
چرا آموزشهای سنتی شغلی ناکارآمدند؟
وقتی هوش مصنوعی باعث از بین رفتن یا تغییر شکل برخی شغلها و وظایف میشود، راهحل رایجی که دولتها، شرکتها و کارشناسان پیشنهاد میکنند این است که کارکنان مهارتهای جدید یاد بگیرند یا مهارتهای قبلی خود را بهروز کنند تا بتوانند در مشاغل جدید یا تغییریافته به کار ادامه دهند. پیشبینی میشود طی دهه آینده، تکنولوژی ۱.۱میلیارد شغل را دستخوش تغییر کند و تا سال ۲۰۳۰، ۵۹ درصد نیروی کار جهان به آموزشهای جدید نیاز داشته باشند. هدفگذاریها بلندپروازانه است، اما چارچوب موجود شکننده به نظر میرسد، زیرا مشاغل سریعتر از آنکه چرخههای آموزشی بتوانند خود را با آنها هماهنگ کنند، تغییر میکنند.
صندوق بینالمللی پول هشدار داده که «وقتی خود مشاغل هدف در مسیر کوچک شدن و از بین رفتن قرار دارند، مهارتآموزی مجدد ممکن است راهحلی کماعتمادتر باشد.» همچنین، گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵» مجمع جهانی اقتصاد برآورد میکند که پس از آموزش، ۳۰ درصد کارکنان ناچارند به دنبال شغل دیگری بروند و اگر آموزش لازم را دریافت نکنند، ممکن است از چرخه اشتغال جا بمانند.
این هزینه نه قابل پیشبینی است و نه بهطور برابر توزیع میشود. مشاغل نیازمند مهارتهای پایین و متوسط، بهتدریج در حال از دست دادن فرصتهای شغلی و وظایف انسانی خود هستند و این روند اکنون به حوزههایی نیز گسترش یافته که پیشتر تصور میشد بهدلیل نیاز به خلاقیت و تواناییهای انسانی، از خطر جایگزینی در اماناند؛ از جمله اقتصاد خلاق. تنها در ایالات متحده، کارکنانی که در مرحله گذار شغلی بهسر میبرند – یعنی یا افرادی که به دنبال نخستین شغل خود میگردند، یا …





