قیمت طلا امروز




 سایت اقتصادنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

صلح در خارج، اصلاح در داخل؛ نسخه مسعود نیلی برای اقتصاد ایران | شکاف میان «ظرفیت بالقوه» و «عملکرد بالفعل» در ایران

اقتصادنیوز: حتی اگر تحریم‌ها در کوتاه‌مدت کاهش یابند، بدون اصلاح ساختارهای داخلی، ظرفیت اقتصاد برای استفاده از فرصت‌های ایجادشده محدود خواهد بود. اقتصاد ایران پیش از تحریم نیز با مشکلاتی مانند مداخلات گسترده دولت، قیمت‌گذاری‌های دستوری، تعدد قوانین و مقررات، بروکراسی ناکارآمد، نااطمینانی نسبت به آینده سیاستگذاری و ضعف حقوق مالکیت مواجه بوده است. تحریم این مشکلات را تشدید کرده، اما منشأ تمام آنها نبوده است.
 صلح در خارج، اصلاح در داخل؛ نسخه مسعود نیلی برای اقتصاد ایران | شکاف میان «ظرفیت بالقوه» و «عملکرد بالفعل» در ایران

به گزارش اقتصادنیوز، مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد بازنشسته دانشگاه صنعتی شریف، در سرمقاله‌ای که روز دوشنبه 18 مردادماه در روزنامه «دنیای اقتصاد» منتشر شد، به این نکته اشاره کرده است که نظام حکمرانی کشور برای نجات ایران از ورطه بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی موجود، عملا با دو انتخاب اساسی مواجه است؛ انتخاب نخست، ادامه مسیر جنگ برحسب تکلیف و فارغ از نتیجه آن و انتخاب دوم، فراهم آوردن صلح، ثبات و آرامش در سایه حفظ عزت و استقلال کشور. خبر مرتبط روایت آماری مسعود نیلی از زندگی ایرانیان از سال 97 تا 1405؛ نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده و ۱۶‌ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده | سرنوشت ایرانِ فردا توسط یکی از دو رویکرد ساخته می‌شود؛ حکمرانی عرصه جنگاوری است یا عرصه فراهم‌آوری صلح؟

به باور نیلی، اهمیت این انتخاب صرفا به پایان یک مناقشه نظامی محدود نمی‌شود، بلکه تصمیمات امروز می‌تواند مسیر اقتصاد ایران در سال‌های آینده را تعیین کند. او با بررسی وضعیت اقتصاد کشور و استفاده از آمار و ارقام، سال ۱۳۹۷ را به عنوان نقطه عطفی معرفی می‌کند که پس از آن مسیر حرکت اقتصاد ایران به شکل محسوسی تغییر کرد. اگر در سال ۱۳۹۷ هنوز نمی‌توانستیم با اطمینان درباره سمت‌وسوی اقتصاد در سال‌های بعد قضاوت کنیم، اکنون در سال ۱۴۰۵ تصویر روشن‌تری از پیامدهای تصمیمات گذشته در اختیار داریم. به همین دلیل، سرنوشت دو یا سه سال آینده کشور تا حد زیادی به تصمیماتی وابسته است که در همین سال اتخاذ خواهد شد.

اما اگر قرار باشد از این نقطه تصمیم عبور کنیم، مسئله تنها خاتمه جنگ و برقراری یک آرامش موقت نخواهد بود. آنچه اهمیت بنیادی‌تری دارد، بازتعریف رابطه اقتصاد ایران با جهان و گشودن دوباره درهای کشور به سوی تجارت، سرمایه، فناوری و بازارهای بین‌المللی است. اقتصاد ایران طی بیش از یک دهه گذشته هزینه سنگینی بابت محدود شدن ارتباطات خارجی خود پرداخته است. تحریم‌هایی که از سال ۱۳۹۰ آغاز شد و تنها در فاصله کوتاهی پس از اجرای برجام وقفه‌ای نسبی در آن ایجاد شد، به تدریج بسیاری از کانال‌های ارتباط اقتصاد ایران با جهان را مسدود کرد. در چنین شرایطی، اقتصاد کشور نه‌تنها از امکان استفاده کامل از ظرفیت‌های صادراتی خود محروم شد، بلکه دسترسی به سرمایه خارجی، فناوری‌های جدید، بازارهای مالی بین‌المللی و شبکه‌های تولید جهانی نیز با محدودیت مواجه شد.

یکی از مهم‌ترین آثار این وضعیت، کاهش توان دولت برای بهره‌برداری از منابع نفتی و تبدیل درآمدهای نفت و گاز به سرمایه‌گذاری مولد در داخل کشور بوده است. تحریم نفت، محدودیت‌های بانکی و دشواری انتقال منابع مالی، هزینه مبادلات خارجی ایران را افزایش داده و بخش مهمی از انرژی اقتصادی کشور را صرف پیدا کردن مسیرهای جایگزین برای تجارت کرده است. این در حالی است که حتی در مواردی که صادرات انجام می‌شود، محدودیت‌های مربوط به نقل‌وانتقال پول، بیمه، حمل‌ونقل و دسترسی به شبکه‌های مالی جهانی، بخشی از منافع بالقوه آن را از بین می‌برد. در نتیجه، تحریم صرفا یک مانع سیاسی یا تجاری نیست؛ بلکه به عاملی برای کاهش بهره‌وری، افزایش هزینه تولید و محدود شدن ظرفیت رشد اقتصادی تبدیل شده است.

