در نگاه نخست و در بستر ذهنی جامعهای که سالها با چالشهای ساختاری خودروسازی دستوپنجه نرم کرده، این تعبیر ممکن است بلندپروازانه به نظر برسد. اما بررسی عمیق و موشکافانه این دکترین نشان میدهد که هدف، کپیبرداری صوری از یک غول بینالمللی نیست بلکه بازتعریف جهتگیری استراتژیک، پیادهسازی فلسفه تولید ناب، استقرار فرهنگ پاسخگویی به کیفیت و بازتنظیم اساسی رابطه میان سیاستگذار و بنگاه تولیدی است.
صنعت خودروسازی ایران امروز در یک تقاطع تاریخی قرار دارد: تداوم منطق اقتصاد دستوری که پیامدی جز زیان انباشته و افت رضایت عمومی ندارد بازگشت به عقلانیت صنعتی، حاکمیت شرکتی و ارتقای استانداردها به سطح مطالبات واقعی بازار.
برای تبدیل یک بنگاه با سابقه نیم قرن اداره دولتی به نماد اعتماد و کیفیت، شناخت پیشنیازها، موانع نهادی و اقدامات انجامشده در دوران گذار ضروری است. تغییر پارادایم از تنوع به تولید باکیفیت …











