قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

تولید صنعتی با برق فرامرزی

خاموشی‌ها، صنایع را به سمت مرزهای جدید تامین برق هدایت کرده است. پس از تشدید محدودیت‌های انرژی در بخش تولید، واردات برق از کشورهای همسایه به یکی از گزینه‌های روی میز سیاستگذار تبدیل شده است. اگرچه به گفته فعالان صنعت پتروشیمی، سناریوی خرید ۴۵۰مگاوات برق از ترکیه برای این بخش در شرایط فعلی کنار گذاشته شده، اما استفاده از ظرفیت شبکه منطقه‌ای همچنان به‌عنوان یک گزینه مطرح است. بررسی سازوکار تامین فرامرزی برق نشان می‌دهد تجارت برق می‌تواند در دوره‌های اوج مصرف، فشار بر شبکه را کاهش دهد و از توقف تولید جلوگیری کند. کارشناسان معتقدند تحقق این مسیر به توسعه بازار منطقه‌ای، حضور بخش خصوصی و شفافیت در سازوکار قیمت‌گذاری نیاز دارد. با این حال، هزینه ارزی برق وارداتی و ضعف سرمایه‌گذاری در صنعت برق، همچنان موانعی جدی برای استفاده از این ظرفیت هستند. در مجموع واردات برق می‌تواند مکمل شبکه داخلی باشد؛ اما …
 تولید صنعتی با برق فرامرزی

فاطمه صالحی:  اعلام برنامه وزارت نیرو برای تامین ۴۵۰ مگاوات برق از ترکیه با هدف پوشش نیاز واحدهای پتروشیمی، در هفته گذشته یکی از مهم‌ترین اخبار حوزه انرژی بود. بر اساس اعلام این وزارتخانه، قراردادهای مربوط به این طرح نیز برای شرکت‌های پتروشیمی آماده شده بود تا بخشی از نیاز این واحدها از طریق تبادل برق با ترکیه تامین شود. با این حال، پیگیری‌های «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد این سناریو دست‌کم در مقطع کنونی از دستور کار خارج شده است. 

احمد مهدوی ابهری، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران، می‌گوید کسری برق این صنعت از منابع داخلی جبران شده و در نتیجه، نیازی به استفاده از برق ترکیه وجود ندارد. هرچند این موضوع فعلا پرونده تامین برق پتروشیمی‌ها از مسیر واردات را بسته است، اما همزمان پرسش مهم‌تری را مطرح می‌کند؛ «آیا استفاده از ظرفیت تبادل برق با کشورهای همسایه می‌تواند به راهکاری پایدار برای مدیریت ناترازی انرژی در صنایع بزرگ تبدیل شود؟» پرسشی که پاسخ به آن، می‌تواند جایگاه واردات برق را در کنار توسعه ظرفیت تولید داخلی و مدیریت مصرف در سیاست انرژی کشور مشخص کند. ابزار وارداتی مدیریت ناترازی

کمبود برق در ایران دیگر یک پدیده مقطعی نیست و طی سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین موانع فعالیت صنایع تبدیل شده است. رشد مصرف، فرسودگی بخشی از نیروگاه‌ها، محدودیت سرمایه‌گذاری در توسعه ظرفیت تولید، کاهش منابع آبی و وابستگی بالای نیروگاه‌های حرارتی به گاز طبیعی، موجب شده است در فصل‌های اوج مصرف، فاصله قابل‌توجهی میان عرضه و تقاضای برق ایجاد شود. نتیجه این وضعیت، اعمال محدودیت برای صنایع بزرگ، کاهش تولید و افزایش هزینه فعالیت بنگاه‌ها بوده است.

در چنین شرایطی، واردات برق یکی از ابزارهایی است که بسیاری از کشورها برای جبران کسری مقطعی از آن استفاده می‌کنند. ایران نیز تجربه تبادل برق با کشورهای همسایه را در کارنامه خود دارد و سال‌هاست در مقاطع مختلف از ترکمنستان، ارمنستان و در برخی دوره‌ها از ترکیه برق دریافت کرده است. بنابراین اصل واردات برق، موضوع جدیدی در سیاست انرژی کشور محسوب نمی‌شود؛ آنچه اهمیت دارد، نحوه استفاده از این ابزار و جایگاه آن در مدیریت ناترازی است. برخلاف تصور رایج، واردات برق به معنای ناتوانی در تولید نیست. بسیاری از کشورها با وجود برخورداری از ظرفیت بالای نیروگاهی، برای کاهش هزینه‌ها، افزایش پایداری شبکه یا مدیریت پیک مصرف، بخشی از برق مورد نیاز خود را از کشورهای همسایه تامین می‌کنند.