از سوی دیگر، قطع یا محدود شدن ارتباط با اقتصاد جهانی، مسئله انتقال فناوری را نیز به یکی از چالش‌های جدی اقتصاد ایران تبدیل کرده است. در اقتصاد امروز، رشد اقتصادی صرفا از طریق افزایش مقدار سرمایه و نیروی کار حاصل نمی‌شود، بلکه بخش مهمی از رشد به ارتقای بهره‌وری، دسترسی به فناوری‌های جدید، دانش مدیریتی و پیوستن به زنجیره‌های ارزش جهانی وابسته است. هنگامی که بنگاه ایرانی نمی‌تواند به‌سادگی با شرکت‌های خارجی همکاری کند، سرمایه‌گذاری مشترک انجام دهد یا فناوری‌های جدید را وارد کند، فاصله آن با رقبای بین‌المللی به مرور افزایش می‌یابد. بنابراین بخشی از عقب‌ماندگی نسبی اقتصاد ایران در مقایسه با برخی کشورهای منطقه را باید در همین انزوای تدریجی جست‌وجو کرد.

شاید ملموس‌ترین نتیجه این وضعیت را بتوان در مقایسه سطح رفاه شهروندان ایرانی با شهروندان برخی کشورهای منطقه مشاهده کرد. کشورهایی که چند دهه قبل از نظر سطح توسعه، درآمد سرانه یا زیرساخت‌های اقتصادی فاصله چندانی با ایران نداشتند، در سال‌های اخیر توانسته‌اند با جذب سرمایه خارجی، توسعه تجارت، ایجاد محیط مناسب برای کسب‌وکار و استفاده از فناوری جهانی، مسیر متفاوتی را طی کنند. بنابراین احساس عقب‌ماندگی که امروز در میان بخشی از جامعه ایران وجود دارد، صرفا ناشی از مقایسه درآمدها نیست؛ بلکه نتیجه مشاهده فرصت‌هایی است که در اقتصادهای دیگر ایجاد شده و اقتصاد ایران به دلیل مجموعه‌ای از محدودیت‌های داخلی و خارجی از آنها فاصله گرفته است.

با این حال، تقلیل تمام مشکلات اقتصاد ایران به تحریم نیز خطاست. حتی اگر تحریم‌ها در کوتاه‌مدت کاهش یابند، بدون اصلاح ساختارهای داخلی، ظرفیت اقتصاد برای استفاده از فرصت‌های ایجادشده محدود خواهد بود. اقتصاد ایران پیش از تحریم نیز با مشکلاتی مانند مداخلات گسترده دولت، قیمت‌گذاری‌های دستوری، تعدد قوانین و مقررات، بروکراسی ناکارآمد، نااطمینانی نسبت به آینده سیاستگذاری و ضعف حقوق مالکیت مواجه بوده است. تحریم این مشکلات را تشدید کرده، اما منشأ تمام آنها نبوده است.

در چنین ساختاری، بنگاه اقتصادی به جای آنکه بخش عمده توان خود را صرف افزایش بهره‌وری، نوآوری و توسعه بازار کند، ناچار است بخش قابل‌توجهی از منابع خود را صرف مواجهه با مقررات، مجوزها، محدودیت‌ها و تغییرات مداوم سیاستی کند. نتیجه چنین وضعیتی، شکل‌گیری یک نظام انگیزشی است که در آن فعالیت مولد و کارآفرینی لزوما بیشترین بازده را ندارد. در مقابل، فعالیت‌هایی که به دسترسی به منابع، مجوزها، رانت‌های اطلاعاتی یا فرصت‌های ناشی از تفاوت‌های قیمتی وابسته‌اند، می‌توانند جذابیت بیشتری پیدا کنند. به این ترتیب، مسئله تنها پایین بودن رشد اقتصادی نیست؛ بلکه کیفیت تخصیص منابع نیز دچار اختلال می‌شود.

در کنار این موارد، سهم بالای دولت و نهادهای عمومی در اقتصاد نیز موجب شده فضای کافی برای رشد بخش خصوصی مستقل شکل نگیرد. بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت بیش از هر چیز به ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و اطمینان از امکان حفظ منافع خود نیاز دارد. هنگامی که قواعد بازی دائما تغییر می‌کند یا دولت در تصمیمات بنگاه‌ها و بازارها مداخله گسترده دارد، افق تصمیم‌گیری بخش خصوصی کوتاه‌تر می‌شود. سرمایه‌گذار در چنین محیطی به جای آنکه برای افق پنج یا ده‌ساله برنامه‌ریزی کند، تلاش می‌کند خود را با شرایط چند ماه آینده تطبیق دهد. این همان نقطه‌ای است که نااطمینانی اقتصادی از یک مفهوم آماری به یک واقعیت ملموس در تصمیمات خانوارها و بنگاه‌ها تبدیل می‌شود. خبر مرتبط مسعود نیلی: اصلاح اقتصاد نیازمند تغییر در شیوه حکمرانی و ایجاد اعتماد اجتماعی است | افزایش تدریجی قیمت انرژی الزاماً به شوک تورمی منجر نمی‌شود | اقتصاد ایران به‌تدریج «مستهلک» شده است

از این منظر، مسئله اصلی اقتصاد ایران را نمی‌توان صرفا در کمبود منابع خلاصه کرد. ایران از نظر منابع طبیعی، نیروی انسانی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت بازار داخلی، اقتصادی با پتانسیل بالا محسوب می‌شود؛ اما فاصله میان «ظرفیت بالقوه» و «عملکرد بالفعل» کشور روزبه‌روز بیشتر شده است. مشکل آنجاست که سازوکارهای حکمرانی اقتصادی نتوانسته‌اند این ظرفیت‌ها را به سرمایه‌گذاری، اشتغال، بهره‌وری و رفاه تبدیل کنند. بنابراین اصلاح اقتصادی بیش از آنکه به معنای اجرای چند سیاست مقطعی باشد، نیازمند تغییر در قواعدی است که انگیزه تولید، سرمایه‌گذاری و کارآفرینی را شکل می‌دهند.

