عملکرد تاریخی برکشایر هاتاوی نیز تا حد زیادی این رویکرد را تایید میکند. ارزش سهام این شرکت در فاصله سالهای ۱۹۶۵ تا ۲۰۲۵ به طور متوسط سالانه ۱۹.۷ درصد افزایش یافت؛ درحالیکه بازده سالانه شاخص پانصد شرکت بزرگ آمریکا در همین دوره حدود ۱۰.۵ درصد بود. بر این اساس، سرمایهگذاری ۱۰۰ دلاری در برکشایر در ابتدای سال ۱۹۶۵ تا پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۶.۱میلیون دلار میرسید، درحالیکه همین سرمایهگذاری در شاخص پانصد شرکت بزرگ آمریکا به حدود ۴۵ هزار و ۵۰۰ دلار تبدیل میشد. بافت در نامه معروف خود به سهامداران تصریح کرده بود که اگر سرمایهگذار حاضر نیست سهامی را برای ۱۰ سال نگه دارد، اساسا نباید به خرید آن فکر کند. این جمله به یکی از شناختهشدهترین اصول سرمایهگذاری او تبدیل شده است؛ اصلی که بر انتخاب یک کسبوکار خوب و سپس دادن زمان کافی به آن برای رشد استوار است.
البته این رویکرد همیشه به معنای پیشی گرفتن از بازار نیست. در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، ارزش سهام برکشایر حدود ۲۳۴ درصد افزایش یافت، درحالیکه شاخص پانصد شرکت بزرگ آمریکا ۳۰۴ درصد رشد کرد. در همین دوره، شرکتهایی مانند انویدیا، متا و پالانتیر رشدهای خیرهکنندهای را تجربه کردند، اما بافت در آنها سرمایهگذاری نکرد. بنابراین، پایبندی به اصول بلندمدت در برخی دورهها به معنای از دست دادن بخشی از سودهای بازار بوده است. با این حال، بافت در آخرین سال مدیریت خود نیز بر همین نگاه تاکید داشت. برکشایر در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۶میلیارد دلار جریان نقدی از فعالیتهای عملیاتی ایجاد کرد که بالاتر از میانگین بیش از ۴۰میلیارد دلاری پنج سال گذشته بود. چنین توان مالی به شرکت اجازه میدهد در دورههای مختلف بازار، بدون وابستگی شدید به شرایط کوتاهمدت، به سرمایهگذاری ادامه دهد.
سرمایهگذاری برکشایر در کوکاکولا نمونه روشنی از فلسفه بافت است. این شرکت در سال ۱۹۸۸ و پس از سقوط شدید بازار سهام در سال ۱۹۸۷ وارد سبد سرمایهگذاری برکشایر شد. کوکاکولا شرکتی بالغ است و طبیعتا نمیتواند مانند شرکتهای فناوری با سرعت بالا رشد کند، اما قدرت برند، شبکه گسترده فروش و تنوع محصولات آن، جایگاه نسبتا باثباتی برای شرکت ایجاد کرده است. سهام کوکاکولا در سال جاری حدود ۲۴ درصد افزایش یافته و از رشد کلی بازار پیشی گرفته است. افزایش فروش و بهبود چشمانداز درآمدی شرکت نیز به رشد قیمت سهام کمک کرده است. این شرکت همچنان یکی از پنج سرمایهگذاری بزرگ برکشایر به شمار میرود. در مقابل، برخی تحلیلگران درباره تداوم کامل این رویکرد در دوره مدیریت گرگ ایبل تردید دارند. مایکل بوری، سرمایهگذار شناختهشده، نسبت به میزان صبر مدیرعامل جدید برکشایر برای یافتن فرصتهای مناسب ابراز نگرانی کرده و برخی خریدهای اخیر شرکت را نشانهای احتمالی از فاصله گرفتن از احتیاط سنتی بافت دانسته است. صبر به جای هیجان
هیچ سرمایهگذاری، حتی وارن بافت، نمیتواند آینده بازار را با اطمینان پیشبینی کند. برخی انتخابهای او نیز در مقاطعی نیازمند بازنگری بودهاند. اما اصل اساسی روش او همچنان قابل استفاده است: سرمایهگذاران به جای دنبال کردن داغترین موضوع بازار، باید شرکتهایی را پیدا کنند که توانایی ایجاد درآمد و سود در شرایط مختلف اقتصادی را دارند.
البته صرف نگهداری طولانیمدت یک سهم، سودآوری آن را تضمین نمیکند. اگر شرکتی در مسیر زیاندهی قرار داشته باشد، چشمانداز روشنی برای سودآوری نداشته باشد یا با قیمتی بسیار بالاتر از ارزش واقعی خود معامله شود، گذشت زمان نمیتواند یک انتخاب نامناسب را به سرمایهگذاری موفق تبدیل کند. قانون ۱۰ ساله بافت بیشتر از آنکه درباره مدت زمان مالکیت یک سهم باشد، درباره کیفیت انتخاب اولیه است. سرمایهگذار باید پیش از خرید از خود بپرسد آیا حاضر است بدون توجه به نوسانات روزانه قیمت، مالک آن کسبوکار برای یک دهه باقی بماند یا نه. اگر پاسخ منفی باشد، شاید بهتر باشد اصلا آن سهم را نخرد. راز موفقیت بافت در همین سادگی نهفته است: شناخت کسبوکار، خرید با قیمت منطقی و صبر برای نتیجه دادن سرمایهگذاری؛ رویکردی که در شش دهه گذشته بارها آزموده شده است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد









