قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۲۰

از ما مالیات بگیرید، اما پول اضافی خلق نکنید

چند هفته پیش، غلامعلی سلیمانی، بنیانگذار گروه سولیکو و خالق برند کاله، نامه‌ای سرگشاده خطاب به سیاست‌گذاران اقتصادی کشور منتشر کرد؛ نامه‌ای که در آن یک کارخانه‌دار، برخلاف عادت این صنف، از دولت نه وام و ارز و معافیت، که مالیات و قرض‌گیری از مردم را طلب می‌کرد. نامه دست‌به‌دست شد و پرسش‌های زیادی برانگیخت. این گفت‌وگو آنلاین انجام شده است؛ پیرمردی ۸۱ساله که ۵۵سال از عمر خود را میان کارگر و کارخانه گذرانده و حالا می‌گوید سکوتش را شکسته تا «روسیاه نرود».
 از ما مالیات بگیرید، اما پول اضافی خلق نکنید

چند هفته پیش، غلامعلی سلیمانی، بنیانگذار گروه سولیکو و خالق برند کاله، نامه‌ای سرگشاده خطاب به سیاست‌گذاران اقتصادی کشور منتشر کرد؛ نامه‌ای که در آن یک کارخانه‌دار، برخلاف عادت این صنف، از دولت نه وام و ارز و معافیت، که مالیات و قرض‌گیری از مردم را طلب می‌کرد. نامه دست‌به‌دست شد و پرسش‌های زیادی برانگیخت. این گفت‌وگو آنلاین انجام شده است؛ پیرمردی ۸۱ساله که ۵۵سال از عمر خود را میان کارگر و کارخانه گذرانده و حالا می‌گوید سکوتش را شکسته تا «روسیاه نرود».

آقای سلیمانی، شما یک عمر در چهارچوب همین اقتصاد کار کرده‌اید و از قضا بزرگ هم شده‌اید. چه شد که حالا نامه اعتراضی می‌نویسید؟

چون به خانه مشترکمان ایران بیشتر از اتاق خودم علاقه دارم. تورم در این سال‌ها دو کاربا من کرد. از یک طرف به من که صاحب کارخانه و زمین و انبارم خوش خدمتی کرد: قیمت‌ها که دو برابر شد، دارایی من هم روی کاغذ دو برابر شد و بار واقعی بدهی بانکی‌ام نصف. از طرف دیگر همان تورم، سرمایه در گردشی را که برای ادامه کار لازم دارم چند برابر کرد و مجبورم کرد باز قرض بگیرم. یعنی بخشی از این ثروت فقط کاغذی است؛ اگر بخواهی کار را ادامه بدهی، دستت به آن نمی‌رسد. اما همین تورم با همکاران من، با اجاره‌نشین و حقوق‌بگیر، هیچ تعارفی نداشت: سفره‌شان را هر سال کوچک‌تر کرد. من دیدم سکوتم یعنی همدستی با مالیاتی پنهان که از سفره ضعیف‌ترین‌ها برداشته می‌شود و به دارایی امثال من یک عدد صوری اضافه می‌کند. و در نهایت، وقتی جامعه آباد و بهره‌مند باشد همه بیشتر سود می‌برند؛ هم مصرف‌کننده و هم کارآفرین. نامه را برای همین نوشتم.

منتقدی می‌گوید: شما از وام ارزان و تورم بار خودتان را بسته‌اید و حالا نردبان را برمی‌دارید.

اگر منظور این است که تورم به امثال من خوش خدمتی کرده، بله، خودم در نامه‌ام نوشتم؛ اما همان تورم با نیاز سنگین‌تر به سرمایه در گردش، همان وقت هم به من خنجر زده است. من نیامده‌ام نردبان را بردارم؛ آمده‌ام بگویم این نردبان را روی سر اجاره‌نشین و حقوق‌بگیر گذاشته‌اند. من خودم هم تعجب کردم وقتی فهمیدم اجاره‌نشین‌ها اقلیت ۲۵درصدی جامعه‌اند؛ اما باید هوای همین اقلیت بی‌زبان را داشت. یک چیز را هم ما کارخانه‌دارها یادمان نرود: سال ۵۷دلیل بسیاری از مصادره‌ها همین بود که فلانی از بانک عمران وام ارزان گرفته است. وام ارزان‌تر از تورم، آن روز سیاست بدی بود، امروز هم سیاست بدی است؛ هم اقتصاد را خراب می‌کند و هم آبروی ما را گرو می‌گذارد.

همین حالا هم از بانک‌ها وام می‌گیرید؟ اگر وام ارزان‌تر از تورم را ظلم می‌دانید، خودتان دست نگه دارید.

البته که وام می‌گیرم؛ تا جایی که بتوانم هم می‌گیرم، چون سرمایه در گردش کارخانه را باید تامین کنم و در این تورم، این نیاز هر سال سنگین‌تر می‌شود. اما این‌جا نکته‌ای هست که باید صریح گفت: «پول» مقوله بخش خصوصی نیست؛ پول را فقط حاکمیت می‌سازد و قاعده‌اش را هم فقط حاکمیت می‌تواند درست کند. من با روزه گرفتن یک کارخانه نمی‌توانم نظام پولی کشور را اصلاح کنم؛ فقط کارگرهایم را بیکار می‌کنم و سهم بازارم را می‌دهم به رقیبی که وام گرفته است. برای همین نامه نوشتم: مشکل را می‌بینم، اما حلش از دست ما برنمی‌آید. اعتقاد من این است که ما بخش خصوصی باید دست از این‌همه درخواست ریز و درشت که خودمان می‌توانیم حلشان کنیم برداریم، و از دولت فقط همان چند چیز کلانی را بخواهیم که فقط از دست دولت برمی‌آید: پول صادق، قاعده مالیات، قاعده انفال. و تا روزی که حاکمیت این‌ها را درست کند، وظیفه من این است که با همه توان تامین مالی کنم تا چرخ تولید بچرخد؛ تا غذای مردم سر سفره‌ها برسد و شغل‌هایی حفظ شود که نه فقط به شرکت ما، که به هزاران کسب‌وکار کوچک تامین‌کننده و پیمانکار طرف قرارداد ما گره خورده است. قاعده بد را باید عوض کرد؛ اما تا وقتی هست، بازی نکردن در آن فداکاری نیست، خودکشی است؛ و دودش نه فقط به چشم من، که به چشم مشتریان و همکارانم می‌رود.