در این میان، تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که رشد پایدار معمولا در محیطی شکل می‌گیرد که در آن بخش خصوصی از امنیت اقتصادی برخوردار باشد، تجارت خارجی امکان گسترش داشته باشد، رقابت به رسمیت شناخته شود و دولت به جای تصدی‌گری گسترده، بیشتر نقش تنظیم‌گر و فراهم‌کننده زیرساخت‌های عمومی را ایفا کند. بازار آزاد البته به معنای حذف کامل دولت نیست؛ بلکه به معنای تغییر نقش دولت از مداخله‌گر مستقیم به نهادی است که قواعد شفاف و باثبات وضع می‌کند، از حقوق مالکیت حفاظت می‌کند و اجازه می‌دهد منابع بر اساس سازوکار رقابت و بهره‌وری تخصیص پیدا کنند.

از همین زاویه، پایان جنگ و کاهش تحریم‌ها را باید نه پایان مسیر، بلکه آغاز یک مسیر دشوارتر دانست. گشایش خارجی زمانی می‌تواند به رشد اقتصادی منجر شود که همزمان با آن، اصلاحات داخلی نیز در دستور کار قرار گیرد. در غیر این صورت، ممکن است بخشی از منابع آزادشده صرف جبران ناترازی‌های گذشته شود، بدون آنکه تغییری پایدار در ظرفیت تولید اقتصاد ایجاد کند. تجربه ایران نیز نشان داده است که تزریق منابع ارزی یا افزایش درآمدهای نفتی، بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی، لزوما به رشد پایدار و افزایش رفاه منجر نمی‌شود.

بنابراین نقطه تصمیم سال ۱۴۰۵ صرفا انتخاب میان جنگ و صلح نیست؛ انتخاب میان ادامه مجموعه‌ای از روندهای فرساینده یا تغییر مسیری است که اقتصاد ایران طی سال‌های گذشته در آن قرار گرفته است. صلح و ثبات می‌تواند نخستین شرط لازم برای خروج از این وضعیت باشد، اما شرط کافی نیست. پس از آن باید درهای اقتصاد به روی جهان گشوده شود و در داخل نیز قواعد بازی به نفع تولید، سرمایه‌گذاری، رقابت و کارآفرینی تغییر کند. در غیر این صورت، حتی اگر فشار خارجی کاهش یابد، اقتصاد ایران همچنان با همان موانع داخلی گذشته دست‌وپنجه نرم خواهد کرد.

در نهایت، شاید مهم‌ترین مسئله این باشد که اقتصاد ایران دیگر فرصت چندانی برای به تعویق انداختن تصمیمات اساسی ندارد. سال ۱۳۹۷ نقطه‌ای بود که مسیر اقتصاد کشور تغییر کرد و سال‌های پس از آن هزینه‌های این تغییر به تدریج آشکار شد. اکنون سال ۱۴۰۵ می‌تواند نقطه‌ای متفاوت باشد؛ نقطه‌ای که در آن سیاستگذار می‌تواند با پذیرش واقعیت‌های اقتصادی، مسیر جدیدی را برای کشور تعریف کند. اگر این فرصت به اصلاحات واقعی در سیاست خارجی، نظام حکمرانی اقتصادی و رابطه دولت و بخش خصوصی منجر شود، امکان بازسازی ظرفیت رشد و بازگشت تدریجی رفاه وجود خواهد داشت. اما اگر تصمیمات اساسی بار دیگر به آینده موکول شوند، هزینه فرصت این تعلل احتمالا از گذشته نیز بیشتر خواهد بود؛ چراکه اقتصاد ایران در این مدت نه در نقطه‌ای ثابت باقی می‌ماند و نه رقبای منطقه‌ای منتظر آن خواهند ماند.

همچنین بخوانید پیش‌شرط اصلاح قیمت بنزین | توکلی کاشی: اصلاحات ساختاری از بخش‌هایی آغاز شود که به معیشت مردم فشار وارد نکند موج خروج نیروی کار ماهر از ایران | حاج اسماعیلی: بازار کار غیررسمی از بازار کار رسمی پیش افتاد | وضعیت بازار کار بحرانی است «مثلث شَر» تهدیدکننده اقتصاد ایران به روایت خالقی | باید شجاعانه دست‌ فرمان سیاست را تغییر داد | آماده تورم بالای 50 درصد باشیم اقتصاد در ایستگاه انتظار؛ «نااطمینانی»، خرید، درمان و سرمایه‌گذاری را به تعویق می‌اندازد | تکاپوی خانوارها برای حفظ ارزش دارایی‌ها



۱۱ دقیقه قبل / سایت اندیشه معاصر

شوک جنگ رمضان به بازارهای آمریکا / سرمایه ها به سمت دلار و دارایی های امن حرکت کردند / سرنوشت بورس، طلا و نفت چه می شود؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛در ماه‌های اخیر تحولات ژئوپلیتیک ناشی از جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را در معرض یکی از جدی‌ترین آزمون‌های پس از همه‌گیری کرونا قرار داده است. آنچه این جنگ را از منظر اقتصادی متمایز می‌کند، ماهیت دوگانه پیامدهای آن است؛ از یک‌سو، شوک قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت فشار تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی نداشته و از سوی دیگر، اثرات آن بر بازار بدهی و نرخ بهره، تهدیدی پایدار و جدی‌تر برای آینده اقتصاد آمریکا محسوب می‌شود. تولید و رشد اقتصادی؛ تاب‌آوری نسبی در برابر شوک عرضه

برخلاف انتظار اولیه مبنی بر کاهش شدید تولید، داده‌های اقتصادی آمریکا در سه‌ماهه ابتدایی جنگ، تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. رشد تولید ناخالص داخلی در بهار ۱۴۰۵ (فصل دوم میلادی) معادل ۲.۱ درصد (نرخ سالانه) به ثبت رسید که هرچند نسبت به پیش‌بینی ۳ درصدی پیش از جنگ و انتظار ۲.۳ درصدی بازارها ضعیف‌تر بود اما همچنان به میانگین تاریخی بلندمدت اقتصاد آمریکا نزدیک است و نشان‌دهنده وضعیت رکودی نیست.