در واقع، تجارت برق یکی از رایج‌ترین اشکال همکاری منطقه‌ای در حوزه انرژی است و زمانی که اختلاف زمانی یا فصلی در الگوی مصرف کشورها وجود داشته باشد، می‌تواند به افزایش بهره‌وری شبکه‌های برق منجر شود. از سوی دیگر، توسعه ظرفیت نیروگاهی نیز همواره راه‌حل اقتصادی برای جبران کسری‌های کوتاه‌مدت نیست. اگر کمبود برق تنها در چند ماه گرم سال رخ دهد، سرمایه‌گذاری برای احداث نیروگاه‌هایی که در بخش زیادی از سال با ظرفیت پایین فعالیت خواهند کرد، ممکن است از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نباشد. به همین دلیل، بسیاری از کشورها ترکیبی از توسعه تولید داخلی، مدیریت مصرف و واردات برق را برای حفظ تعادل شبکه به کار می‌گیرند. سازوکار تامین برق وارداتی

مصطفی رجبی‌مشهدی، معاون برق و انرژی وزارت نیرو، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» درباره سازوکار تامین برق وارداتی برای صنایع پتروشیمی گفت: قیمت برق بر اساس دوره قرارداد و حجم مصرف، مستقیما میان صنایع متقاضی کشور و طرف فروشنده توافق می‌شود و خرید نیز بر همین مبنا انجام می‌گیرد.

او افزود: وزارت نیرو در این فرآیند نقشی در تعیین قیمت یا انعقاد قراردادهای تجاری ندارد و صرفا مسوولیت ترانزیت و انتقال برق را بر عهده دارد تا برق خریداری‌شده از مبادی ورودی به واحدهای پتروشیمی منتقل شود.

  منتفی شدن واردات برق از ترکیه برای پتروشیمی‌ها

احمد مهدوی ابهری، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» از منتفی شدن واردات برق از ترکیه برای تامین برق صنعت پتروشیمی خبر داد و گفت این صنعت در حال حاضر با مشکل تامین برق مواجه نیست و ناترازی برق آن برطرف شده است.

او با اشاره به برخی اظهارات مطرح‌شده درباره واردات برق از ترکیه تصریح کرد: این گزینه دیگر برای صنعت پتروشیمی در دستور کار قرار ندارد. ممکن است در آینده برق وارداتی برای بخش‌های دیگری مورد استفاده قرار گیرد، اما این موضوع ارتباطی با صنعت پتروشیمی ندارد. دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران با بیان اینکه مشکل ناترازی برق این صنعت برطرف شده است، افزود: در حال حاضر برق مورد نیاز واحدهای پتروشیمی تامین می‌شود و این صنعت با محدودیتی از این بابت روبه‌رو نیست.

مهدوی ابهری در پاسخ به این پرسش که ناترازی برق از چه مسیری جبران شده و آیا این تامین از داخل کشور انجام شده یا از طریق واردات، گفت: در شرایط فعلی امکان اعلام جزئیات وجود ندارد و درباره منبع تامین برق نمی‌توان توضیحی ارائه کرد. او همچنین درباره تفاوت هزینه تامین برق از داخل کشور و واردات نیز گفت: به دلیل نهایی نشدن این موضوع، امکان اعلام یا مقایسه قیمت‌ها وجود ندارد. به گفته دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی ایران، اگرچه واردات برق از ترکیه برای این صنعت منتفی شده است، اما مشکل تامین برق واحدهای پتروشیمی در شرایط فعلی برطرف شده و جزئیات نحوه تامین برق در زمان مناسب اعلام خواهد شد. معادله واردات برق و سرمایه‌گذاری

آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با تاکید بر اینکه واردات برق در شرایط ناترازی شبکه اقدامی متعارف و اقتصادی است، گفت: تبادل برق میان کشورهای همسایه امری رایج در دنیا محسوب می‌شود و ایران نیز سال‌هاست در مقاطع مختلف از کشورهایی مانند ترکمنستان، ترکیه و ارمنستان برق وارد می‌کند. به گفته وی، واردات برق نباید به‌عنوان اقدامی غیرعادی تلقی شود، بلکه بخشی از مدیریت شبکه در دوره‌های اوج مصرف است.

