قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

چهار پیشران تورم از نگاه رئیس کل پیشین بانک مرکزی | چرا سیاست پولی کافی نیست؟ | راه مهار تورم از کدام مسیر می‌گذرد؟

اقتصادنیوز: عادلی معتقد است با توجه به اینکه در ۱۸ خردادماه تفاهم نامه بین ایران و آمریکا امضا شد و در نتیجه آن مسیر صدور نفت و‌ورود کالا و‌مواد اولیه باز شد و در خلال مدت کوتاهی مقادیر زیادی در آمد ارزی و کالا تامین شد لذا همین اتفاق می‌تواند یکی از عوامل مهم کاهش تورم در تیرماه باشد.
 چهار پیشران تورم از نگاه رئیس کل پیشین بانک مرکزی | چرا سیاست پولی کافی نیست؟ | راه مهار تورم از کدام مسیر می‌گذرد؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از اکوایران، بررسی آمار تورم تیرماه نشان می‌دهد اگرچه تورم ماهانه نسبت به خرداد کاهش یافته، اما سطح عمومی قیمت‌ها همچنان در محدوده‌ای قرار دارد که نمی‌توان از کاهش اخیر به‌عنوان نشانه قطعی تغییر روند تورمی یاد کرد.

محمدحسین عادلی، رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی، معتقد است برای ارزیابی این تغییر باید میان «کاهش موقت شدت تورم» و «شکل‌گیری یک روند پایدار کاهشی» تفاوت قائل شد؛ چرا که بخش مهمی از عوامل اثرگذار بر تورم همچنان پابرجاست.

رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی در گفت‌وگو با اکوایران با اشاره به آمار شاخص قیمت مصرف‌کننده در تیرماه، اعلام کرد: تورم ماهانه در این ماه به ۳.۱ درصد رسیده که نسبت به تورم خردادماه، ۲.۸ درصد کاهش نشان می‌دهد. با این حال، این کاهش به‌تنهایی نمی‌تواند نگرانی‌های موجود درباره تورم را برطرف کند.

به گفته او، تورم نقطه‌به‌نقطه در پایان تیرماه همچنان ۸۷.۹ درصد بوده و کاهش آن نسبت به خردادماه کمتر از یک واحد درصد است؛ بنابراین، از این منظر نیز تغییر قابل توجهی در فشار تورمی ایجاد نشده است. تورم ۱۲ماهه همچنان صعودی است

عادلی در تحلیل وضعیت تورم، توجه به تورم ۱۲ماهه را نیز ضروری دانست و گفت این شاخص برخلاف تورم ماهانه، در ماه‌های ابتدایی سال روندی صعودی داشته است.

بر اساس آماری که او به آن اشاره کرد، تورم ۱۲ماهه از ۵۳.۷ درصد در فروردین به ۵۷.۷ درصد در اردیبهشت، ۶۲ درصد در خرداد و در نهایت به حدود ۶۶ درصد در تیرماه رسیده است.

از نگاه رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی، این روند نشان می‌دهد که اقتصاد ایران همچنان با یک فشار تورمی بسیار بالا مواجه است و کاهش تورم ماهانه تیرماه نباید موجب ایجاد این تصور شود که روند تورمی به‌طور پایدار تغییر کرده است.

او همچنین نسبت به وضعیت تورم گروه‌های خوراکی هشدار داد و گفت نرخ تورم برخی اقلام اساسی بسیار بالاتر از میانگین تورم کل اقتصاد قرار دارد. به گفته عادلی، تورم خوراکی‌ها از ابتدای سال جاری حدود ۲۰ درصد افزایش یافته است. تورم نقطه به نقطه نان و غلات ۱۱۶ درصد، تورم گوشت ۱۴۵ درصد و تورم چربی‌ها و روغن‌ها ۲۶۱ درصد بوده است.

بر این اساس، او معتقد است کاهش جزئی تورم ماهانه در تیرماه هنوز نمی‌تواند به معنای کاهش فشار معیشتی بر خانوارها تلقی شود. چهار پیشران اصلی تورم در اقتصاد ایران

عادلی برای تحلیل علت کاهش تورم ماهانه، چهار عامل اصلی را در اقتصاد ایران مورد توجه قرار داد و آنها را به دو دسته عوامل سیاستی و عوامل مرتبط با روابط خارجی تقسیم کرد.

به گفته او، نخستین عامل، سیاست مالی دولت است. سیاست مالی عمدتاً از مسیر بودجه، هزینه‌های دولت و کسری بودجه بر تورم اثر می‌گذارد. با این حال، در شرایط فعلی که اقتصاد کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، تغییر قابل توجهی در هزینه‌های دولت یا کاهش کسری بودجه نمی تواند اتفاق افتاده باشد.

او با اشاره به تداوم کسری‌های مالی گفت: آمارهایی که گاه از سوی مسئولان اعلام می‌شود نشان می‌دهد دولت همچنان با کسری‌های مالی قابل توجه مواجه است و برای تأمین منابع مورد نیاز خود نیز با چالش‌های جدی روبه‌روست.