شاخص تولیدات صنعتی نیز با وجود افت ۰.۳ درصدی در ماه مارس، در آوریل با رشد ۰.۹ درصدی جبران شد و در ماه مه به روند روبه‌رشد پیش از جنگ بازگشت؛ به ‌طوری ‌که در مجموع نسبت به ماه مه سال گذشته رشد ۱.۷ درصدی را ثبت کرد. با این ‌حال پیش‌بینی فدرال رزرو آتلانتا از رشد تابستان، به ۱.۲ درصد کاهش پیدا که نشان از تضعیف تدریجی رشد اقتصادی دارد.

در بازار کار نیز نشانه‌های متناقضی مشاهده می‌شود. نظرسنجی خانوارها از ابتدای جنگ، کاهش ۶۴۸ هزار نفری تعداد شاغلان را نشان می‌دهد، در حالی ‌که داده‌های بنگاه‌ها از افزایش ۵۴۸ هزار نفری اشتغال بخش غیرکشاورزی حکایت دارد. این اختلاف قابل‌ توجه، تا حدی ناشی از بازنگری‌های بعدی در داده‌های بنگاه‌هاست که در دوره‌های مشابه معمولا با کاهش همراه بوده است.

در تازه‌ترین داده منتشرشده در ماه ژوئن، نظرسنجی خانوار کاهش شدید ۵۰۷ هزار نفری را ثبت کرده و داده‌های کارفرمایان نیز افزایش تنها ۵۷ هزار شغل جدید را نشان می‌دهد که بسیار ضعیف‌تر از پیش‌بینی ۱۱۰ هزارتایی بازارها است. تورم؛ اصلی‌ترین کانال انتقال شوک

انسداد تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و فراورده‌های نفتی، تاثیر عمیق و فوری خود را بر سطح عمومی قیمت‌ها در آمریکا بر جای گذاشته است. نرخ تورم سالانه مصرف‌کننده از ۲.۴ درصد پیش از جنگ، در ماه مه به ۴.۲ درصد رسید که بالاترین سطح از بهار ۲۰۲۳ تاکنون محسوب می‌شود. شاخص مخارج مصرفی شخصی (PCE) که معیار ترجیحی فدرال رزرو محسوب می‌شود، از ۲.۹ درصد به ۴.۱ درصد افزایش پیدا کرد. در بخش تولیدکننده نیز وضعیت هشداردهنده‌تر است؛ تورم سالانه تولیدکننده از ۳.۹ درصد پیش از جنگ به ۶.۵ درصد در ماه مه جهش کرد که از زمان جنگ روسیه و اوکراین بی‌سابقه بوده است.

با این‌ حال نشانه‌هایی از تعدیل موقت در ماه ژوئن مشاهده شد. به ‌دنبال امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ و بازگشایی نسبی تنگه هرمز، قیمت نفت کاهشی شده و تورم ماهیانه مصرف‌کننده منفی شد و نرخ سالانه به ۳.۵ درصد کاهش پیدا کرد. تورم تولیدکننده نیز با کاهش به ۵.۵ درصد رسید. اما همچنان این سطوح بالاتر از ارقام پیش از جنگ است و آنچه نگران‌کننده‌تر به ‌نظر می‌رسد، افزایش تورم هسته (بدون احتساب غذا و انرژی) است که بر اساس شاخص قیمت مصرف‌کننده از ۲.۵ درصد در فوریه به ۲.۹ درصد در مه رسیده و روند نزولی پیش از جنگ را متوقف کرده است. انتظارات تورمی یک‌ساله دانشگاه میشیگان نیز از ۳.۴ درصد در فوریه به ۴.۸ درصد در مه افزایش پیدا کرد که شدیدترین جهش از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا با چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. فروش اوراق توسط خارجی‌ها؛ فشار مضاعف بر بازار بدهی

یکی از ابعاد مهم بحران کنونی، فشار خارجی بر بازار بدهی آمریکاست. کشورهای واردکننده نفت که به ‌دلیل انسداد تنگه هرمز با افزایش هزینه‌های واردات انرژی و فشار بر تراز تجاری مواجه شده‌اند، برای تامین منابع ارزی و حمایت از پول ملی خود، ناچار به فروش اوراق بدهی دولتی آمریکا شده‌اند. در نخستین ماه جنگ، خالص موجودی اوراق قرضه آمریکا نزد کشورهای خارجی حدود ۱۳۸ میلیارد دلار کاهش پیدا کرد. ژاپن و چین به ‌عنوان بزرگ‌ترین دارندگان این اوراق، فروش قابل‌ توجهی انجام دادند. داده‌های هفتگی فدرال رزرو نیز نشان می‌دهد ذخایر امانی کشورهای خارجی از اوراق بدهی آمریکا از ابتدای جنگ تا ۱۰ ژوئن بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار کمتر شده است. مداخله اخیر ژاپن در بازار ارز با فروش اوراق آمریکایی، نمونه عینی این فشار خارجی محسوب می‌شود. سیاست پولی در بن‌بست؛ پایان دوران کاهش نرخ بهره

پیش از جنگ، بازارهای مالی هیچ شانسی برای افزایش نرخ بهره سیاستی فدرال رزرو قائل نبودند اما شوک تورمی ناشی از جنگ نه فقط این روند را متوقف کرد، بلکه احتمال افزایش نرخ بهره را تا پایان سال ۲۰۲۶ به بیش از ۵۰ درصد رسانده است. بازارهای مالی هم‌اکنون حداقل یک نوبت افزایش نرخ بهره را با احتمال بیش از ۵۰ درصد پیش‌بینی می‌کنند. این تغییر مسیر در سیاست پولی، به ‌معنای افزایش هزینه تامین مالی برای دولت، بنگاه‌ها و خانوارهای آمریکایی و تشدید فشار بر بودجه دولت است. در واقع جنگ با ایران، فرصت کاهش نرخ بهره و کاهش هزینه تامین مالی را از آمریکا سلب کرد و مسیر معکوسی را در پیش گرفته است. بازار سهام؛ بازیابی سریع اما نابرابر