نجفی با اشاره به ریشه‌های ناترازی برق کشور اظهار کرد: بخشی از مشکلات امروز به اتفاقات سال‌های گذشته بازمی‌گردد. آسیب به زیرساخت‌های گازی، استفاده بیش از ظرفیت از نیروگاه‌های برق‌آبی در زمستان برای جبران کمبود گاز و سپس کاهش بارندگی و افت ذخایر سدها، موجب شد کشور سال گذشته با کسری بیش از ۲۰ هزار مگاواتی برق روبه‌رو شود. او افزود: امسال شرایط نسبت به سال گذشته بهبود یافته است. ورود حدود پنج هزار مگاوات ظرفیت جدید تجدیدپذیر به مدار، افزایش بارندگی‌ها و بهبود وضعیت نیروگاه‌های برق‌آبی باعث شده میزان ناترازی به حدود ۱۲ هزار مگاوات کاهش پیدا کند. البته بخشی از این کاهش نیز به افت مصرف برخی صنایع آسیب‌دیده بازمی‌گردد که هنوز به ظرفیت کامل تولید بازنگشته‌اند.

رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران با بیان اینکه واردات برق در زمان اوج مصرف منطقی‌تر از توسعه ظرفیت صرفا برای چند ماه از سال است، گفت: کشور تنها در حدود سه ماه از سال با کمبود جدی برق مواجه است. اگر برای جبران این کسری، ظرفیت نیروگاهی جدید ایجاد شود، این نیروگاه‌ها در ۹ ماه دیگر سال با مازاد تولید مواجه خواهند شد و صرفه اقتصادی لازم را نخواهند داشت. به همین دلیل واردات برق در دوره‌های اوج مصرف، در کنار توسعه تولید داخلی، یک راهکار اقتصادی و استراتژیک محسوب می‌شود. او همچنین بر ضرورت مدیریت مصرف تاکید کرد و گفت: در صورت انتقال بخشی از مصرف صنایع و مشاغل به ساعات کم‌باری، به‌ویژه از نیمه‌شب تا ساعات اولیه صبح و همچنین توسعه سامانه‌های ذخیره‌سازی انرژی، امکان مدیریت حدود ۶ هزار مگاوات از بار شبکه وجود دارد؛ ظرفیتی که می‌تواند فشار بر شبکه را در تابستان به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد.

نجفی درباره سازوکار واردات برق نیز بیان کرد: با وجود اینکه بخش خصوصی توانایی و آمادگی ورود به حوزه واردات برق را دارد، این بازار عملا در اختیار دولت قرار گرفته است. به گفته وی، مالکیت خطوط انتقال و توزیع برق در اختیار وزارت نیرو است و همین موضوع موجب شده این وزارتخانه تمایل چندانی به حضور بخش خصوصی در واردات و صادرات برق نداشته باشد. او افزود: اگرچه قانون، مانعی برای حضور بخش خصوصی ایجاد نکرده، اما در عمل انحصار شبکه انتقال باعث شده امکان فعالیت گسترده برای سرمایه‌گذاران خصوصی فراهم نباشد.

رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران یکی از چالش‌های اصلی صنعت برق را نظام قیمت‌گذاری و نحوه پرداخت مطالبات تولیدکنندگان دانست و گفت: قیمت برق متناسب با هزینه‌های واقعی تعیین نمی‌شود و دولت نیز مطالبات نیروگاه‌ها و تولیدکنندگان برق را با تاخیر پرداخت می‌کند. این شرایط موجب کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری در احداث نیروگاه‌های جدید شده است. او تاکید کرد: اصلاح نظام قیمت‌گذاری و پرداخت به‌موقع مطالبات تولیدکنندگان، پیش‌نیاز جذب سرمایه در صنعت برق است. در غیر این صورت، حتی با وجود نیاز کشور به توسعه ظرفیت تولید، سرمایه‌گذاران رغبت کافی برای ورود به این حوزه نخواهند داشت. صورت‌حساب برق وارداتی برای صنعت

آریا صادق‌نیت حقیقی، رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به احتمال افزایش نیاز صنایع به برق وارداتی در ماه‌های آینده بیان کرد: به نظر می‌رسد صنایع بزرگ، به‌ویژه واحدهایی که حاشیه سود بالاتری دارند، ناچار خواهند بود برای تامین برق مورد نیاز خود به سمت خرید برق وارداتی حرکت کنند.

