
به گزارش اقتصادنیوز، اقتصاد کلاسیک فرض میکند انسانها پیش از تصمیمگیری اطلاعات را جمعآوری میکنند، گزینههای مختلف را میسنجند و درنهایت انتخابی انجام میدهند که بیشترین منفعت را برایشان دارد. اما بخش بزرگی از تصمیمهای اقتصادی امروز در محیطی گرفته میشود که اساساً برای برهم زدن همین فرآیند طراحی شده است. شبکههای اجتماعی برای جلب و نگه داشتن توجه ما رقابت میکنند و هرچه زمان بیشتری در آنها بگذرانیم فرصت بیشتری برای اثرگذاری بر انتخابهایمان ایجاد میشود. در چنین محیطی مرز میان اطلاعرسانی، تبلیغ و تحریک رفتار اقتصادی هر روز کمرنگتر میشود.
مینا علیزاده در هفته نامه تجارت فردا (شماره 643) نوشت: یک اینفلوئنسر میتواند ظرف چند دقیقه تقاضا برای یک کالا را افزایش دهد، یک روایت درباره آینده دلار هزاران نفر را به خرید ارز ترغیب کند، یک توصیه درباره رمزارز موجی از سرمایهگذاری ایجاد کند و نمایش سبک زندگی دیگران، مصرفکننده را به خرید کالاهایی سوق دهد که پیش از آن نیازی به آنها احساس نمیکرد. مسئله اصلی این است که الگوریتمها با شناخت علایق و نقاط ضعف کاربران، محتوایی را در برابر آنها قرار میدهند که احتمال واکنش را افزایش میدهد. ترس از عقب ماندن، رفتار گلهای، مقایسه اجتماعی، اعتماد بیشازحد، سوگیری تاییدی و تمایل به پاداش فوری، همگی در شبکههای اجتماعی تقویت میشوند. به همین دلیل تصمیمی که فرد آن را انتخاب شخصی خود میداند، ممکن است تا حد زیادی محصول معماری محیطی باشد که در آن تصمیم گرفته است. این پدیده در اقتصاد ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند که تورم، نااطمینانی و نوسان بازارها، تقاضا برای خبر و پیشبینی را افزایش داده است. در چنین فضایی یک کانال، توئیت، پست یا ویدئو میتواند بر تصمیم خرید ارز، طلا، سهام یا رمزارز اثر بگذارد. شبکههای اجتماعی همچنین سرعت سرایت ترس و خوشبینی را افزایش دادهاند و فاصله میان انتشار یک خبر و واکنش اقتصادی مردم را به حداقل رساندهاند.
پرونده اقتصاد حواسپرتی میخواهد بررسی کند که اقتصاد توجه چگونه رفتار اقتصادی ما را تغییر داده است. آیا شبکههای اجتماعی فقط اطلاعات بیشتری در اختیار مصرفکننده و سرمایهگذار قرار دادهاند یا کیفیت تصمیمگیری او را نیز تغییر دادهاند؟ اینفلوئنسرها چگونه بر مصرف و سرمایهگذاری اثر …