در نتیجه، از دید عادلی، نمی‌توان کاهش تورم تیرماه را به تغییر در سیاست مالی یا کاهش کسری بودجه نسبت داد. سیاست پولی؛ ابزار مهم اما با محدودیت اثرگذاری

دومین عامل مورد اشاره عادلی، سیاست پولی است. بانک مرکزی ابزارهای مختلفی برای مقابله با تورم در اختیار دارد؛ از کنترل نقدینگی و پایه پولی گرفته تا کاهش ناترازی بانک‌ها و استفاده از ابزار نرخ سود.

رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی معتقد است بانک مرکزی تلاش کرده است از این ابزارها برای کنترل شدت تورم استفاده کند و اقدامات ضدتورمی این نهاد را نیز قابل تقدیر دانست.

با این حال، به گفته عادلی، در اقتصاد ایران به دلیل آنچه او «سلطه مالی سنگین بر سیاست پولی» خواند، اثرگذاری این ابزارها محدود می‌شود. به بیان دیگر، اگر یک تصمیم مالی دولت باعث استفاده از منابع بانک مرکزی شود، بخشی از آثار سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی می‌تواند خنثی شود.

او همچنین به نرخ سود سپرده به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم سیاست پولی اشاره کرد و آن را از ابزارهایی دانست که در اقتصاد ایران بعد از انقلاب یکبار بعد از جنگ تحمیلی ایران و عراق مورد استفاده قرار داده است.

عادلی در عین حال تأکید کرد که حتی با در نظر گرفتن سیاست‌های پولی، تغییرات ایجادشده در این حوزه به اندازه‌ای نبوده که بتواند کاهش سریع تورم ماهانه در تیرماه را توضیح دهد؛ زیرا اثرگذاری سیاست‌های پولی، به‌ویژه کنترل پایه پولی و نقدینگی، معمولاً با تاخیر زمانی همراه است. عامل اصلی کاهش تورم؛ نفت، ارز و زنجیره تأمین

در این نقطه، عادلی دو عامل سوم و چهارم را مهم‌ترین عوامل توضیح‌دهنده کاهش تورم در تیرماه دانست: صادرات نفت و درآمدهای ارزی از یک سو و وضعیت زنجیره تأمین کالا از سوی دیگر.

به اعتقاد او، در شرایط فعلی اقتصاد ایران، درآمدهای نفتی و ارزی تأثیر مستقیمی بر بازار ارز و در نتیجه بر انتظارات تورمی دارند. هرچه صادرات نفت افزایش یابد و درآمد ارزی کشور بهتر شود، توان بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز افزایش پیدا می‌کند و نوسانات نرخ ارز کنترل می شود و در نتیجه، انتظارات تورمی نیز می‌تواند کاهش یابد.

عادلی نرخ ارز را یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های شکل‌دهنده انتظارات تورمی در اقتصاد ایران دانست. از نگاه او، تغییر نرخ ارز فقط بر قیمت کالاهای وارداتی اثر نمی‌گذارد، بلکه می‌تواند بر انتظارات فعالان اقتصادی درباره آینده قیمت‌ها نیز اثرگذار باشد.

او توضیح داد که افزایش درآمدهای ارزی و بهبود صادرات نفت می‌تواند موجب کاهش نرخ ارز شود و این کاهش نیز به‌سرعت انتظارات تورمی را تحت تأثیر قرار دهد. تنگه هرمز و اثر آن بر تورم

عامل دیگری که عادلی بر آن تأکید کرد، وضعیت زنجیره تأمین کالا و میزان روان یا مسدود بودن مسیرهای تجاری کشور است.

به گفته او، تغییر شرایط تنگه هرمز و امکان تردد کشتی‌ها، هم بر صادرات نفت ایران و درآمدهای ارزی اثر گذاشته و هم امکان ورود مواد اولیه، کالاهای اساسی و کالاهای واسطه‌ای را به کشور افزایش داده است.

عادلی معتقد است با توجه به اینکه در ۱۸ خردادماه تفاهم نامه بین ایران و آمریکا امضا شد و در نتیجه آن مسیر صدور نفت و‌ورود کالا و‌مواد اولیه باز شد و در خلال مدت کوتاهی مقادیر زیادی در آمد ارزی و کالا تامین شد لذا همین اتفاق می‌تواند یکی از عوامل مهم کاهش تورم در تیرماه باشد؛ زیرا وقتی مسیر واردات کالا روان‌تر می‌شود، فشار ناشی از کمبود و اختلال در تأمین کالا کاهش پیدا می‌کند. علت کاهش قابل توجه قیمت برخی گروه‌های کالایی همین آزاد شدن مسیر صدور نفت ث ورود کالا بوده است.

او برای توضیح این موضوع به کاهش تورم برخی گروه‌های خوراکی اشاره کرد و گفت تورم نقطه‌به‌نقطه نان و غلات در تیرماه حدود ۱۶ واحد درصد کاهش یافته، تورم گوشت حدود ۱۵ واحد درصد و تورم چربی‌ها و روغن‌ها نیز حدود ۶ واحد درصد کاهش داشته است.

از نظر عادلی، چنین تغییراتی در فاصله زمانی کوتاه نمی‌تواند ناشی از تغییرات پایه پولی یا نقدینگی باشد؛ چرا که سیاست‌های پولی معمولاً با تاخیر زمانی چندماهه بر تورم اثر می‌گذارند.