او با اشاره به جلسه‌ای که این کمیسیون با مسوولان وزارت نیرو و توانیر داشت گفت: در این جلسه اعلام شد که مذاکرات برای واردات برق از ترکیه در جریان است، هرچند درباره قیمت و شرایط نهایی این واردات توضیحی ارائه نشده است.رئیس کمیسیون صنایع اتاق بازرگانی ایران با بیان اینکه قیمت برق وارداتی در حال حاضر نسبت به گذشته کاهش یافته است، افزود: با نزدیک شدن به فصل سرما و افزایش تقاضا، پیش‌بینی می‌شود نرخ برق وارداتی در زمستان افزایش یابد و حتی به حدود ۱۰ سنت به ازای هر کیلووات‌ساعت برسد. به گفته او، در صورتی که امکان واردات برق فراهم نشود، احتمال افزایش بیشتر قیمت‌ها نیز وجود دارد. صادق‌نیت حقیقی بیان کرد: تداوم ناترازی انرژی و محدودیت‌های تولید داخلی، صنایع بزرگ را ناگزیر می‌کند برای حفظ تولید، گزینه واردات برق را بیش از گذشته مورد توجه قرار دهند. از توسعه ظرفیت تا واردات برق

رامین افشار، مدیر کمیته مشترک کمیسیون برق و صنایع اتاق بازرگانی ایران، در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» با تاکید بر اینکه هزینه تولید برق را نمی‌توان با یک عدد ثابت بیان کرد، گفت: بهای تمام‌شده تولید برق به عوامل مختلفی از جمله نوع فناوری نیروگاه، هزینه سرمایه‌گذاری اولیه، استهلاک تجهیزات، هزینه تعمیر و نگهداری، نیروی انسانی و نوع سوخت مصرفی وابسته است و به همین دلیل، ارقام میان نیروگاه‌های مختلف تفاوت قابل‌توجهی دارد.

او با اشاره به اینکه هزینه سرمایه‌گذاری برای احداث نیروگاه‌های حرارتی بسته به فناوری و شرایط اجرا متفاوت است، گفت: برای احداث هر مگاوات ظرفیت نیروگاهی، سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی مورد نیاز است و این رقم با توجه به نوع تجهیزات، فناوری مورد استفاده و حتی نو یا دست دوم بودن تجهیزات متغیر خواهد بود. به همین دلیل، مقایسه مستقیم هزینه تولید برق داخلی با برق وارداتی بدون در نظر گرفتن این متغیرها، تصویر دقیقی از واقعیت ارائه نمی‌دهد. مدیر کمیته مشترک کمیسیون برق و صنایع اتاق بازرگانی ایران افزود: اگر هزینه سوخت را کنار بگذاریم، هزینه‌های جاری بهره‌برداری از نیروگاه‌ها شامل تعمیرات، مواد مصرفی و نیروی انسانی، بخش مهمی از بهای تمام‌شده برق را تشکیل می‌دهد؛ اما در کنار این موارد، استهلاک سرمایه‌گذاری اولیه نیز باید در محاسبات لحاظ شود.