بازار سهام آمریکا رفتاری کاملا وابسته به ریسک‌های ژئوپلیتیک از خود نشان داده است. در ماه مارس و هم‌زمان با اوج‌گیری تنش‌ها، شاخص S&P ۵۰۰ افت ۷.۸ درصدی و نزدک افت ۷.۹ درصدی را تجربه کردند. شاخص نوسان (VIX) نیز تا سطح ۶۰ واحد افزایش یافت که بالاترین مقدار از زمان جنگ تعرفه‌ای آمریکا و چین در بهار ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. اما با شروع مذاکرات و اعلام آتش‌بس، این شاخص‌ها مسیر صعودی در پیش گرفتند و در بازه دو ماهه، S&P ۵۰۰ رشد ۱۹.۸ درصدی و نزدک رشد ۳۲.۹ درصدی را به ثبت رساندند و سقف‌های تاریخی جدیدی را تجربه کردند.

نکته قابل ‌تامل، نابرابری در بازیابی بخش‌های مختلف بازار است. رشد سریع شاخص کل عمدتا ناشی از دو بخش مرتبط با فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی بوده؛ به ‌گونه‌ای که شاخص S&P ۵۰۰ بدون احتساب بخش تکنولوژی، حتی با گذشت سه ماه از جنگ نتوانسته به سطوح پیش از جنگ بازگردد. شاخص ارزش‌گذاری شیلر از ابتدای جنگ ۱۱ درصد رشد کرده و به بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام رسیده و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ قرار دارد که احتمال وجود حباب در بازار سهام را تقویت می‌کند.

براساس بررسی‌های به عمل آمده، چهار راهکار سیاستی برای نظام حکمرانی ایران به شرح ذیل پیشنهاد می‌شود.

با توجه به اینکه اصلی‌ترین فشار اقتصادی جنگ بر آمریکا از کانال بازار بدهی و افزایش نرخ بهره اعمال شده و این فشار برخلاف تورم، ماهیتی پایدار و غیرقابل‌بازگشت یافته، ایران باید بر تداوم استفاده از اهرم تنگه هرمز به ‌عنوان ابزاری راهبردی در مذاکرات تاکید کند. تجربه نشان داده که حتی امضای تفاهم‌نامه نیز نتوانسته نرخ بهره اوراق ۲ ساله را به سطح پیش از جنگ برگرداند و همچنان ۰.۳۶ واحد درصد بالاتر از روز آتش‌بس باقی مانده است؛ بنابراین هرگونه عقب‌نشینی بدون اخذ امتیازات متناسب نه فقط دستاورد اقتصادی ندارد، بلکه موقعیت چانه‌زنی را تضعیف خواهد کرد.

از آنجایی که افزایش قیمت انرژی عمدتا به ‌صورت شوک تورمی جذب شده و اثر چندانی بر تولید و رشد اقتصادی آمریکا نداشته، تمرکز صرف بر افزایش قیمت نفت کافی نیست. تورم هسته که از ۲.۵ درصد به ۲.۹ درصد افزایش پیدا کرده، نشان از سرایت تدریجی شوک انرژی به سایر بخش‌ها دارد. ایران باید به ‌دنبال گسترش دامنه تحریم‌پذیری اقتصاد آمریکا از طریق هدف‌گیری سایر کالاهای راهبردی نظیر کودهای شیمیایی و محصولات پتروشیمی باشد تا فشار بر بخش‌های گسترده‌تری از اقتصاد این کشور وارد شود.

فروش اوراق بدهی آمریکا توسط کشورهای واردکننده نفت، یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر بازار بدهی این کشور بوده است. کاهش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق نزد کشورهای خارجی در نخستین ماه جنگ و کاهش بیش از ۱۴۰ میلیارد دلاری ذخایر امانی نزد فدرال رزرو، نشان از عزم جدی این کشورها برای تامین منابع ارزی دارد. ایران می‌تواند با تقویت همکاری‌های اقتصادی با این کشورها و تسهیل تامین انرژی مورد نیاز آنها به ‌صورت پایدار، زمینه تداوم این روند را فراهم کند و کشورهای مذکور را به کاهش هرچه بیشتر ذخایر اوراق خود ترغیب کند.

با عنایت به اینکه شاخص ارزش‌گذاری شیلر در بالاترین سطح پس از حباب دات‌کام قرار دارد و هم‌اکنون ۶۰ درصد بالاتر از سطوح پیش از بحران مالی ۲۰۰۷ است، احتمال وجود حباب در بازار سهام آمریکا قوت گرفته است. ایران می‌تواند با مدیریت هوشمندانه اخبار و سیگنال‌های مرتبط با تنگه هرمز، نوسانات بازار را به ‌نفع خود مدیریت کرده و از حساسیت بالای بازارهای مالی به تحولات ژئوپلیتیک برای اعمال فشار روانی و اقتصادی استفاده کند. تجربه نشان داده که حتی اخبار مذاکرات نیز توانسته مسیر نزولی بازار سهام را معکوس کند؛ بنابراین سیاست‌گذاری خبری در این حوزه از اهمیت راهبردی برخوردار است.