ریشه این تورم را چه می‌دانید؟ خیلی‌ها می‌گویند جنگ و تحریم است؛ دلار که بالا می‌رود، همه چیز گران می‌شود.

جنگ و تحریم و دلار جرقه‌اند؛ هیزم را خلق پول ریخته است. تورم یعنی خلق پول بیش از رشد اقتصاد؛ هم چاپ پول برای کسری دولت، هم وام‌سازی بانک‌ها بدون پس‌انداز واقعی. هیچ کشوری در دنیا با شوک هزینه به تورم نود درصدی نرسیده است؛ هر که رسیده، با چاپ پول رسیده. این هم حرف من نیست؛ آمار خود بانک مرکزی است: رشد نقدینگی بالای پنجاه درصد در سال. و برنامه خود وزیر محترم اقتصاد هم، که هنگام اخذ رای اعتماد منتشر شد، نوشته که ریشه تورم، تامین کسری از بانک مرکزی و خلق پول بی‌ضابطه بانک‌هاست. تشخیص را خودشان داده‌اند؛ ما فقط می‌گوییم به تشخیص خودتان عمل کنید.

اما کشور در جنگ است. دولتی که خرجش زیاد و درآمد نفتش بسته شده، چاره‌ای جز چاپ پول دارد؟

اتفاقا جنگ دلیل ماست، نه بهانه آنها. در دو جنگ جهانی، هر دولتی که خرج جنگ را با چاپ پول داد، پشت جبهه‌اش را با دست خودش ویران کرد؛ و هر دولتی که با قرض از مردم و مالیات بر سود بادآورده جنگید، هم جنگ را اداره کرد و هم پول ملی و همبستگی مردمش زنده ماند. تورم در جنگ همان کاری را با پشت جبهه می‌کند که موشک با زیرساخت. و دقت کنید: کسری بودجه دولت ما حدود دو درصد تولید است؛ از خیلی از کشورهای کم‌تورم کوچک‌تر. مشکل اندازه کسری نیست، شیوه تامینش است. از بازار قرض بگیرید، تورمی در کار نخواهد بود.

می‌گویید قرض بگیرند. مردمی که خودشان زیر فشارند، به دولت قرض می‌دهند؟

اگر اوراق را به حراج واقعی بگذارند و نرخش را بازار تعیین کند، بله. اوراقی که با نرخ دستوری عرضه شود فروش نمی‌رود؛ فقط اسمش انتشار است و آخرش سر از ترازنامه بانک‌ها درمی‌آورد که یعنی همان چاپ پول، یک ایستگاه دیرتر. پول سرگردان در این کشور کم نیست؛ با سود واقعی، با انگیزه، می‌آید. من خودم اعلام کرده‌ام و پایش هم ایستاده‌ام: حاضرم خانه‌ام را بفروشم و اجاره‌نشین شوم و به دولت قرض بدهم. اسم این کار جهاد با مال است و من از همه هم‌صنفانم خواسته‌ام پای آن بایستند.

یک کارخانه‌دار و طرفدار نرخ سود بالا؟ نمی‌گویند نرخ که بالا برود تولید می‌خوابد و کارگر بیکار می‌شود؟

من طرفدار نرخ بالا نیستم؛ طرفدار نرخ واقعی‌ام. تورم را مهار کنید، نرخ هم خودش پایین می‌آید. اما این را هم صادقانه بگویم: تولیدی که فقط با وام زیر تورم سرپاست، تولید نیست؛ بیمار زیر سرم است و با اولین نسیم رقابت، یا حتی با رفع تحریم، برگ‌ریزان می‌شود. اشتغال واقعی این کشور روی دوش کارگاه‌های خرد و اصناف است؛ بالای هشتاد و پنج درصد اشتغال. آنها اصال دستشان به وام ارزان نمی‌رسد که با گران شدنش بیکار شوند؛ برای آنها مهار تورم یعنی نجات. و وقتی تورم بخوابد، پولی که امروز به ملک و طلا و دلار فرار می‌کند ناچار است سراغ کار واقعی بیاید. کارآفرین ایرانی زیر تحریم و تورم راه پیدا کرده و بارها سیاست‌گذار را غافلگیر کرده؛ زمین بازی را صاف کنید، این بار با رشد اقتصاد غافلگیرتان می‌کند. دلار نفتی به اقتصاد وارد نکنید. نرخ سود سپرده و وام را دستوری نکنید. خلق پول را کنترل کنید. معافیت‌های دائمی و بی‌حد مالیاتی را جمع کنید و از همه، مالیات به‌حق بگیرید. و پس از آن، قیمت انرژی را هم حراجی کنید؛ بعد ببینید چه بستری برای ابتکار ایجاد می‌شود. فقط صنعت بهینه‌سازی مصرف انرژی صدها هزار شغل می‌سازد. می‌دانید چند کارگر می‌تواند شیشه دوجداره بسازد و چند کارگر نصب کند؟ امروز همه این منبع از درز پنجره دود می‌شود و می‌رود هوا!

پس‌اندازی که در دلار و طلا جا خوش کرده چه شغلی درست می‌کند؟ وقتی نگه داشتن دلار و طلا سودی نداشته باشد، به فروش می‌رود؛ عرضه را زیاد می‌کند، قیمت را پایین می‌آورد، و صاحبش به جای آن دنبال کارآفرین خوش‌فکر و جسور می‌گردد تا پس‌اندازش را به او بسپارد و سودی ببرد. این یعنی رشد، این یعنی رونق.