بنابراین، او تاکید کرد که تسهیل زنجیره تأمین و بهبود دسترسی به کالا در کنار افزایش درآمدهای ارزی، توضیح مناسب‌تری برای کاهش سریع‌تر تورم برخی گروه‌های کالایی در تیرماه ارائه می‌کند.

عادلی در جمع‌بندی این بخش از تحلیل خود تأکید کرد که کاهش تورم ماهانه تیرماه را نمی‌توان عمدتاً به سیاست‌های مالی و پولی نسبت داد.

به اعتقاد او، دو پیشران مهم‌تر در شرایط فعلی، یعنی صادرات نفت و ایجاد درآمد ارزی و باز شدن و روان شدن مسیر زنجیره تأمین کالا، نقش پررنگ‌تری در کاهش اخیر تورم داشته‌اند.

او بر این اساس، وضعیت روابط خارجی را به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده چشم‌انداز تورمی تبدیل می‌کند؛ چرا که هم درآمدهای ارزی و هم مسیر تأمین کالا تا حد زیادی به وضعیت روابط خارجی و میزان محدودیت‌های تجاری وابسته‌اند.

شرط ادامه کاهش تورم چیست؟

رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی در پاسخ به این پرسش که آیا روند کاهش تورم می‌تواند در ماه‌های آینده ادامه پیدا کند، پاسخ را مشروط دانست.

از نگاه او، اگر شرایط تنگه هرمز به‌گونه‌ای تغییر کند که صادرات نفت ایران افزایش یابد و مسیر تأمین کالا نیز روان باقی بماند، می‌توان انتظار داشت کاهش تورم ماهانه ادامه پیدا کند و تورم نقطه‌به‌نقطه نیز در ماه‌های آینده کاهش بیشتری داشته باشد.

عادلی حتی احتمال داد که در صورت شکل‌گیری یک تفاهم نسبی درباره تنگه هرمز و کاهش تنش‌ها، تورم ۱۲ماهه که در تیرماه به حدود ۶۶ درصد رسیده است، ممکن است ابتدا به محدوده ۶۸ تا ۷۰ درصد افزایش یابد و پس از رسیدن به نقطه اوج، وارد مسیر کاهشی شود.

بر اساس این سناریو، او معتقد است امکان آن وجود دارد که تورم تا پایان سال در محدوده حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد تثبیت شود؛ هرچند چنین سطحی از تورم همچنان بسیار بالا و نگران‌کننده خواهد بود. سناریوی تشدید تنش؛ تورم بالاتر در راه است؟

در مقابل، عادلی نسبت به سناریوی تشدید تنش‌های خارجی هشدار داد. به گفته او، اگر شرایط با تنش بیشتری ادامه پیدا کند، انتظار کاهش تورم منطقی نخواهد بود و حتی می‌توان انتظار داشت فشارهای تورمی افزایش پیدا کند.

او در این شرایط، ظرفیت سیاست‌های مالی و پولی برای کاهش معنادار تورم را محدود دانست. به بیان دیگر، در صورتی که شوک‌های ناشی از روابط خارجی، اختلال در زنجیره تأمین، کاهش درآمدهای ارزی و افزایش نااطمینانی ادامه پیدا کند، ابزارهای متعارف سیاست‌گذاری پولی و مالی به‌تنهایی نمی‌توانند تورم را به شکل قابل توجهی کاهش دهند.

با این حال، عادلی تأکید کرد که این موضوع به معنای کم‌اهمیت بودن سیاست پولی نیست. او ادامه داد: این سیاست‌ها تاکنون در جلوگیری از شکل‌گیری تورم‌های لجام‌گسیخته مؤثر بوده‌اند و می‌توانند در آینده نیز نقش مهمی در مهار فشارهای تورمی داشته باشند. راه مهار تورم از کدام مسیر می‌گذرد؟

جمع‌بندی عادلی این است که در شرایط فعلی، برای کاهش معنادار تورم نمی‌توان تنها به ابزارهای پولی و مالی تکیه کرد. اقتصاد ایران هم‌زمان به ثبات مالی، کنترل نقدینگی و پایه پولی، اصلاح ناترازی‌های بانکی و در کنار آنها، بهبود شرایط روابط خارجی نیاز دارد.

از دید او، دو مسیر در شرایط کنونی اهمیت ویژه‌ای دارند: افزایش صادرات نفت و درآمدهای ارزی و حفظ مسیر روان زنجیره تأمین کالا؛ دو عاملی که هر دو به نوعی به روابط خارجی کشور وابسته‌اند.

بر این اساس، مسئله تورم در اقتصاد ایران صرفاً یک مسئله پولی نیست. در شرایطی که اقتصاد با محدودیت‌های ارزی، کسری بودجه، اختلال در تجارت خارجی و نااطمینانی بالا مواجه است، کنترل پایدار تورم نیازمند مجموعه‌ای از سیاست‌های هماهنگ است. به همین دلیل، از نگاه عادلی، هرگونه تلاش برای کاهش پایدار تورم بدون توجه به محیط خارجی و امکان دسترسی اقتصاد به درآمدهای ارزی و مسیرهای امن و روان تجاری، با محدودیت جدی مواجه خواهد بود.