در پایان باید اظهار داشت، جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز اقتصاد آمریکا را در دو سطح متفاوت تحت تاثیر قرار داده است. در بخش واقعی اقتصاد، با وجود رشد ۲.۱ درصدی بهار و ثبت اشتغال ۵۷ هزار واحدی در ژوئن، تولید و بازار کار تاب‌آوری نسبی نشان داده‌اند اما در حوزه پولی و مالی شوک عمیق‌تر بوده؛ نرخ تورم مصرف‌کننده به ۴.۲ درصد و تورم تولیدکننده به ۶.۵ درصد رسیده و نرخ بهره اوراق ۲ساله ۰.۷۵ واحد درصد افزایش یافته است. فروش ۱۳۸ میلیارد دلاری اوراق توسط خارجی‌ها در نخستین ماه جنگ و افزایش حق بیمه به ۰.۲۱ درصد، فشار بدهی را پایدار کرده است. بازار سهام با رشد ۱۹.۸ درصدی S&P ۵۰۰ بهبود پیدا کرده اما شاخص شیلر با ۶۰ درصد بالاتر از بحران ۲۰۰۷، هشدار حباب را تقویت می‌کند. در مجموع، جنگ تاکنون به رکود منجر نشده اما تداوم آن می‌تواند از کانال افزایش هزینه‌های تامین مالی، بخش واقعی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.


۶ دقیقه قبل / سایت مشرق

ایجاد صندوقی برای بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده از جنگ

به گزارش مشرق، علی خورسندیان در نشستی با عنوان «آینده اقتصاد و تامین مالی صنعت ساختمان؛ از سیاست‌گذاری تا سرمایه‌گذاری و تعاون‌سازی» در همایش آینده صنعت ساختمان اظهار کرد: شبکه بانکی کشور با محدودیت منابع و ظرفیت‌های مالی دست و پنجه نرم می کند و در عین حال، انتظارات بسیار زیادی از شبکه بانکی در بخش‌های مختلف اقتصادی وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آنها حوزه مسکن است. بنابراین باید به این موضوع فکر کنیم که چگونه می‌توان تأمین مالی مسکن را به شکلی انجام داد که علاوه بر پاسخگویی به نیاز این بخش، منابع کافی برای سایر واحدهای تولیدی و صنایع اساسی کشور نیز باقی بماند.

پرداخت تسهیلات به ۳۹۲ هزار واحد مسکونی

مدیرعامل بانک مسکن با بیان اینکه ۵۲ درصد تکالیف ماده ۴ قانون جهش تولید مسکن را بر عهده گرفته است گفت: براساس معرفی متقاضیان از سوی وزارت راه و شهرسازی و از طریق سامانه مربوطه تاکنون برای ۳۹۲ هزار واحد مسکونی قرارداد تسهیلاتی منعقد کرده‌ایم که از این تعداد ۱۹۰ هزار واحد به اتمام رسیده، واگذار شده و وارد مرحله فروش اقساطی شده است. سایر واحدها نیز به‌تدریج تعیین تکلیف و تکمیل خواهند شد.

خورسندیان ادامه داد: در عین حال، بار مالی تکالیفی که به موجب قانون بر دوش بانک مسکن گذاشته شده، بالغ بر ۵۲۵ هزار میلیارد تومان است. اگر وضعیت تراز مالی و ظرفیت فعلی بانک مسکن را در نظر بگیریم، تأمین چنین رقمی فشار قابل توجهی بر منابع بانک وارد می‌کند.

وی تصریح کرد: بانک مسکن به عنوان بازوی اجرایی دولت و وزارت راه و شهرسازی در بخش مسکن، خود را موظف به اجرای تکالیف قانونی می‌داند و تاکنون نیز این تکالیف را انجام داده است؛ اما ادامه این روند با اتکای صرف به منابع بانکی، با توجه به محدودیت منابع، می‌تواند بانک را ناگزیر به استفاده بیشتر از منابع بانک مرکزی و افزایش اضافه‌برداشت‌ها کند.

افزایش سرمایه؛ ضرورت تقویت توان بانک مسکن

مدیرعامل بانک مسکن با اشاره به مصوبات مجلس برای افزایش سرمایه این بانک گفت: قوانین خوبی در مجلس برای افزایش سرمایه بانک مسکن به تصویب رسیده تا این بانک بتواند نقش مؤثرتر و گسترده‌تری در تأمین مالی بخش مسکن ایفا کند.

خورسندیان افزود: از آنجا که بانک مسکن یک بانک صددرصد دولتی است، طبیعتاً افزایش سرمایه آن باید از ناحیه دولت انجام شود؛ با این حال، این اتفاق تاکنون به هر دلیلی محقق نشده است. در شرایط فعلی، با توجه به محدودیت منابع بانک و حجم تکالیفی که بر عهده آن گذاشته شده، افزایش سرمایه یک ضرورت جدی است.

استفاده از ظرفیت بازار سرمایه برای تأمین مالی مسکن

وی تأکید کرد: این به معنای توقف اجرای تکالیف بانک مسکن نیست. ما باید در کنار تسهیلات بانکی، به سراغ سایر روش‌های تأمین مالی برویم که عمدتاً معطوف به بازار سرمایه و استفاده از منابع بخش خصوصی است.

خورسندیان گفت: باید ابزارهایی طراحی و فعال شود که منابع بخش خصوصی را از یک مسیر مشخص به سمت تولید مسکن هدایت کند و در عین حال، سرمایه‌گذاران نیز از این فرآیند منفعت اقتصادی و مالی مناسبی به دست آورند.

وی با اشاره به ظرفیت انتشار اوراق رهنی اظهار کرد: در قانون، انتشار اوراق رهنی برای بانک مسکن پیش‌بینی شده است. بر این اساس، بانک می‌تواند با اتکا به تسهیلاتی که پرداخت کرده و جریان‌های مالی حاصل از آنها، نسبت به انتشار این اوراق اقدام کند. مقدمات استفاده از این ظرفیت نیز انجام شده است.