ما باید به مردم خودمان بیشتر اعتماد کنیم. همه ما به چشم خودمان دیده‌ایم که مردم ما حتی با تولید خانگی به عنوان شغل دوم، امید به زندگی را حفظ کرده‌اند. ما در ایران مجموعه‌ای سه‌تایی داریم که کمتر جایی پیدا می‌شود: انرژی خودمان را داریم که قابل تحریم نیست؛ پدر و مادر ایرانی به درس بچه‌ها بیش از غذای‌شان اهمیت داده‌اند و برای همین تخصص و منابع انسانی بی‌نظیری داریم؛ و از همه مهم‌تر، جسارت و شوق رشد. این آخری را دست‌کم نگیرید: امروز در میانه جنگ، شوق و جسارت مردم ما برای پیشرفت هم از کشورهای همسایه بیشتر است و هم حتی از برخی کشورهای اروپایی. برای همین ایمان دارم اگر زمین بازی را با همین قواعد اولیه درست کنیم، مردم به کارشناسان درس‌هایی خواهند آموخت که در هیچ کتابی پیش‌بینی نشده است.

بعضی می‌پرسند آزاد شدن نرخ سود با بانکداری اسلامی جمع می‌شود؟ این ربا نیست؟

حرمت در نوع قرارداد است، نه در عدد نرخ. در قرض، یک درصد زیاده هم رباست؛ در معامله شرعی واقعی، سود توافقی حلال است. مشکل شرعی بانکداری ما جای دیگری است: قراردادهای صوری با فاکتورهای قالبی. این را من نمی‌گویم؛ مراجع تقلید سال‌هاست فریاد می‌زنند که فاکتور صوری، سود را ربوی می‌کند. راه صادقانه عکس راه فعلی است: عقدها را واقعی کنید، نرخ‌ها را آزاد. ایران کشور اسلامی است و در صدر اسلام بزرگ‌ترین تاجر، حضرت خدیجه بود؛ وجود شریف رسول‌الله هم پیش از بعثت، بهترین نیروی اجرایی ایشان بودند. تجارت شرافتمندانه در این دین شأن بالایی دارد. من خودم در جوانی، وقتی می‌خواستم وارد کسب‌وکار شوم، شخصا خدمت مرجع تقلید زمان رسیدم و از ایشان رخصت و استخاره و راهنمایی خواستم؛ خداوند رحمتشان کند، برای من دعا کردند و تشویقم کردند. آنچه حرام است، ربا و سود بادآورده از جیب مردم است.

اجازه بدهید سوال تندتری بپرسم. قیمت محصولات خود شما هم مدام بالا می‌رود. مردم می‌گویند اول جواب گرانی خودت را بده.

حق دارند بپرسند و من طفره نمی‌روم. وقتی نقدینگی کشور در یک سال بیش از پنجاه درصد زیاد می‌شود، ریال دارد آب می‌رود؛ قیمت شیر و ماست بالا نمی‌رود، ارزش پول پایین می‌آید. هزینه علوفه و بسته‌بندی و حمل من هم با همان موج بالا می‌آید. من از گرانی سود نمی‌برم؛ سرمایه در گردشم هر سال سنگین‌تر می‌شود و مشتری‌ام فقیرتر می‌شود، و هیچ تولیدکننده‌ای با مشتری فقیر خوشبخت نمی‌شود. اگر دنبال مقصر گرانی هستید، آدرسش پشت یخچال فروشگاه نیست؛ ترازنامه‌ای است که هر سال پنجاه درصد پول تازه می‌سازد.

درباره ارز چه می‌گویید؟ این روزها دعوای بازگشت ارز صادراتی بالا گرفته است.

ارز با قیمت صادقانه، خودش برمی‌گردد؛ صادرکننده برای دستمزد و مواد اولیه ریال لازم دارد. آنچه ارز را فراری می‌دهد، اجبار به فروش زیر قیمت است که خودش مالیات پنهان بر صادرات است. آنهایی هم که نگران سود بادآورده بعضی صادرکنندگان‌اند، نگرانی‌شان درست است؛ اما راهش مالیات است، نه بخشنامه. سهم خزانه را با برگ تشخیص بگیرید، نه با ارز ارزان. قانونش هم هست: ماده یک قانون مالیات‌های مستقیم، همه ایرانیان شناسنامه‌دار را در هر جای دنیا مشمول مالیات می‌داند. اجرایش کنید؛ با حسابرسی و اظهارنامه، نه با ممنوع‌الخروجی و پرونده‌سازی.

با گران شدن بنزین و حامل‌های انرژی موافقید؟ ظاهرا دولت به این سمت می‌رود.

با حراج قیمت انرژی موافقم، با ترتیبش مخالفم. وسط تورم نزدیک نود درصد قیمت انرژی را بالا بردن، کبریت انداختن در انبار هیزم است. اول شیر خلق پول را ببندید و با شاخص روشن به مردم نشان بدهید که بسته شده؛ بعد قیمت انرژی را در بازار داخلی کشف کنید و تمام حاصلش را نقدی و مساوی به خود مردم برگردانید، با نام درست خودش: سهم انفال. این یارانه نیست؛ سهم هر ایرانی از مال مشترک است. مردم وقتی سهم خودشان را در کارتشان ببینند، اصلاح را می‌پذیرند. و عایدی انفالی که به خریدار خارجی فروخته می‌شود هم نباید به اقتصاد داخل تزریق شود که ریال را گران‌تر از واقع می‌کند و تولید و صادرات ما را می‌کشد؛ بیرون از اقتصاد بماند و با قاعده شفاف مدیریت شود.

پس تکلیف حمایت‌ها چه می‌شود؟ دانش‌بنیان، مناطق آزاد، مشوق‌های تولید؟

اسمش حمایت است؛ در حقیقت زیر ابرو برداشتن چشم کور است. وقتی نرخ سود دستوری و دلار نفتی ارزان زمین بازی را کج کرده، دولت مجبور می‌شود برای هر قربانی یک عنوان و معافیت تازه بسازد، بعد هم برای تخلفاتش چند سازمان ناظر. من به جای هزار وصله، پنج قاعده می‌خواهم: چاپ پول ممنوع؛ نرخ سود واقعی؛ کسری فقط از بازار؛ مالیات از همه، بدون هیچ معافیت ابدی؛ و انفال با قیمت واقعی برای همه مردم. این پنج قاعده درست شود، تولید واقعی روی پای خودش می‌ایستد و وصله لازم نیست.

