
به گزارش اقتصادنیوز، عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی و مدرس دانشگاه در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد استدلال میکند که نظم امنیتی کلاسیک مبتنی بر بازدارندگی و موازنه قوا، در عصر ژئواکونومی و رقابت زنجیرههای تامین، توان مدیریت مخاطرات خلیج فارس را ندارد.
سه سناریو برای آینده منطقه ترسیم میشود:
(۱) گرایش کشورهای جنوب خلیجفارس به پیمانهای دفاعی رسمی با آمریکا و عادیسازی روابط با اسرائیل؛
(۲) تشدید منازعات و جنگ همهعلیههمه؛
(۳) شکلگیری نظام «امنیت شبکهای» مبتنی بر بیطرفی فعال و مدیریت مشترک ریسک میان شمال و جنوب خلیج فارس.
این قلم با استناد به دادههای تجاری امارات-اسرائیل و شاخصهای آسیبپذیری کشورهای منطقه، نشان میدهد که سناریوی دوم محتملترین وضعیت کنونی است، اما بر ضرورت و امکانپذیری سناریوی سوم بهعنوان راهحل پایدار تاکید میکند. روند جهانی: از نظم لیبرال به رقابت نئومرکانتیلیستی
نگاهی از منظر اقتصاد سیاسی به تحولات منطقه و جهان، پرده از تضعیف نظم لیبرال و ظهور قدرتهای نئومرکانتیلیستی برمیدارد. رقابت قدرتهای بزرگ بر سر کنترل زنجیرههای تامین و ارزش، جهان را با مخاطرات ناشناختهای روبهرو ساخته است. در نتیجه آنکه نظم جهانی در وضعیت تعلیق نسبی درآمده است. واقعیت آن است که خلیجفارس صرفا یک فضای ژئوپلیتیک نیست، بلکه به یکی از گرههای حیاتی زنجیرههای جهانی انرژی، تجارت و ارزش است. در چنین شرایطی، رویکردهای کلاسیک امنیتی مبتنی بر بازدارندگی و موازنه قوا بهتنهایی قادر به مدیریت مخاطرات نیستند و باید جای خود را به نوعی نظام امنیت شبکهای مبتنی بر مدیریت ریسک بدهند.
با توجه به منطق بازی سرجمع صفر در اندیشه مرکانتیلیستی که در نتیجه آن نزاعها در سطح بازیگران جهانی و منطقهای بالا گرفتهاست، این پرسش به میان میآید که در چنین شرایطی امنیت خلیجفارس چگونه تامین میشود؟ و آیا اساسا امکان دستیابی به توافقی پایدار و برد-برد میان ایران و بازیگران منطقهای و فرا منطقهای چون آمریکا وجود دارد؟ و اگر نه، منطقه چه آیندهای خواهد داشت؟ این نوشته بر این تاکید دارد که با توجه به جایگاه قدرتهای جهانی، رقابت آمریکا و چین، موقعیت متفاوت کشورهای جنوب خلیج فارس و روندهای نوظهور در منطقه، معادلات …