  همچنین بخوانید 2 راهکار تاب‌آوری بنگاه‌های اقتصادی در بحران | مولوی: شاخص‌های اقتصاد ایران در نقطه هشدار هستند | افزایش بیکاری در راه است فراز و فرودهای تورم تولیدکننده صنعت ایران در دو دهه اخیر + نمودار پیام توییتری قالیباف درباره افزایش حقوق ها و کالابرگ الکترونیک مصباحی مقدم: با جنگ روانی در زمینه قیمت ارز مواجهیم/ عرضه ارز در بازار آزاد باید متوقف شود



۳ دقیقه قبل / سایت مشرق

غزه در خون؛ فریبکاری آشکار آمریکا در توافق پوشالی آتش‌بس

به گزارش مشرق ، بعد از کارشکنی‌های تکراری رژیم صهیونیستی در روند آتش‌بس غزه و به‌هم‌زدن به‌اصطلاح «نقشه راه»، برای تکمیل این آتش‌بس که چند هفته قبل توسط نهاد موسوم به شورای صلح اعلام شده بود، اخیراً اقدامات دیپلماتیک متعددی برای ازسرگیری گفتگوها در مورد این نقشه راه انجام شد که بارزترین آنها دیدار و گفتگوی دوساعته میان جرد کوشنر، فرستاده ایالات متحده، به‌همراه تونی بلر و نیکولای ملادینوف، مسئولان ارشد نهاد موسوم به شورای صلح و هیئتی از حماس به‌ریاست خلیل الحیه، با حضور سطح‌بالای سه کشور میانجی یعنی مصر، قطر و ترکیه بود.

در حالی که آمریکایی‌ها مدعی بودند به دنبال تکمیل آتش بس غزه طبق طرح دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور هستند، اما رژیم صهیونیستی با تشدید خونین تجاوزات خود به غزه از طریق مجموعه‌ای از قتل عام‌ها و ترورها، فضای نسبتا خوشبینانه‌ای که بعد از سفر کوشنر به قاهره و تل آویو ایجاد شده بود را بر هم زد.

تشدید جنایات خونین صهیونیست‌ها علیه غزه

بر همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که تلاش‌های آمریکا بیشتر معطوف به حفظ چارچوب توافق است تا وادار کردن رژیم صهیونیستی به اجرای تعهداتش.

کمتر از 24 ساعت پس از ترک تل آویو توسط جرد کوشنر، فرستاده ویژه ایالات متحده، اسرائیل به سرعت از ترورهای هدفمند به کشتارهای جمعی روی آورد و موج جدیدی از تشدید اوضاع را آغاز کرد که عملاً خوش‌بینی درباره اجرای توافق آتش بس غزه معروف به توافق شرم الشیخ و انتقال به مرحله دوم آن را از بین برد.

این موج جدید جنایات صهیونیست‌ها از بندر غزه آغاز شد، جایی که پهپادهای اسرائیلی یک پناهگاه مملو از آوارگان را بمباران کردند. طبق آمار منابع پزشکی غزه در این جنایت خونین 7 فلسطینی از جمله یک کودک به شهادت رسیده و 17 نفر دیگر بعد از اینکه این پناهگاه به گودالی از خون آمیخته شده با آب دریا تبدیل شد، دچار جراحات شدید ، عمدتاً قطع عضو، شدند.

این صحنه‌های وحشتناک با بقایای پراکنده، اعضای بدن آوارگان در واقع مقدمه‌ای برای اجرای یک سیاست گسترده‌تر رژیم صهیونیستی است که به گفته رسانه‌های این رژیم، مستقیماً توسط بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر هدایت می‌شود و راست افراطی‌ها از آن حمایت می‌کنند؛ جایی که آشکارا خواستار ریشه کن شدن فلسطینی‌ها از غزه هستند.

اما قتل عام خونینی که در بندر غزه اتفاق افتاد، تنها اولین قسمت برنامه جدید صهیونیست‌ها بود و ظهر دیروز هم اشغالگران صهیونیست قتل عام دیگری را با هدف قرار دادن جلسه فرماندهان پلیس در شهر غزه مرتکب شدند که منجر به شهادت ده افسر و مقام امنیتی شد.

اداره پلیس غزه در بیانیه‌ای اعلام کرد که صهیونیست‌ها در یک حمله هوایی، مقر پلیس مدنی شهر غزه را هدف قرار دادند که در جریان آن سرتیپ ایمن جندیه، رئیس پلیس تازه منصوب شده غزه، که بعد از شهادت جمال ابوکمیل، رئیس پلیس سابق غزه این منصب را بر عهده گرفته بود شهید شد.

پیام‌های حملات خونین اسرائیل به غزه بعد از سفر کوشنر

روزنامه عبری یدیعوت آحارانوت در این زمینه اعلام کرد که این قتل عام به دستور مستقیم نتانیاهو و به عنوان بخشی از آنچه «سیاست جدید» اسرائیل در نوار غزه نامیده می‌شود، انجام شده است.

این رسانه صهیونیستی افزود: این سیاست مبتنی بر پیگیری «تمام تهدیدها و اهداف موجود» بدون توجه به هیچ توصیه سیاسی یا روند مذاکره است.

در همین حال شبکه آی 24 نیوز رژیم صهیونیستی به نقل از یک مقام نهاد موسوم به شورای صلح اعلام کرد که کار بر روی یک «مکانیسم اختصاصی» برای بررسی هر حادثه مشابه ترور در بندر غزه، با در نظر گرفتن میزان خسارت، سطح برنامه‌ریزی مربوطه و «ضرورت» عملیات، در حال انجام است.

