
به همین دلیل، هر اتفاقی که این حس امانتداری را خدشهدار کند، صرفاً یک بحران عملیاتی نیست، بلکه بحرانی برای اعتماد است.
حادثه امنیتی خرداد 1404 نوبیتکس نیز از همین جنس بود. در جریان این حمله سایبری، حدود ۱۰۰ میلیون دلار از داراییهای موجود در کیفپولهای گرم این پلتفرم به سرقت رفت. نوبیتکس اعلام کرد خسارت واردشده به کاربران را بهطور کامل از محل منابع و صندوق ذخیره خود جبران میکند و کاربران متحمل زیان مالی نخواهند شد.
اما حتی پس از جبران خسارت، یک سؤال مهم همچنان باقی میماند؛ آیا یک پلتفرم رمزارزی واقعاً به اندازه داراییهایی که کاربران نزد آن به امانت گذاشتهاند، دارایی در اختیار دارد؟ شاید مهمترین پرسشی که بعد از هر بحران در ذهن کاربران شکل میگیرد، همین باشد. تجربهی FTX
سه سال پیش، صنعت جهانی رمزارز نیز با همین سؤال روبهرو شد. فروپاشی FTX صرفاً به دلیل ورشکستگی یک شرکت اهمیت نداشت؛ بلکه مشخص شد میلیاردها دلار از دارایی کاربران برخلاف انتظار آنها مدیریت شده و اعتماد به یکی از بزرگترین بازیگران بازار از بین رفته است. این اتفاق باعث شد کاربران در سراسر جهان بیش از گذشته به این فکر کنند که چگونه میتوان از وجود پشتوانه واقعی برای داراییهایشان مطمئن شد.
البته Proof of Reserve یا گواهی اثبات ذخایر، مفهومی نبود که بعد از FTX متولد شده باشد. برخی پلتفرمهای رمزارزی سالها قبل نیز از روشهای مختلف اثبات ذخایر و حسابرسی مستقل استفاده میکردند. اما سقوط FTX باعث شد این ابزار از یک اقدام حرفهای که تنها برخی بازیگران بازار انجام میدادند، به یکی از مهمترین شاخصهای شفافیت و اعتماد در صنعت تبدیل شود.
از آن زمان، بسیاری از پلتفرمهای بزرگ رمزارزی در جهان انتشار گزارشهای اثبات ذخایر را به بخشی از سیاستهای شفافیت خود تبدیل کردند؛ نه به این دلیل که این گزارشها تمام نگرانیها را برطرف میکنند، بلکه چون به کاربران اجازه میدهند بخشی از وضعیت داراییها و تعهدات یک پلتفرم را به شکلی قابل راستیآزمایی مشاهده کنند. پاسخ به بحران، شفافیت بیشتر است
در ایران نیز، چند ماه پس از حادثه امنیتی، نوبیتکس در گزارش دوسالانه خود، گواهی اثبات ذخایر را منتشر کرد؛ گزارشی که با همکاری هیئت کارشناسان رسمی دادگستری تهیه شده و وضعیت …