او در تشریح نحوه محاسبه استهلاک نیروگاه‌ها گفت: برای نمونه، اگر یک نیروگاه سیکل ترکیبی با ظرفیت حدود ۵۰۰ مگاوات و سرمایه‌گذاری حدود ۲۵۰‌میلیون دلار در نظر گرفته شود، هزینه سرمایه‌گذاری باید طی عمر اقتصادی نیروگاه مستهلک شود. در نتیجه، با در نظر گرفتن میزان تولید سالانه برق، می‌توان سهم استهلاک را در بهای تمام‌شده هر کیلووات‌ساعت برق محاسبه کرد. این رقم در کنار هزینه‌های بهره‌برداری، تصویر دقیق‌تری از هزینه واقعی تولید برق ارائه می‌دهد. افشار تاکید کرد که ارزیابی اقتصادی تولید برق نباید صرفا بر هزینه‌های جاری متمرکز باشد، زیرا سرمایه‌گذاری اولیه در احداث نیروگاه‌ها سهم قابل‌توجهی در بهای تمام‌شده برق دارد. از این رو، هرگونه مقایسه میان تولید داخلی و سایر روش‌های تامین برق باید با در نظر گرفتن همه اجزای هزینه، از سرمایه‌گذاری اولیه تا بهره‌برداری و استهلاک، انجام شود. ضرورت شکل‌گیری بازار برق منطقه‌ای

هر چند موضوع واردات ۴۵۰ مگاوات برق برای پتروشیمی‌ها در نهایت به اجرا نرسید، اما این اتفاق نشان داد سیاستگذار استفاده از ظرفیت تجارت برق را به‌عنوان یکی از گزینه‌های مدیریت ناترازی روی میز نگه داشته است. این موضوع می‌تواند در آینده برای سایر صنایع انرژی‌بر نیز مطرح شود؛ صنایعی که توقف تولید آنها هزینه‌های اقتصادی سنگینی به همراه دارد و هر ساعت قطعی برق، به کاهش تولید، افت صادرات و افزایش هزینه تمام‌شده محصولات منجر می‌شود. ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که امکان نقش‌آفرینی در شبکه‌های منطقه‌ای برق را دارد.

در جهان، هم‌اکنون چند کریدور و شبکه مهم تبادل برق از جمله شبکه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، شبکه‌های برق در شمال آفریقا و خاورمیانه و مسیرهای انتقال در شرق و غرب آسیا در حال توسعه هستند. ایران نیز با قرار گرفتن میان این کریدورها و برخورداری از مرزهای برق با کشورهای مختلف، ظرفیت تبدیل شدن به یکی از حلقه‌های اتصال شبکه برق منطقه را دارد. توسعه این نقش نیازمند تقویت خطوط انتقال، ایجاد سازوکارهای تجاری و حقوقی و حرکت از تجارت موردی برق به سمت بازارهای منطقه‌ای است.

در چنین شرایطی، ایران می‌تواند از ظرفیت شرق و غرب خود استفاده کند؛ به‌گونه‌ای که در دوره‌های اوج مصرف از کشورهای دارای مازاد برق وارد کند و در زمان‌های مازاد تولید، برق خود را به بازارهای منطقه صادر کند. این مدل علاوه بر کمک به مدیریت ناترازی داخلی، می‌تواند جایگاه ایران را در تجارت انرژی منطقه تقویت کند. البته اتکای صرف به واردات نمی‌تواند جایگزین توسعه زیرساخت‌های داخلی باشد. ناترازی برق ایران ریشه‌ای ساختاری دارد و بدون سرمایه‌گذاری در احداث نیروگاه‌های جدید، افزایش بهره‌وری نیروگاه‌های موجود، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، اصلاح نظام قیمت‌گذاری و مدیریت مصرف، امکان رفع پایدار این شکاف وجود ندارد. واردات برق، حتی در مقیاس بزرگ‌تر، تنها یک ابزار مکمل برای مدیریت شبکه است و نمی‌تواند جایگزین اصلاحات اساسی در صنعت برق شود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲ ساعت قبل / سایت اصلاحات نیوز

گرانی بنزین و حامل‌های انرژی، سفره طبقات پایین را هدف می‌گیرد

به گزارش اصلاحات نیوز؛

حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشور‌های بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامد‌های این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمد‌ها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالا‌ها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزد‌ها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزد‌ها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌و‌گو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.


۲ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

راغفر: فشار گرانی بنزین و گازوئیل روی طبقات پایین جامعه است

به گزارش تجارت نیوز، حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.

منبع: ایسنا


۳ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

هشدار درباره افزایش قیمت حامل‌های انرژی

به گزارش آفتاب نیوز،

حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشور‌های بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامد‌های این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمد‌ها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالا‌ها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزد‌ها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزد‌ها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌و‌گو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.