این در حالی است که نهاد موسوم به شورای صلح علنا از مواضع صهیونیست‌ها حمایت و حتی نقض توافق اعلام شده توسط خود این شورا، به دست صهیونیست‌ها را توجیه می‌کند.

بنابراین ثابت شد که سفر کوشنر به قاهره و برگزاری نشست با نمایندگان حماس و میانجی‌ها یک بازی فریبکارانه بیش نبوده است و تغییری در عملکرد اسرائیل در غزه ایجاد نکرد.

فریبکاری آشکار آمریکا در توافق پوشالی آتش‌بس غزه

در این میان به نظر می‌رسد که نتانیاهو همچنان سعی دارد با تشدید اوضاع این پیام را برساند که به اهداف اصلی خود در جنگ علیه غزه که در راس آنها آوارگی مردم غزه و اشغال این باریکه قرار داشت، پایبند است و به هیچ یک از خواسته‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای محافظت از روند مذاکرات توجهی ندارد.

همچنین وشن است که آمریکایی‌ها هم از این موضع نتانیاهو و به طور کلی رژیم صهیونیستی غافلگیر نشدند. حتی خود کوشنر در دیدار با نمایندگان حماس و میانجی‌ها وعده روشنی درباره وادار کردن اسرائیل به توقف تجاوزاتش نداد و در حالی که به نظر می‌رسید، بیشتر فرستاده اسرائیل است تا آمریکا، بر لزوم خلع سلاح حماس به عنوان پیش شرطی برای ادامه مذاکرات تاکید داشت.

در این زمینه، احمد التنانی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در گفتگو با روزنامه الاخبار اعلام کرد که اولویت کوشنر مهار نتانیاهو در عمل نبود، بلکه حفظ توافق به شکل کلی و دست نخورده آن بود، بدون اینکه اساساً بر محتوای آن که مربوط به وضعیت فلسطین و الزامات آن بود، تمرکز کند.

وی افزود: در واقع آمریکایی‌ها با نتانیاهو همکاری می‌کنند تا از فروپاشی نقشه راهی که توسط «شورای صلح» تهیه شده است، جلوگیری کنند، و در عین حال منافع سیاسی و محاسبات انتخاباتی نتانیاهو را در نظر می‌گیرند و تا حد زیادی با آنها همسو هستند.

این تحلیلگر سیاسی تاکید کرد که در نتیجه، بررسی میزان پایبندی رژیم صهیونیستی و آتش بس غزه تا بعد از انتخابات این رژیم به تعویق می‌افتد و تا آن زمان شاهد گسترش تجاوزات صهیونیست‌ها خواهیم بود.

بنابراین طبق این معادله صهیونیست‌ها، خون فلسطینیان به یک کارت انتخاباتی در اسرائیل تبدیل شده است؛ هر کس خون بیشتری بریزد، شانس خود را در انتخابات افزایش می‌دهد.

این موضع مقامات صهیونیست، بسیاری از ناظران و تحلیلگران را به این نتیجه رساند که جلسه‌ای که با حضور کوشنر درباره وضعیت غزه برگزار شد صرفاً با هدف مهار وخامت اوضاع بود، نه هموار کردن راه جهت دستیابی به راهکار نهایی و باید منتظر جنایات بیشتر اشغالگران در غزه باشیم؛ در حالی که آمریکا چشم خود را به روی همه این جنایات می‌بندد و در عین حال مدعی حفاظت از توافق آتش بس غزه است.


۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

بدهی آمریکا چطور به بالای ۴۰ تریلیون دلار رسید؟

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو؛ آخرین بیانیه روزانه مانده نقدی و بدهی خزانه‌داری، کل بدهی عمومی معوق را در روز سه‌شنبه ۴۰.۰۴۷ تریلیون دلار نشان داد که شامل ۳۲.۲۶۶ تریلیون دلار اوراق بهادار خزانه‌داری در اختیار عموم و ۷.۷۸۲ تریلیون دلار بدهی درون دولتی می‌شود.

بدهی‌های فزاینده، به‌ویژه در دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ که از ژانویه سال گذشته آغاز شد، مدتی است که نگرانی‌هایی را در مورد بحران مالی قریب‌الوقوع ایجاد کرده است و اقتصاددانان نگرانند که ترکیبی سمی از استقراض سنگین، افزایش هزینه‌ها و کاهش مالیات‌ها، بزرگترین اقتصاد جهان را در بحران فرو ببرد.

گروه‌های ناظر بر بودجه هفته‌هاست که عبور از این آستانه را پیش‌بینی می‌کنند. برخی هشدارهای جدی صادر کرده‌اند مبنی بر اینکه یک بحران بدهی تمام‌عیار می‌تواند فوران کند، مگر اینکه قانونگذاران با چشم‌انداز مالی ناپایدار مقابله کنند و مالیات‌ها را افزایش دهند، هزینه‌ها را کاهش دهند، یا هر دو را انجام دهند.