معافیت مالیاتی صنعت و کشاورزی و صادرات را هم می‌خواهید بردارید؟ صدای خود صنعتگرها درنمی‌آید؟

شاید دربیاید؛ ولی حقیقت را باید گفت. معافیت فقط برای تشویق ریسک معنا دارد، پس باید مدت‌دار و سقف‌دار باشد؛ معافیت ابدی و بی‌سقف، مشوق نیست، رانت موروثی است. و نترسیم: مالیات درصدی از سود است؛ بنگاهی که سود نکرده مالیات نمی‌دهد و زیانش هم اعتبار سال‌های بعد است. از مالیات قانونی نترسید؛ از تورم بترسید که مالیات بی‌قانون سفره فقراست، بی‌مصوبه مجلس و بی‌امضای هیچ‌کس. برای من ثروت از مسیر فعالیت اقتصادی سالم، شاخص موفقیت است. چه چیزی بهتر از این که مردم حق انتخاب داشته باشند و با خرید خود به محصول من رای بدهند، و من و رقبایم مجبور باشیم برای جلب نظر مشتری در قیمت و تخفیف و کیفیت رقابت کنیم؟ این رقابت هم مردم را ثروتمندتر می‌کند و هم برندگانش را. حالا اگر برنده بخشی از سودش را بدهد تا همین فضای سالم رقابت حفظ شود، ضرر می‌کند؟ اگر مالیات بدهد تا سطح بهداشت و آموزش جامعه بالا برود و مشتریان و همکارانش سالم باشند، ضرر می‌کند؟ اگر مالیات بدهد تا توان دفاعی کشور از این هم قوی‌تر باشد و هیچ دشمنی خیال تعرض نکند، ضرر می‌کند؟ به خدا قسم، ثروتمندی در جامعه‌ای ثروتمند صفا دارد. در جامعه ما وقتی مردم در سختی‌اند، به حکم فرهنگ ایرانی و اسلامی دل همه به درد است، حتی ثروتمندان. هر جامعه‌ای اصول خودش را دارد؛ شاید در جامعه‌ای مثل آمریکا ثروتمندِی بی‌نهایت عرف باشد و در جامعه‌ای مثل نروژ رفاه عمومی مهم‌تر. به نظر من در جامعه ما موفقیت و ثروت وقتی محترم است که دست‌کم فرصت‌های برابِر آموزش و بهداشت و نیازهای اولیه برای همه فراهم باشد. من حتی نمی‌توانم تصور کنم جامعه ما مثل آمریکا بی‌رحم شود که در آن درمان مجانی حتی برای کودکان تضمین نشده است. این‌ها به هر حال تفاوت اصول جوامع است.

چرا حالا؟ این حرف‌ها که تازه نیست؛ چرا وسط جنگ باید اصلاحات کرد؟

چون امروز دو چیز داریم که ده سال دیگر نداریم. اول، همبستگی ملی در اوج است و هیچ‌کس نمی‌تواند در روزهایی که مردم جان می‌دهند، جلوی چشم همه از رانت و معافیت خودش دفاع کند. دوم، درآمد نفت به خاطر تحریم کوچک است؛ یعنی هنوز کسی سر این سفره فربه نشده که در برابر قاعده گذاشتنش بایستد. اجماع را امروز می‌شود ساخت؛ فردا که دلار نفت برگردد، دیر است.

از دولت و شخص وزیر اقتصاد چه می‌خواهید؟

من از کسی گله شخصی ندارم و اهل اسم بردن هم نیستم؛ حرف من با هر دولتی همین بوده است. وزیر محترم اقتصاد از دانشمندترین وزرای تاریخ این وزارتخانه است و تشخیصش در برنامه‌اش درست است. درخواست من یک جمله است: اصل ماجرا را با تواضع و صراحت با مردم در میان بگذارید و به تشخیص خودتان عمل کنید. ما هم قول داده‌ایم پشت این صداقت بایستیم: با قرض، با مالیات، با امضا.

و حرف آخر؟

با هم‌صنفانم حرف دارم: بیدار شویم. ما جایی برای رفتن نداریم؛ این کشور خانه ماست و نجاتش کار جمعی ماست. شجاع باشیم، مالیاتمان را بدهیم، کسب‌وکارمان را از جیب خودمان و قرض از پس‌اندازکنندگان تامین کنیم نه از خلق پول، و به دولت با صدای بلند بگوییم: از ما قرض بگیر، از ما مالیات بگیر، اما پول اضافی خلق نکن. و آخرش هم ما همه با یک کفن از این دنیا می‌رویم؛ من از خدا می‌خواهم آن روز، با کفن سفید بروم، نه با روی سیاه.

  این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۹ دقیقه قبل / سایت عصرایران

استقلال؛ دو برد، دو چهره و یک سؤال بزرگ

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - استقلال فصل را بهتر از چیزی شروع کرده که حتی خوش‌بین‌ترین هوادارش انتظار داشت: دو بازی، دو برد، پنج گل زده و بدون گل خورده. اما اگر فقط به جدول نگاه کنیم، بخشی از داستان را از دست داده‌ایم. این استقلال در دو هفته نخست، دو نسخه کاملاً متفاوت از خودش نشان داده است؛ نسخه‌ای که در بازی اول پرانرژی و تهاجمی بود و نسخه‌ای که در بازی دوم بیشتر به کنترل، صبر و مدیریت لحظه‌ها تکیه کرد.

شاید مهم‌تر از هر دو پیروزی این باشد که استقلال هنوز در حال پیدا کردن پاسخ یک سؤال است: آیا این تیم قرار است با فوتبال مالکانه و تهاجمی‌اش حریفان را بشکند، یا با کنترل بازی و استفاده از کیفیت بازیکنانش؟

در بازی اول مقابل مس شهر بابک، پاسخ تقریباً روشن بود. استقلال با سیستم ۳-۴-۳ وارد زمین شد و از همان ابتدا تلاش کرد بازی را در زمین حریف نگه دارد. آمار هم این برتری را تأیید می‌کند: ۱۴ شوت مقابل ۶ شوت مس و ۲.۷۱ امید گل در برابر ۰.۳۹. مالکیت ۵۲.۱ درصدی هم نشان می‌دهد استقلال برای برتری به شکل افراطی توپ را در اختیار نگرفت؛ بلکه در لحظات مهم، بهتر از حریف از آن استفاده کرد.