صندوق‌های املاک، زمین و ساختمان در خدمت تأمین مالی مسکن

مدیرعامل بانک مسکن ادامه داد: یکی دیگر از ظرفیت‌های موجود، صندوق املاک و مستغلات است که بانک مسکن در اختیار دارد و می‌تواند از طریق آن بخشی از املاک را به منابع مالی تبدیل کند.

وی افزود: بانک مسکن همچنین صندوق زمین و ساختمان دارد که می‌تواند برای تأمین مالی پروژه‌های ساختمانی از ظرفیت بازار سرمایه استفاده کند. در کنار این موارد، طی سال‌های اخیر نیز تجربه انتشار اوراق بدهی را داشته‌ایم.

خورسندیان با اشاره به ظرفیت‌های موجود در گروه مالی بانک مسکن و شرکت تأمین سرمایه بانک مسکن گفت: در مجموعه بانک مسکن و شرکت تأمین سرمایه بانک مسکن ظرفیت‌های مناسبی برای استفاده از منابع بازار سرمایه وجود دارد. صندوق‌های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت، صندوق‌های سرمایه‌گذاری سهام و سایر ابزارهای مالی می‌توانند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند.

وی اظهار کرد: صندوق «دارایکم» نیز آمادگی دارد در زمینه تأمین مالی نقش‌آفرینی کند. همچنین

صندوق‌های زمین و ساختمان از دیگر ظرفیت‌هایی هستند که بانک مسکن تجربه آنها را دارد و در حال حاضر نیز منتظر معرفی املاک مناسب برای فعال‌تر شدن این ظرفیت هستیم.

راه‌اندازی صندوق سرمایه‌گذاری بازسازی مسکن

خورسندیان با اشاره به آسیب‌های واردشده به برخی واحدهای مسکونی در جریان جنگ اخیر گفت: با توجه به آسیب‌هایی که به بخشی از واحدهای مسکونی وارد شده است، پیشنهاد ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری بازسازی مسکن را مطرح کرده‌ایم تا بتوان از ظرفیت بازار سرمایه برای بازسازی این واحدها نیز استفاده کرد.

وی افزود: در صورت فراهم شدن مجوزهای لازم، می‌توان سازوکاری ایجاد کرد که حتی مالکان واحدهای آسیب‌دیده بتوانند از طریق سرمایه‌گذاری و مشارکت در این فرآیند، نسبت به بازسازی واحدهای خود اقدام کنند و بخشی از فرآیندهای اداری نیز تسهیل شود.

مدیرعامل بانک مسکن تأکید کرد: به نظر می‌رسد استفاده از منابع مردم برای تأمین نیازهای مردم، به‌ویژه در شرایط فعلی، می‌تواند راهکار مناسبی باشد و فشار تأمین مالی صرفاً بر منابع دولت و شبکه بانکی قرار نگیرد.

ثبات اقتصادی، پیش‌شرط توسعه تأمین مالی مسکن

خورسندیان در ادامه با تأکید بر اینکه همه این ظرفیت‌ها در بستر ثبات اقتصادی می‌توانند بهتر فعال شوند، گفت: برای موفقیت این سیاست‌ها، باید حدی از ثبات اقتصادی وجود داشته باشد. منظور از ثبات اقتصادی، از جمله کنترل و مهار تورم است.

وی افزود: سیاست‌گذاران اقتصادی در شرایط فعلی با یک دوراهی مهم مواجه هستند؛ از یک سو باید به دنبال رشد اقتصادی باشند و از سوی دیگر، کنترل تورم و سیاست‌های پولی را مدنظر قرار دهند. انتخاب میان این دو مسیر به سطح تورم و نحوه هدف‌گذاری برای رشد اقتصادی بستگی دارد.

خورسندیان خاطرنشان کرد: با توجه به نقدینگی بالایی که در اقتصاد وجود دارد، بانک مرکزی طی دو سال اخیر سیاست‌های پولی انقباضی را دنبال کرده است. در چنین شرایطی، یکی از راهکارها این است که تأمین مالی اقتصاد کمتر متکی به تسهیلات بانکی باشد و سهم بیشتری از منابع بخش خصوصی و ابزارهای بازار سرمایه در تأمین مالی افزایش یابد.

وی تأکید کرد: بانک مسکن آمادگی دارد از تمامی ظرفیت‌های موجود در حوزه بازار سرمایه، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و ابزارهای نوین مالی برای تأمین مالی بخش مسکن استفاده کند تا ضمن کاهش فشار بر منابع بانکی، زمینه مشارکت بیشتر بخش خصوصی در تولید و بازسازی مسکن فراهم شود.


۳۸ دقیقه قبل / سایت اقتصاد معاصر

سرلشکر عبداللهی: خطای محاسباتی دشمن با پاسخ ویرانگر مواجه می‌شود

به گزارش اقتصاد معاصر؛ رئیس ستادکل نیروهای مسلح در پیامی به سرپرست وزارت دفاع به مناسبت 31 مرداد، روز صنعت دفاعی هشدار داد: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با آمادگی همه‌جانبه هوشمند و روزآمد در تمامی عرصه‌های زمینی، دریایی، هوایی، پدافندی، فضایی و سایبری، هرگونه خطای محاسباتی و تهدیدات متعارف و نوین دشمنان را با پاسخ های انقلابی، کوبنده، پشیمان‌ کننده و ویرانگر مواجه خواهند ساخت.

متن پیام رئیس ستادکل نیروهای مسلح به سرپرست وزارت دفاع به مناسبت 31 مرداد، روز صنعت دفاعی بدین شرح است: 

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر ارجمند سردار سرتیپ پاسدار سید مجید ابن‌الرضا

سرپرست محترم وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح

سلام علیکم

سی و یکم مردادماه، روز صنعت دفاعی، تجلیگاه شکوه قدرت بومی و بازدارنده ایران مقتدر در برابر تحریم‌های ظالمانه و صف‌بندی استکبار کودک کش است. این روز، یادآور مجاهدت‌های خستگی‌ناپذیر جهادگران، متخصصان و کارکنان مؤمن وزارت دفاع، به ویژه شهدای والامقامی است که با اتکا به ایمان و دانش، بازدارندگی دفاعی کشور را به اوج بالندگی رسانده‌اند.

