیر با فشار تحریمها، کاهش سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختها، بحران انرژی، کمبود آب و مشکلات اقتصادی گسترده روبهرو بوده است. چنین شرایطی، ظرفیت کشور برای تحمل یک جنگ فرسایشی دیگر را به شدت محدود میکند. اگر امروز امکان مدیریت بحران وجود دارد شاید فردا با خسارتهای بیشتر به زیرساختها، صنایع و زندگی مردم همان گزینهها با هزینهای بسیار سنگینتر روی میز قرار گیرند. تحولات منطقه نیز بر پیچیدگی معادله افزوده است.
تشکیل ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی با مشارکت چند کشور و حضور پاکستان، که همزمان نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را نیز برعهده دارد، تنها یک آرایش امنیتی ساده نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر موازنههای منطقهای است. در چنین فضایی، هرگونه …








