
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرگزاری کتاب ایران، ۱۲۰ سال است ما ایرانیان وارد گردونهای به نام مشروطه شدهایم و همچنان با این موضوع در کشاکش هستیم. مسائلی که ۱۲۰ سال پیش مطرح بود، امروز هم به نحو دیگری مطرح است و روحیه مشروطهخواهی و مقابله با آن در بین روشنفکران و اصحاب سیاست و جامعه وجود دارد. مهدی روزخوش، پژوهشگر تاریخ و سیاست معاصر در گفتاری که درباره مشروطه داشته، بین مشروطه ایرانی و آنچه در غرب اتفاق افتاده، مقایسه کرده و روندهایی را در آن تشخیص داده که الزاماً با روندهایی که در ایران رخ داده، انطباق ندارد؛ روند دولتسازی، روند تأسیس حکومت قانون، روند رفتن به سمت آزادی که باز هم ویژگیهای خاص خود را دارد و از اصناف و نخبگانی که در مشروطه مؤثر بودند. به این مناسبت با او گفتوگویی صورت دادیم که از نظر میگذرد؛
***
*بسیاری میگویند مشروطه ایرانی شکست خورده و ناکام مانده، اما شما معتقدید که این گفتار درستی نیست و شاید ما در آغاز راه رفتن به سوی مشروطه هستیم. ۱۵۰ سال است که ما برای مشروطه تکاپو داریم. از همینجا شروع کنیم که آیا فکر میکنید ما در آغاز راه مشروطهخواهی هستیم؟
من معتقد نیستم که ما در آغاز راه مشروطهخواهی هستیم؛ زیرا در این صد و بیست سال انباشت مهمی از تجربه تاریخی داشتهایم و نمیتوان این تجربه انباشته را که با تحول در لایهبندی اجتماعی جامعه ایران و تا حدی تدوین فلسفه سیاسی مشروطیت نیز همراه بوده است، نادیده گرفت. بحث من بیشتر ناظر بر این واقعیت است که در تبیین تاریخ ایران مدرن، مشروطهخواهی غالباً بهصورت تلاشی برای محدود کردن نهاد سلطنت و مقید کردن قدرت شاه به قانون روایت شده است و، از این منظر، چون این تلاش در عمل با شکست مواجه شد، خودِ مشروطیت نیز تجربهای ناکام تلقی شده است.
من در بررسی خود کوشیدهام از این تلقی فاصله بگیرم و نشان دهم که مشروطیت ایران نه صرفاً واکنشی برای محدود کردن سلطنت مستقل، بلکه همزمان کنشی برای استحاله جامعه مدنی ایرانی و در نتیجه دگرگونی توأمان «صورت» دولت و جامعه بود. به عبارت دیگر، مشروطیت ایران چون از حیث اجتماعی و نهادی برآمده از متن یک «جامعه مدنی سنتی» بود، نمیتوانست این جامعه را نیز در همان صورت سنتی خود به عصر جدید منتقل کند. این جامعه مدنی سنتی، به رغم تفاوتهای …