با این حال، یک نکته در این بازی وجود داشت که نباید زیر جشنواره چهارگله گم شود: استقلال برای شکستن دفاع مس، تا اواخر نیمه اول صبر کرد. دو گل نخست سحرخیزان هم در شرایطی به دست آمد که اشتباهات خط دفاع و دروازه‌بان مس نقش مهمی داشتند. بنابراین عدد ۴-۰ الزاماً به معنای یک نمایش کاملاً بی‌نقص هجومی نبود اما نمی شود تنوع تاکتیکی تیم بختیاری زاده را انکار کرد.

قلی‌زاده از همان بازی اول نشان داد قرار نیست صرفاً یک بازیکن کناری باشد. او روی گل نخست پاس گل داد و خودش هم در ادامه گل زد. رزاقی‌نیا نیز در میانه زمین فعال بود و آسانی در سمت دیگر زمین دائماً برای ایجاد برتری عددی و حمل توپ تلاش می‌کرد. استقلال برای باز کردن بازی فقط به یک مهاجم یا یک جناح وابسته نبود.

حتی گل‌های پایانی نیز یک پیام داشتند: استقلال روی نیمکت بازیکنانی داشت که می‌توانستند شدت بازی را حفظ کنند. اسلامی  در دقایق پایانی گل زد و این یعنی فاصله ترکیب اصلی با نیمکت، دست‌کم در این مسابقه، آن‌قدر زیاد نبود.

اما هفته دوم همه‌چیز را سخت‌تر کرد.

نساجی در قائمشهر قرار نبود همان فضای مس شهر بابک را در اختیار استقلال بگذارد. بازی فشرده‌تر شد و استقلال مجبور شد مدت بیشتری برای پیدا کردن شکاف در دفاع حریف صبر کند. نیمه اول بدون گل تمام شد و حتی در نیمه دوم هم موقعیت‌ها به اندازه‌ای نبودند که استقلال بتواند با خیال راحت از حریف فاصله بگیرد.

اینجاست که شاید مهم‌ترین ویژگی استقلال فعلی خودش را نشان می‌دهد: این تیم برای بردن فقط به یک شکل بازی نمی‌کند.

استقلال مقابل نساجی ۶۱.۹ درصد مالکیت داشت، ۵۴۲ پاس با دقت ۸۵.۱ درصد ثبت کرد و ۱۹ بار به سمت دروازه شوت زد که هشت مورد در چارچوب بود. نساجی تنها ۷ شوت داشت. 

بنابراین اگر کسی بازی را فقط از روی نتیجه ۱-۰ قضاوت کند، ممکن است تصور کند استقلال به سختی جان سالم به در برده است. آمار اما تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. استقلال تیم برتر زمین بود، فقط نتوانست این برتری را زودتر به گل تبدیل کند.

گل محمدرضا آزادی در دقیقه ۸۲ از همین جنس بود؛ استقلال بالاخره توانست فشار و مالکیتش را به یک موقعیت تعیین‌کننده تبدیل کند و مهاجمی که تنها حدود دو دقیقه از ورودش به زمین گذشته بود، قفل بازی را شکست. این دقیقاً همان چیزی است که یک تیم مدعی به آن احتیاج دارد: بازیکنی که از روی نیمکت وارد شود و نتیجه بازی را تغییر دهد.

حتی انتخاب‌های بختیاری‌زاده در این بازی قابل توجه بود. او در نیمه دوم کوشکی را بیرون کشید و اسلامی را وارد زمین کرد و سپس آزادی را برای سحرخیزان فرستاد. این تعویض آخر در نهایت نتیجه داد. استقلال شاید بهترین فوتبالش را بازی نکرد، اما توانست مسابقه را مدیریت کند و در نهایت برنده شود.

در برابر مس، استقلال بیشتر شبیه تیمی بود که می‌خواست بازی را ببرد؛ برابر نساجی، شبیه تیمی بود که می‌دانست چگونه بازی را نبازد تا فرصت بردن برسد.

این تفاوت برای یک تیم مدعی مهم است. در طول فصل قرار نیست استقلال همیشه بتواند در نیمه اول دو گل بزند. قرار نیست همه حریفان فضا بدهند. قرار نیست هر مسابقه به بازی باز تبدیل شود. تیمی که قرار است تا پایان فصل برای قهرمانی بجنگد، باید بلد باشد هم بازی پرگل انجام دهد و هم در یک عصر سخت شمال، با یک گل سه امتیاز بگیرد.

استقلال در هر دو مسابقه از ساختار سه دفاعه استفاده کرده و در فاز مالکیت تلاش کرده با حضور بازیکنان کناری عرض زمین را حفظ کند. این ساختار مقابل تیم‌هایی که عقب می‌نشینند می‌تواند به ایجاد فشار کمک کند، اما در بازی‌های بزرگ‌تر، فضای پشت وینگ‌بک‌ها و کیفیت انتقال دفاع به حمله اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. هنوز نمی‌دانیم این تیم مقابل حریفی که خودش پرس می‌کند و اجازه نمی‌دهد استقلال به‌آرامی توپ را از عقب زمین خارج کند، چه واکنشی نشان خواهد داد.

از طرف دیگر، دو کلین‌شیت پیاپی اتفاق کم‌اهمیتی نیست. استقلال با فرعباسی درون دروازه و خط سه‌نفره فلاح، آقاسی و آشورماتوف، فعلاً ساختار دفاعی قابل اعتمادی ساخته است. حتی وقتی نساجی در نیمه دوم تلاش کرد از کناره‌ها به محوطه استقلال برسد، آبی‌ها اجازه ندادند موقعیت‌های باکیفیت زیادی شکل بگیرد. شاید بهترین توصیف از استقلال بعد از دو هفته این نباشد که «تیم فوق‌العاده‌ای است» یا «هنوز محک نخورده».