 خبرخوش برای دارندگان سهام عدالت
۵ ساعت قبل / سایت اقتصاد ایرانی

خبرخوش برای دارندگان سهام عدالت

اقتصادایرانی: زمان‌بندی توزیع سود سهام عدالت در دو مرحله و در آستانه «هفته دولت» نهایی شد.

 دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن
۳۶ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

دو نمای سرمایه‌گذاری در معادن

سرمایه‌گذاری در معدن لزوما به همان میزان به تولید منجر نمی‌شود و فاصله میان وزن سرمایه و تولید، در فعالیت‌های مختلف معدنی متفاوت است. مس و سنگ‌آهن در گروه فعالیت‌هایی قرار دارند که سهم تولیدشان از سهم سرمایه‌گذاری بیشتر است. در مقابل، طلا و شن و ماسه سهمی بالاتر از تولید خود در سرمایه‌گذاری دارند. داده‌های مرکز آمار ایران از معادن در حال بهره‌برداری نشان می‌دهد سنگ‌آهن با سهم ۳۵درصدی از سرمایه‌گذاری، ۵۰درصد از ارزش تولید معدن را در اختیار دارد و مس نیز با جذب حدود ۱۲درصد از سرمایه‌گذاری، ۲۶درصد از تولید را ایجاد کرده است. در نقطه مقابل، سنگ طلا ۶درصد از سرمایه‌گذاری را به خود اختصاص داده، اما سهم آن از ارزش تولید تنها 1.5درصد بوده است؛ وضعیتی که در شن و ماسه نیز با 13.5درصد سهم سرمایه‌گذاری در برابر ۴درصد سهم تولید دیده می‌شود.

 نفت از ۹۴ دلار هم گذشت
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

نفت از ۹۴ دلار هم گذشت

قیمت نفت از ۹۴ دلار هم عبور کرد.

 خداحافظی با بازار بزن و دررو / دستور دادستان تهران «حیات‌خلوت» خودروسازان را ویران می‌کند؟
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

خداحافظی با بازار بزن و دررو / دستور دادستان تهران «حیات‌خلوت» خودروسازان را ویران می‌کند؟

در حالی که مردم در آتش قیمت‌های کاذب و بدعهدی‌های بی‌پایان خودروسازان می‌سوزند، دستور قاطع دادستان تهران برای نظارت آنلاین، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد.

 محمد طبیبیان: مشکل بنیادی‌، ساختار تصمیم‌گیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار می‌کند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرش‌ها به توسعه داریم
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

محمد طبیبیان: مشکل بنیادی‌، ساختار تصمیم‌گیری و منافعی است که اصلاحات ضروری را دشوار می‌کند | از ابتدای انقلاب تضاد نگرش‌ها به توسعه داریم

اقتصادنیوز: درباره معیشت مردم، خطر فوری و ملموس، تورم بسیار بالاست. اقتصاد ایران در شرایطی قرار گرفته است که خطر تثبیت تورم در سطوح بسیار بالا و حتی حرکت به سوی نرخ‌های سه‌رقمی را نمی‌توان نادیده گرفت.

 بخش عمومی در ایران
۳۶ دقیقه قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بخش عمومی در ایران

امروزه توافق نسبتا گسترده‌ای وجود دارد که بازار، هرچند ساز وکاری قدرتمند برای تخصیص منابع است، در تامین برخی کالاها و خدمات با محدودیت مواجه می‌شود و در چنین مواردی، وجود دولت می‌تواند از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر باشد. البته، این توافق به معنای پذیرش بی‌قیدوشرط مداخله دولت نیست؛ برخی اقتصاددانان مکتب اتریشی و به‌ویژه موری روتبارد، حتی استدلال نظریه کالاهای عمومی را هم به چالش کشیده‌اند؛ روتبارد حتی وجود یک دولت حداقلی برای دفاع، پلیس و دادگاه‌ها را نیز ضروری نمی‌دانست و معتقد بود این خدمات هم می‌توانند از طریق ترتیبات داوطلبانه و خصوصی ارائه شوند. با این‌حال، می‌توان گفت تامین کالاهای عمومی یکی از معدود حوزه‌هایی است که مداخله دولت در آن از پذیرش نسبتا گسترده‌ای در میان اقتصاددانان برخوردار است.