
اهمیت این توافق تنها به مفاد نظامی آن محدود نمیشود، بلکه باید آن را در چارچوب تحولات امنیتی منطقه، جنگهای اخیر و تلاش کشورهای منطقه برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر منازعات آینده تحلیل کرد. پیمان مکه البته از نقطه صفر آغاز نشده است. هسته اولیه این ترتیبات به توافق دفاعی راهبردی عربستان و پاکستان بازمیگردد که در سال ۲۰۲۵ میان دو کشور منعقد شد و همکاریهای دفاعی و تعهد متقابل آنها را تقویت کرد.
در ماههای بعد، موضوع پیوستن ترکیه به این چارچوب مطرح شد و سرانجام توافق سهجانبه شکل گرفت. بنابراین، پیمان مکه را باید مرحله جدیدی از روندی دانست که پیش از این با همکاری دفاعی ریاض و اسلامآباد آغاز شده بود. نخستین نکته درباره این پیمان آن است که نباید آن را با الگوی ائتلافهای نظامی پایدار مانند ناتو یکسان دانست. ناتو محصول دههها همکاری نهادی، ساختار فرماندهی مشترک، هماهنگی عملیاتی، استانداردسازی نظامی و مجموعهای از تعهدات عمیق و پایدار میان اعضاست. پیمان مکه هنوز از چنین سطحی از نهادینهشدن فاصله دارد. این توافق را باید بیش از هر چیز واکنشی به محیط امنیتی جدید خاورمیانه دانست؛ محیطی که طی سه سال اخیر، با مجموعهای از جنگها، حملات موشکی و پهپادی، افزایش تنش میان قدرتهای منطقهای و تغییر محاسبات امنیتی کشورهای عربی همراه بوده است.
تجربه جنگهای اخیر، از جمله جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، به کشورهای منطقه نشان داده که اتکا به ترتیبات امنیتی پیشین دیگر لزوما پاسخگوی تهدیدهای جدید نیست.از این منظر، پیمان مکه بیش از آنکه یک ساختار نظامی تهاجمی باشد، تلاشی برای ایجاد هزینه و محاسبهپذیری بیشتر برای هرگونه اقدام نظامی علیه اعضای آن است. مهمترین ویژگی این پیمان را باید در مفهوم «بازدارندگی» جستوجو کرد. هدف اصلی آن الزاما این نیست که در صورت آغاز جنگ، سه کشور بلافاصله نیروهای خود را …