یک مهاجم جوان که گل می‌زند، یک وینگر جوان که هم پاس گل می‌دهد و هم گل می‌زند، هافبکی مثل رزاقی‌نیا که در ساختار تیم نقش دارد، بازیکنانی روی نیمکت که می‌توانند نتیجه را عوض کنند و مهم‌تر از همه، تیمی که حتی وقتی بازی مطابق برنامه پیش نمی‌رود، امتیاز از دست نمی‌دهد.

دو هفته اول البته هیچ جامی نمی‌دهند. مس شهر بابک و نساجی هنوز آزمون‌هایی در اندازه رقابت قهرمانی نبوده‌اند. اما این دو بازی یک چیز را روشن کرده‌اند: استقلال این فصل قرار نیست فقط با کیفیت فردی بازیکنانش زنده بماند. این تیم فعلاً ساختار دارد، صبر دارد و راه‌های مختلفی برای بردن پیدا می‌کند.

حالا سؤال اصلی برای هفته‌های بعدی این است که وقتی استقلال با اولین رقیب بزرگش روبه‌رو شود، آیا همین کنترل و انعطاف را حفظ خواهد کرد یا نه. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : تیپ تابستانی نسیم ادبی با اکسسوری‌های خاص (+عکس) تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۳۹ دقیقه قبل / روزنامه همدلی

جغرافیای نفوذ، بن بست توسعه - همدلی

فرید بازدار

فعال رسانه

 

توســعه همواره با کمبود پول و اعتبار متوقف نمی شود. گاهی بودجه هست، پروژه هم تعریف شــده، مدیر هم پشت میز نشســته، اما کار آن طور که باید پیش نمیرود. علت را باید جایی بیرون از جدول اعتبارات جســتوجو کرد. جایی که مرز مسئولیت ها آرام آرام کمرنگ می شود و در کنار ساختار رسمی اداره کشور، مناسباتی شکل میگیرد که در شرح وظایف نیست ، امادر تصمیم ها اثر دارد.

در حوزه هــای انتخابیهای که چند نماینده دارند، تقسیم کار برای پیگیری بهتر امور نه عجیب است و نه لزومًًا نادرست. یک نماینده ممکن اســت مسائل یک شهرستان را بیشتر دنبال کند و دیگری بر موضوعی تخصصی تمرکز داشته باشــد.

اتفاقًًا هماهنگی میان نمایندگان می تواند به سود منطقه تمام شــود. نگرانی از جایی آغاز می شود که این تقسیم کار، از پیگیری امور عبور کند و به تقسیم حوزه نفوذ برسد. یعنی کم کم چنین تصوری شکل بگیرد که فالن منطقه، اداره یا حتی مدیر،به سهم سیاسی این یا آن فرد تعلق دارد.اکنون دیگر بحث بر سر یک توافق گذرا میان چند سیاستمدار نیست. پای کیفیت حکمرانی در میان است.

مدیری را تصور کنید که باید هم به وزارتخانه و اســتانداری پاسخ بدهد و هم نگران رضایت کسی باشد که تصور می کند در ماندن یا رفتنش نقش تعیین کننده دارد.از چنین مدیری چقدر می توان انتظار اســتقالل حرفهای داشــت. حتی اگر فردی ســالم و متخصص باشــد، نفس وجود دو مرکز قدرت، تصمیمگیری را دشوار می کند. به مرور ممکن است تخصص در کنار مالحظات سیاسی بنشیند و گاهی نیز جای خود را به آن بدهد.مشــکل فقط به انتصاب مدیران ختم نمی شود.

توسعه یک منطقه را نمی توان مانند نقشهایروی میز گذاشت و با خط کش میان افراد تقسیم کرد. آب از مرز حوزه انتخابیه عبور می کند،جاده چند شهرستان را به هم پیوند میدهد، آلودگی هوا پشت تابلو ورودی یک شهر متوقف نمی شود و اشتغال نیز مسئله یک بخش یا یک اداره نیست. توسعه، ذاتًًا به هم پیوسته است. اگر این واقعیت را بپذیریم، یک پرســش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. وقتی هر بخش از یک منطقه در ذهن سیاســتمداران به قلمروی جداگانه تبدیل شود، چه کسی تصویر بزرگ تر را خواهد دید. همین جا یکی از پیچیده ترین مشــکالت حکمرانی پدیدار می شود.

موفقیت معمو ًلا صاحبان زیادی پیدا می کند، اما شکســت نه. اگر پروژهای افتتاح شود، افراد متعددی می توانند از سهم خود در تحقق آن سخن بگویند. اما وقتی همان پروژه سال ها متوقف بماند، مردم با زنجیرهای از پاسخ ها روبهرو می شوند. مدیر از محدودیت اختیار می گوید، دستگاه باالدستی از مشکالت اجرایی و نماینده از پیگیری هایی که انجام داده اســت. در نهایت، مردم می مانند و مسئلهای که هنوز حل نشده است.این ابهام، اگر ادامه پیدا کند، آرام آرام به سیاست هم سرایت می کند.

انتخابات قرار است میدان مقایسه برنامه ها، کارنامه ها و توان نمایندگی باشد. اما وقتی دسترسی به مدیران و امکانات به بخشی از قدرت سیاسی تبدیل شود، رقابت نیز ممکن است از برنامه محوری فاصله بگیرد. آن وقت به جای اینکه پرسیده شود چه کسی برای آینده منطقه برنامه بهتری دارد، این پرسش اهمیت پیدا می کند که چه کسی نفوذ بیشتری دارد.شــاید برای تشخیص مسیر درست، کافی باشد از انتهای راه به ماجرا نگاه کنیم. اگر ده سال دیگر منطقهای توسعه یافته می خواهیم، چه چیزی باید از امروز باقی بماند.