صنعت دفاعی به عنوان رکنی بی‌بدیل از «قدرت ملی»، نقشی محوری در تحکیم امنیت و عزت ایران اسلامی دارد. آنچه در سال‌های اخیر در این وزارتخانه رقم خورده، فراتر از تولید تجهیزات نظامی، یک «انقلاب صنعتی دفاعی بازدارنده» است؛ تحولی راهبردی که طراحی، مدیریت فناوری، اقتصاد دفاع، زنجیره دانش‌بنیان و الگوی تولید هوشمند و تضمین گر موفقیت میدان ، را دربرگرفته و پاسخی هوشمندانه به پیچیدگی‌های جنگ‌های امروز و آینده محسوب می‌شود.

بی‌گمان، این بالندگی شکوهمند مرهون خلق باور و اراده خوداتکایی توسط معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، و هدایت‌های حکیمانه امام شهید انقلاب (قدس سره الشریف) است که با ترسیم افق‌های قدرت بازدارنده و تأکید بر خودکفایی علمی، زمینه‌ساز ظهور ظرفیت‌های عظیم دفاعی و تهاجمی در حوزه نظامی کشور شدند و امروز ثمره آن در عرصه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و در میدان دفاع مقدس دوم و سوم برابر جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونی ؛ آشکارا عزت‌آفریده است.

اینجانب با گرامیداشت یاد، نام و مجاهدت‌های شهدای حوزه صنعت دفاعی کشور، به ویژه شهیدان والامقام نصیرزاده، فخری‌زاده و نامجو، تأکید می‌کنم: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با آمادگی همه‌جانبه هوشمند و روزآمد در تمامی عرصه‌های زمینی، دریایی، هوایی، پدافندی، فضایی و سایبری، هرگونه خطای محاسباتی و تهدیدات متعارف و نوین دشمنان را با پاسخ های انقلابی، کوبنده، پشیمان‌ کننده و ویرانگر مواجه خواهند ساخت.

فرارسیدن این روز فرخنده را به جنابعالی و آحاد مسئولان، متخصصان و کارکنان غیور وزارت دفاع تبریک گفته و توفیق روزافزون همگان را در سایه عنایات سرورمان حضرت ولیعصر (عج) و رهنمودهای مقام عظمای ولایت و رهبری و فرماندهی کل قوا حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از درگاه خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

رئیس ستادکل نیروهای مسلح

سرلشکر پاسدار خلبان علی عبداللهی/تسنیم




 ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا
۷ ساعت قبل / سایت اقتصاد معاصر

ارزیابی تاثیرات جنگ رمضان بر بازارهای مالی آمریکا

جنگ رمضان و انسداد تنگه هرمز، اقتصاد آمریکا را برخلاف برآوردهای اولیه با رکود فوری مواجه نکرد اما شوکی عمیق‌تر و پایدارتر در حوزه تورم، بازار بدهی و سیاست پو...

 درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد
۱۴ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیج‌فارس | الجزیره: نبرد پهپاد‌ها و موشک‌های ارزان با پدافند‌های میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد

اقتصادنیوز: پس از گذشت پنج ماه از آغاز جنگ میان آمریکا و ایران، نشانه‌های آینده امنیت خلیج فارس در حال آشکار شدن است. رفت‌وآمد کشتی‌های تجاری بر اساس ترتیباتی که هم‌اکنون میان عمان و ایران در حال مذاکره است، از سر گرفته شده؛ ترتیباتی که بر اساس قواعد جدید، نقش مستمر تهران در تنگه هرمز را به رسمیت می‌شناسد.

 میزان سود نماد‌هایی که این هفته مجمع داشتند؛ سود مجامع این ۱۴ نماد چه زمانی واریز می‌شود؟
۳ ساعت قبل / سايت نبض بورس

میزان سود نماد‌هایی که این هفته مجمع داشتند؛ سود مجامع این ۱۴ نماد چه زمانی واریز می‌شود؟

با به پایان رسیدن سال مالی شرکت‌های بورسی، آنها موظف به برگزاری مجمع عمومی خود بودند و در این مجامع ضمن تصویب صورت‌های مالی شرکت، سود نقدی به ازای هر سهم نیز...

 قیمت موبایل در یک سال تا ۴ برابر شد
۹ دقیقه قبل / سایت اقتصاد معاصر

قیمت موبایل در یک سال تا ۴ برابر شد

افزایش قیمت تلفن همراه در یک سال گذشته، بازار موبایل را تحت تأثیر نوسانات نرخ ارز، افزایش هزینه‌های واردات و محدودیت‌های عرضه قرار داده است؛ به‌طوری که قیمت...

 جهش ۴۰ درصدی نرخ فروش محصولات خگلپا
۲۱ ساعت قبل / سایت صدای بورس

جهش ۴۰ درصدی نرخ فروش محصولات خگلپا

شرکت فنرسازی زر گلپایگان (خگلپا) در پی توافق با مشتری عمده خود، سازه‌گستر سایپا، از افزایش حدود ۴۰ درصدی نرخ فروش محصولات اصلی خبر داد.

 عرضه اولیه سمهریز؛ زمان جلسات معارفه شرکت سیمان تجارت مهریز اعلام شد
۴ ساعت قبل / سايت نبض بورس

عرضه اولیه سمهریز؛ زمان جلسات معارفه شرکت سیمان تجارت مهریز اعلام شد

جلسات معارفه شرکت گروه صنعتی و معدنی سیمان تجارت مهریز با نماد «سمهریز» برای آماده‌سازی عرضه اولیه سهام این شرکت در فرابورس برگزار می‌شود.