افزایش سریع بدهی آمریکا در حالی رخ می‌دهد که ترامپ از کاهش هزینه‌ها و بهره‌وری به عنوان مشخصه دوره دوم ریاست جمهوری خود حمایت می‌کند و وزارت غیردولتی بهره‌وری دولت (DOGE) از ابتدای سال گذشته بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ هزار شغل فدرال را کاهش داده و کمک‌های جهانی را قطع کرده است.

دفتر بودجه کنگره (CBO) در ماه مه ۲۰۲۳، پیش‌بینی کرد که بدهی آمریکا در سال ۲۰۲۸، به مرز ۴۰ تریلیون دلار خواهد رسید.

مایا مک‌گیناس، رئیس کمیته بودجه فدرال مسئولانه (CRFB)، یک نهاد ناظر بر بودجه، در بیانیه‌ای گفت: «۴۰ تریلیون دلار بدهی فقط در دفاتر کل دولت وجود ندارد، بلکه در سراسر اقتصاد احساس می‌شود و به هر طریقی راه خود را به جیب مردم پیدا می‌کند.»

شبکه الجزیره در گزارشی،  دلیل افزایش بدهی آمریکا و اهمیت آن را بررسی کرده است:

سرعت افزایش بدهی چقدر است؟

بدهی آمریکا در دهه ۲۰۲۰، بسیار سریع‌تر از دهه‌های گذشته در حال رشد است.

کل بدهی که شامل بدهی به دیگران و بدهی دولت به خود می‌شود، از ژانویه ۲۰۱۷ که ترامپ اولین دوره ریاست جمهوری خود را آغاز کرد، دو برابر شده است. بدهی آمریکا در آن زمان ۱۹.۹۵ تریلیون دلار بود.

در طول دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، بدهی عمومی ۷.۸ تریلیون دلار افزایش یافت که بیشتر آن به دلیل هزینه‌های مقابله با بیماری همه‌گیر کووید-۱۹ بود. از زمان بازگشت او به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵، میزان بدهی ۳.۸ تریلیون دلار افزایش یافته که در مجموع، در طول دو دوره ریاست جمهوری او تاکنون به ۱۱.۶ تریلیون دلار رسیده است.

در دوران دولت بایدن از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، دولت همچنان در پاسخ به بیماری همه‌گیری کووید به استقراض و هزینه‌های سنگین ادامه داد و در نتیجه، بدهی ۸.۴ تریلیون دلار افزایش یافت.

بدهی آمریکا در ماه مارس امسال به ۳۹ تریلیون دلار رسید و کمتر از پنج ماه طول کشید تا یک تریلیون دلار بدهی اضافی شود.

برای مقایسه، طبق تحلیل کمیته بودجه فدرال مسئولانه، نزدیک به ۲۰۰ سال طول کشید تا کل بدهی آمریکا برای اولین بار در سال ۱۹۸۱ از مرز یک تریلیون دلار عبور کند؛ البته یک تریلیون دلار در سال ۱۹۸۱، با در نظر گرفتن تورم امروز، ۳.۶۷ تریلیون دلار ارزش واقعی خواهد داشت.

دفتر بودجه کنگره تخمین می‌زند که بدهی از ۱۰۱ درصد تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۶، به ۱۲۰ درصد در سال ۲۰۳۶ افزایش خواهد یافت. این رقم بسیار بالاتر از رکورد قبلی آمریکا یعنی ۱۰۶ درصد پس از جنگ جهانی دوم است.

چرا بدهی دولت آمریکا در حال افزایش است؟

هزینه‌های بحرانی

در تقریبا دو دهه، دو بحران بزرگ وجود داشته است که در طی آنها دولت‌ها نیاز به قرض گرفتن و افزایش هزینه‌ها داشته‌اند.

رکود اقتصادی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ اولین بحران بود، در حالی که بحران دوم، همه‌گیری کووید ۱۹ از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ بود که با حدود یک سوم بدهی‌های افزایش یافته از سال ۲۰۱۷ مرتبط است، زیرا قرض گرفتن در دوران ریاست جمهوری ترامپ و جو بایدن تشدید شد.

درآمد مالیاتی بسیار پایین است

تحلیلگران می‌گویند دلیل دیگر افزایش استقراض این است که درآمدهای مالیاتی و سایر درآمدها با هزینه‌ها همخوانی ندارند، به خصوص که آمریکا بیشتر برای تامین بودجه حقوق بازنشستگی و مراقبت‌های بهداشتی برای جمعیت رو به پیری هزینه می‌کند.

کارشناسان می‌گویند دولت‌های دموکرات و جمهوری‌خواه به طور یکسان در مهار هزینه‌ها یا افزایش مالیات برای پر کردن این شکاف شکست خورده‌اند.

آمریکا سالانه حدود ۷ تریلیون دلار هزینه می‌کند که حدود ۶۰ درصد از آن صرف پرداخت‌های اداره تامین اجتماعی (SSA)، بیمه درمانی از جمله مدیکر و مدیکید و مراقبت از کهنه سربازان می‌شود.

درآمدها برای تامین این هزینه‌ها کافی نیست. برای مثال، طبق اعلام وزارت خزانه‌داری، آمریکا در ژوئیه ۳۳۴ میلیارد دلار از مالیات بر درآمد افراد، بیمه اجتماعی، مالیات شرکت‌ها و سایر موارد درآمد داشته است.