مدیران وابسته به افراد، یا نهادهایی که با تغییر افراد همچنان درست کار می کنند. پروژه های حاصل از چانهزنی، یا برنامهای که اولویت هایش برای همه روشــن است. پاسخ تقریبًًا معلوم است. توسعه زمانی ریشه میگیرد که نهاد از فرد قدرتمندتر باشد.ایــن نگاه به معنای کمرنگ کردن نقش نمایندگان نیســت. برعکس، مجلس به نمایندگان قدرتمند نیاز دارد. اما قدرت نماینده در تعیین مدیر یک اداره خالصه نمی شود. نمایندهای که بتواند وزیر را پاســخگو کند، بودجه یک پروژه اســاسی را به منطقه بیاورد، مانع یک تصمیم نادرست شود و مسئلهای محلی را به مطالبهای ملی تبدیل کند، در جایگاهی بسیار اثرگذارتر ایستاده است.

در نهایت، مسئله بر سر چند اداره و چند انتصاب نیست. بحث بر سر این است که منطقه را با قانون اداره کنیم یا با مرزهای نانوشته نفوذ.جغرافیــای سیاسی را می توان روی نقشــه دید، اما جغرافیای نفوذ روی هیچ نقشــهای ثبت نمی شود. خطر درست از همین جا آغاز می شود. جایی که قدرت دیده نمی شود، اما اثر می گذارد و مســئولیت وجود دارد، اما صاحب آن به آسانی پیدا نمی شود. توسعه در چنین زمینی دشوار است. توسعه به قلمروهای بیشتر نیاز ندارد، به مسئولیت های روشن تر نیاز دارد.


۱ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

نشان‌دار کردن مالیات، مسیر جدید افزایش اعتماد مودیان

حکمرانی کارآمد در دنیای امروز دیگر در تصمیم‌گیری‌های صرفاً متمرکز و از بالا به پایین معنا پیدا نمی‌کند، بلکه کارآمدی یک سیستم حکمرانی همان‌جا شکل می‌گیرد که شهروندان در تعیین نحوه هزینه‌کرد منابع عمومی نقش آفرین باشند. طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها دقیقاً در همین نقطه ریشه دارد؛ مشارکت‌دادن مردم در محل مصرف مالیات پرداختی، رابطه شهروند با منابع عمومی را از یک رابطه قهری و انفعالی به یک رابطه مشارکتی و آگاهانه بدل می‌کند. وقتی مؤدی خود انتخاب می‌کند مالیاتش صرف کدام پروژه و کدام منطقه شود، دیگر نظام مالیاتی برای او یک نهاد صرفاً ستاننده نیست، بلکه بستر مشارکت او در مدیریت توسعه کشور است؛ مشارکتی که پایه‌های بهره‌وری را در تخصیص منابع، عینیت می‌بخشد.

مشارکت‌دادن مردم در تعیین محل مصرف مالیات، به‌طور مستقیم به افزایش بهره‌وری منجر می‌شود؛ چرا که وقتی تخصیص اعتبارات بر اساس اولویت‌ها و نیاز‌های واقعی خود مالیات‌دهندگان صورت گیرد، منابع عمومی دیگر صرف پروژه‌های کم‌اهمیت یا فاقد اولویت نمی‌شود و در مسیری هدایت می‌شود که بیشترین بازده توسعه‌ای را به همراه دارد. در کنار بهره‌وری، شفافیت نیز از مهم‌ترین دستاورد‌های این طرح است؛ زیرا مسیر هزینه‌کرد مالیات از یک جعبه سیاهِ مبهم خارج شده و به فرآیندی روشن، قابل‌ردیابی و قابل‌بررسی تبدیل می‌شود. مؤدی می‌تواند ببیند که سهم او دقیقاً به کدام پروژه رسیده و در چه مرحله‌ای از اجرا قرار دارد؛ همین شفافیت بنیادین، زمینه اعتماد عمومی را تقویت می‌کند و نظام مالیاتی را پاسخگو و قابل‌اتکا می‌سازد.

بعد دیگر این طرح که آن را از سازوکار‌های رایج متمایز می‌کند، ظرفیت بی‌نظیر آن در تحقق عدالت است؛ چرا که مؤدیان هنگام انتخاب محل مصرف مالیات، به هیچ محدودیت جغرافیایی مقید نیستند و می‌توانند پروژه‌های مناطق محروم را اولویت هزینه‌کرد خود قرار دهند. این سازوکار، جریان منابع مالی را به‌سوی کم‌برخوردارترین استان‌ها و نیازمندترین بخش‌های کشور هدایت می‌کند و توزیع عادلانه‌تری از منابع عمومی در سطح ملی رقم می‌زند. به‌این‌ترتیب، طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها ظهور تجلی می‌دهد یعنی، بهره‌وری، شفافیت و عدالت در یک نقطه واحد؛ جایی که مردم با مشارکت آگاهانه خود، هم مصرف مالیات را بهینه می‌کنند، هم آن را شفاف و قابل‌اعتماد می‌سازند و هم در راه برقراری عدالت در سراسر کشور گام برمی‌دارند. این همان کارآمدی و مطلوبیت حکمرانی مدرن است که در دل مردمی‌سازی نظام مالیاتی جای گرفته و می‌تواند الگویی برای سایر حوزه‌های مدیریت منابع عمومی باشد.

مودیان می‌توانند محل هزینه‌کرد بخشی از مالیات خود را انتخاب کنند

رحمان سعادت عضو هیات علمی اقتصاد دانشگاه در گفت‌و‌گو با خبرنگار برنا با اشاره به اینکه اجرای طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها مستقیما منجر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی خواهد شد؛ گفت: نشان‌دار کردن مالیات‌ها وارد سال سوم خود شده است و امسال هم قرار است که مانند سال قبل به اجرا گذاشته شود. به این ترتیب، مودیان انتخاب می‌کنند که بخش مشخصی از مالیات پرداختی‌شان کجا هزینه شود. این امر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی می‌انجامد و زمینه را برای افزایش رضایت‌مندی مودیان و مشارکت آنان در فعالیت‌های اقتصادی کشور مهیا می‌کند.

وی افزود: نشان‌دار کردن مالیات و این که مودیان بتوانند محل هزینه‌کرد مالیات‌شان را مشخص کنند، به لحاظ افزایش اعتماد مودیان به روند‌های مالیاتی کشور و مشارکت دادن آنها در فعالیت‌های اقتصادی کشور مزیت دارد.