با این حال، ۷۶۶ میلیارد دلار، تقریبا دو برابر درآمد، را به تامین اجتماعی، بیمه درمانی، دفاع ملی و پرداخت بهره پرداخت کرده است.

افزایش نرخ بهره

نرخ بهره تا زمان شیوع بیماری همه‌گیر پایین ماند، در آن زمان فدرال رزرو برای مبارزه با تورم نرخ‌ها را افزایش داد.

اکنون، آمریکا سالانه حدود ۱.۱ تریلیون دلار برای پرداخت بدهی خود پرداخت می‌کند که کمی بیشتر از هزینه‌ای است که برای دفاع صرف می‌کند. در ۱۰ ماه اول سال بودجه ۲۰۲۶، هزینه‌های بهره از هزینه‌های بیمه درمانی نیز پیشی گرفته و اکنون پس از حقوق بازنشستگی، دومین بخش بزرگ هزینه‌ها است. طبق داده‌های گروه تحلیلی USA Facts، سالانه بین ۱.۸ تا ۲ تریلیون دلار برای مزایای بازنشستگی فدرال - تامین اجتماعی - و حقوق بازنشستگی عمومی ایالتی یا محلی هزینه می‌شود.

ترامپ چه کاهش مالیاتی را معرفی کرده است؟

با وجود این افزایش هزینه‌ها، ترامپ کاهش‌های مالیاتی عمیقی را برای کسب و کارها اجرا کرده است که با قانون کاهش مالیات و کسب و کارهای سال ۲۰۱۷ در دوره اول ریاست جمهوری او آغاز شد و نرخ مالیات شرکت‌ها را از ۳۵ درصد، به ۲۱ درصد کاهش داد.

او این کار را در سال ۲۰۲۵ با «قانون یک لایحه زیبا» خود دنبال کرد و قانون سال ۲۰۱۷ را برای همیشه تثبیت کرد. اگرچه این لایحه هزینه‌های مدیکید را نیز ۱۲ درصد کاهش داد، اما سقف بدهی را تقریبا ۵ تریلیون دلار افزایش داد تا این امکان را فراهم کند.

در حال حاضر، مالیات بر درآمد افراد تقریبا نیمی از درآمدهای فدرال را تشکیل می‌دهد، در حالی که تنها ۹ درصد از مالیات بر درآمد شرکت‌ها را تشکیل می‌دهد.

در فاصله بین دو دوره ریاست جمهوری ترامپ، دولت بایدن نیز هزینه‌های زیادی را برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و یارانه‌های انرژی پاک صرف کرد.

آمریکا به چه کسی بدهکار است؟

طبق داده‌های خزانه‌داری، بدهی عمومی قرض گرفته شده از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی ۸۰ درصد - تقریبا ۳۲ تریلیون دلار - از بدهی ناخالص را تشکیل می‌دهد.

طبق تحلیل بنیاد پیتر جی پترسون، حدود ۲۱ تریلیون دلار از این بدهی عمومی در داخل کشور، به طلبکاران مختلفی از جمله فدرال رزرو (۴.۵۲۸ تریلیون دلار) مربوط است که اوراق بهادار خزانه‌داری را برای تاثیرگذاری بر نرخ بهره فدرال و مدیریت عرضه پول، خرید و فروش می‌کند.

سایر طلبکاران شامل صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک (۵.۱۹۵ تریلیون دلار)، صندوق‌های بازنشستگی (۱.۱۳۵ تریلیون دلار)، دولت‌های ایالتی و محلی (۱.۶۳۶ تریلیون دلار)، بانک‌های تجاری و موسسات سپرده‌گذاری (۲.۰۸۳ تریلیون دلار) و سایر وام‌دهندگان شرکتی و انفرادی (۶.۶۶۰ تریلیون دلار) هستند.

در سطح بین‌المللی، آمریکا به چندین کشور و سرمایه‌گذاران خصوصی بدهکار است. در سال ۱۹۷۰، کل دارندگان بدهی خارجی ۵ درصد از بدهی ناخالص را تشکیل می‌دادند، اما تا سال ۲۰۲۵، این رقم به ۳۲ درصد رسید. این بدان معناست که در حالی که آنها به تقویت فعالیت اقتصادی آمریکا کمک می‌کنند، بیشتر درآمد این کشور به صورت پرداخت بهره به خارج از کشور می‌رود.

تا سال ۲۰۲۵، آمریکا به ژاپن ۱.۲۰۳ تریلیون دلار، انگلیس (۸۸۹ میلیارد دلار)، چین (۶۸۳ میلیارد دلار) و همچنین بیش از ۳۰ نهاد دیگر بدهکار بود.

به طور جداگانه، ۲۰ درصد دیگر از بدهی ناخالص ملی - حدود ۸ تریلیون دلار - بدهی درون دولتی است و بنابراین بر کل امور مالی تاثیری ندارد.

افزایش بدهی برای اقتصاد آمریکا چه معنایی دارد؟

تحلیلگران می‌گویند که افزایش بدهی می‌تواند به طور بالقوه یک بحران اقتصادی برای ایالات متحده ایجاد کند، به عنوان مثال، به شکل تورم شدید یا نرخ بهره بالاتر، اگر کنترل نشود.

با افزایش بدهی، خطر فزاینده‌ای وجود دارد که سرمایه‌گذاری خصوصی به دلیل نگرانی‌های ایمنی کاهش یابد و در نتیجه، رشد اقتصادی می‌تواند کند شود.