وی در رابطه با ترمیم ذهنیت مردم از سازوکار‌های مالیاتی کشور با اجرای این طرح گفت: مشارکت دادن مودیان در زمینه تعیین محل هزینه‌کرد مالیات‌ها به افزایش شفافیت منجر می‌شود. بر این اساس، ذهنیت مردم و مودیان درباره این که درآمد‌های مالیاتی کجا هزینه می‌شوند، ترمیم می‌شود.

سعادت در پایان خاطرنشان کرد: هوشمندسازی در کنار مردمی‌سازی به تقویت اعتماد عمومی منجر خواهد شد و اجرای این دو موضوع ذیل تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیات‌های مستقیم و به پیوست آن طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها، به این معناست که علاوه بر بهره‌وری در فرآیند اخذ مالیات، بهره‌وری و عدالت و شفافیت در مصرف مالیات نیز با مشارکت دادن مردم در تعیین نحوه هزینه‌کرد مالیات پرداختی خود رقم خواهد خورد. کارآمدی یک سیستم حکمرانی در دنیای امروز در همین جا شکل می‌گیرد.

انتهای پیام/




 آرتتا خیال رئال مادرید را راحت کرد؛ زوبیمندی فروشی نیست!
۱ ساعت قبل / سایت فوتبالی

آرتتا خیال رئال مادرید را راحت کرد؛ زوبیمندی فروشی نیست!

پایگاه خبری فوتبالی- میکل آرتتا سرمربی آرسنال، موضع روشنی درباره آینده مارتین زوبیمندی اتخاذ کرده و تأکید کرده است که این هافبک اسپانیایی در برنامه‌های فصل جدید توپچی‌ها قرار دارد. به گزارش فوتبالی، این موضع در شرایطی مطرح شده که رئال مادرید بار دیگر علاقه خود به جذب زوبیمندی را افزایش داده و شرایط او را زیر نظر گرفته است. زوبیمندی تابستان گذشته پس از مدت‌ها مذاکره، با قراردادی حدود ۶۵ میلیون یورو از رئال سوسیداد به آرسنال پیوست و خیلی زود به یکی از مهره‌های مهم خط میانی آرتتا تبدیل شد. او در نخ ...,رئال مادرید,آرسنال,مارتین زوبیمندی,میکل آرتتا,نقل و انتقالات,پیشنهاد سردبیر

 تلاطم بورس در مرز حساس
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تلاطم بورس در مرز حساس

بورس تهران پس از رشد 60درصدی از ابتدای سال، اکنون در آستانه ورود شاخص کل به کانال ۶‌میلیون واحدی با احتیاط بیشتری حرکت می‌کند. نزدیک شدن به این مرز روانی، از یک‌سو میل برخی معامله‌گران به شناسایی سود را افزایش داده و از سوی دیگر، بخشی از سرمایه‌گذاران همچنان به تداوم روند صعودی امیدوارند. همین وضعیت، بازار را در نقطه‌ای مردد قرار داده است. با وجود چهارمین هفته متوالی مثبت بورس، دو سناریو برای مسیر پیش‌روی بازار سهام مطرح است. در سناریوی نخست، عطش خریداران می‌تواند عرضه‌های ایجادشده در بازار را جذب کند و تداوم حضور ارزش معاملات در سطوح بالا نیز می‌تواند به عبور شاخص از مرز ۶‌میلیون واحد و رسیدن به ارتفاعات بالاتر منجر شود. اما در سناریوی دیگر، رشدهای اخیر زمینه شناسایی سود را فراهم می‌کند و کاهش قدرت تقاضا می‌تواند شاخص را وارد فصل جدیدی از نوسان و استراحت کند. کارشناسان معتقدند، واکنش بورس …

 سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم
۳۳ دقیقه قبل / سایت تابناک

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

سالاد تابستانی نوعی سالاد سرد و مقوی است که از ترکیب ساقه کرفس با سیب، گردو، کشمش و... تهیه می‌شود.

 عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: دشمن از هیچ‌چیز به‌اندازه «ثبات داخلی ایران» هراس ندارد
۲ ساعت قبل / خبرگزاری ایرنا

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: دشمن از هیچ‌چیز به‌اندازه «ثبات داخلی ایران» هراس ندارد

سمنان - ایرنا - عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با تاکید بر ضرورت حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی گفت: دشمن با فشار اقتصادی، ایجاد شکاف اجتماعی و طراحی عملیات امنیتی، انسجام داخلی ایران را هدف قرار دهد و در چنین شرایطی باید از هر اقدامی که به تجزیه اجتماعی منجر شود، پرهیز کرد.

 ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم
۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ادامه نقض آتش بس در لبنان - تسنیم

رژیم صهیونیستی مناطق مختلف جنوب لبنان را بمباران کرد.

 جدال هفت بازیکن سابق در دیدار سپاهان و استقلال
۳ ساعت قبل / سایت فوتبالی

جدال هفت بازیکن سابق در دیدار سپاهان و استقلال

پایگاه خبری فوتبالی- در دیدار سپاهان و استقلال در هفته سوم لیگ برتر، هفت بازیکن با تیم سابق خود روبرو می‌شوند.به گزارش فوتبالی، یکی از جذابیت‌های مهم دیدار سپاهان و استقلال تقابل بازیکنانی است که سابقه پوشیدن پیراهن تیم رقیب را در کارنامه دارند و حالا با انگیزه‌های مضاعفی در این دیدار به میدان خواهند رفت.در ادامه بازیکنان این فصل دو تیم که سابقه حضور در تیم رقیب را دارند، مرور خواهیم کرد.استقلالدر بین بازیکنان این فصل استقلال، تنها نام دو بازیکن دیده می‌شود که سابقه پوشیدن پیراهن سپاهان را دارند ...,لیگ برتر ایران,استقلال,سپاهان,سید حسین حسینی,صالح حردانی,حسین گودرزی,کاوه رضایی,آرمین سهرابیان,آرش رضاوند,امید نورافکن