تحلیلگران می‌گویند که قانونگذاران در نهایت ممکن است مجبور شوند با اقدامات ریاضتی دردناکی مانند مالیات‌های بالاتر واکنش نشان دهند. برنامه‌های تامین اجتماعی نیز می‌توانند در معرض خطر باشند.

کارشناسان هشدار می‌دهند که حل این مشکل می‌تواند سال‌ها طول بکشد و عواقب آن می‌تواند بین نسلی باشد، به طوری که جوانان مجبور شوند سال‌های زیادی هزینه بیشتری بپردازند.


۱ ساعت قبل / سایت مشرق

ترامپ، از جنگ ایران و غزه پول درمی‌آورد!

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی جهان بین اظهارات هانتر بایدن، پسر جو بایدن را منتشر کرد که معتقد است:

دونالد ترامپ بزرگ‌ترین تهدید وجودی است، چون همه‌چیز را از هم پاشانده و عملاً شبیه یک رئیس باند جنایتکار رفتار می‌کند. او مدعی است ترامپ از جنگ ایران و از جنگ غزه پول درمی‌آورد و از مرگ و ویرانی هزاران نفر سود می‌برد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.




 سازمان لیگ: دیدار تراکتور و پرسپولیس بدون تماشاگر برگزار می‌شود
۷ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

سازمان لیگ: دیدار تراکتور و پرسپولیس بدون تماشاگر برگزار می‌شود

دیدار دو تیم تراکتور تبریز و پرسپولیس در هفته سوم لیگ برتر بدون تماشاگر است.

 از لباس نقاش‌های ساختمان تا سیمپسون‌ها؛ یکی هم دقیقا شبیه ژاکت سریال فرندز!
۵ دقیقه قبل / سایت خبرآنلاین

از لباس نقاش‌های ساختمان تا سیمپسون‌ها؛ یکی هم دقیقا شبیه ژاکت سریال فرندز!

کیت‌های فصل جدید لیگ برتر انگلیس نظرات متفاوتی را به خود دیده است.

 گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!
۵ ساعت قبل / سایت فوتبالی

گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!

پایگاه خبری فوتبالی- یک: وفادار به ترکیب برنده: یک قانون ساده در فوتبال وجود دارد، به تیمی که برنده شده دست نزنید و بیخودی دنبال جنگولک بازی نروید. منطق حکم می‌کند، مربیان موفق در دنیای فوتبال اکثرا با چرخه محدودی از بازیکنان ترکیب را می‌چینند و به ندرت دست به تغییر می‌زنند.دو: تیمهای مجتبی حسینی در سالهای اخیر یک ویژگی مشترک داشته‌اند. جمع شدن در زمین خودی، بازی فشرده و استفاده از ضدحمله. هر چند آنها به دروازه استقلال فشار خاصی نیاوردند چون زورش را نداشتند. تارتار در کنفرانس مطبوعاتی قبل از باز ...,استقلال,نساجی,مجتبی حسینی,سهراب بختیاری‌زاده,صالح حردانی,یاسر آسانی,عارف آقاسی,پیشنهاد سردبیر

 ۶۹ میلیون ایرانی خودرو ندارد/ ۱۴۰۰۰ خانوار بیش از ۱۰ خودرو دارند +جدول
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

۶۹ میلیون ایرانی خودرو ندارد/ ۱۴۰۰۰ خانوار بیش از ۱۰ خودرو دارند +جدول

اقتصادنیوز: ۳۴.۵ میلیون خانوار ایرانی حتی یک خودرو ندارند

 بزاق، نشانگر مطمئن آینده برای تشخیص سرطان‌های گوارشی
۱ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

بزاق، نشانگر مطمئن آینده برای تشخیص سرطان‌های گوارشی

میکروب‌های ساکن دهان و روده ممکن است اطلاعات تازه‌ای درباره وضعیت دستگاه گوارش در اختیار پزشکان بگذارند و در آینده، راه را برای آزمایش‌های غربالگری ساده‌تر و کم‌دردسرتر سرطان‌های گوارشی باز کنند.

 میلان به دنبال اندریک؛ رئال مادرید فعلا با جدایی مخالف است
۷ ساعت قبل / سایت فوتبالی

میلان به دنبال اندریک؛ رئال مادرید فعلا با جدایی مخالف است

پایگاه خبری فوتبالی- باشگاه میلان علاقه خود به جذب اندریک، مهاجم جوان رئال مادرید، را به باشگاه اسپانیایی اعلام کرده و شرایط انتقال قرضی این بازیکن را زیر نظر دارد. به گزارش فوتبالی، با این حال، موضع فعلی رئال مادرید روشن است یعنی باشگاه در مقطع فعلی اجازه جدایی اندریک را نمی‌دهد. اندریک در تابستان ۲۰۲۴ از پالمیراس به رئال مادرید پیوست و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین استعدادهای نسل جدید فوتبال برزیل وارد سانتیاگو برنابئو شد. با این حال، مسیر او در مادرید آن‌طور که انتظار می‌رفت سریع پیش نرفت. رقابت ب ...,میلان,رئال مادرید,نقل و انتقالات,اندریک,پیشنهاد سردبیر