قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

پکن؛ منجی بازار سوخت

بازار جهانی فرآورده‌های نفتی هنوز به‌طور کامل از شوک جنگ آمریکا با ایران و اختلال چندماهه در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز عبور نکرده که چین با تصمیمی راهبردی، بار دیگر جایگاه خود را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران تنظیم‌کننده بازار سوخت جهان به رخ کشید. پکن برای دومین ماه متوالی سهمیه صادرات فرآورده‌های نفتی را افزایش داده و به پالایشگاه‌های خود اجازه داده حجم بیشتری از بنزین، گازوئیل و سوخت جت را راهی بازارهای بین‌المللی کنند؛ تصمیمی که فراتر از یک سیاست تجاری داخلی، پیامی روشن برای بازار جهانی دارد: چین آماده است بخشی از خلأ عرضه‌ای را که در ماه‌های گذشته بر اثر تنش‌های ژئوپلیتیک شکل گرفته، پر کند.
 پکن؛ منجی بازار سوخت

این اقدام در شرایطی صورت می‌گیرد که طی جنگ اخیر، اختلال در صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی از خلیج‌فارس، کاهش تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز و محدودیت‌های لجستیک، ذخایر فرآورده‌های نفتی بسیاری از کشورها را کاهش و حاشیه سود پالایشگاه‌ها را به بالاترین سطوح چند سال اخیر رساند. همزمان، محدود بودن صادرات سوخت چین نیز به تشدید کمبود عرضه در بازار آسیا و حتی اروپا دامن زد و قیمت بنزین و گازوئیل را تحت فشار صعودی قرار داد.

اکنون افزایش دوباره سهمیه‌های صادراتی چین، آن هم در شرایطی که بسیاری از پالایشگاه‌های این کشور تولید خود را افزایش می‌دهند، می‌تواند نشانه آغاز مرحله‌ای تازه در موازنه بازار فرآورده‌های نفتی باشد؛ مرحله‌ای که در آن پکن نه‌تنها به‌دنبال بهره‌برداری از حاشیه سود بالای پالایش است، بلکه می‌کوشد با افزایش حضور در بازارهای صادراتی، نقش پررنگ‌تری در تعیین مسیر قیمت‌ها و جبران بخشی از کمبود عرضه جهانی ایفا کند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تصمیم اخیر چین می‌تواند تا حدودی از فشار وارد بر بازار فرآورده‌های نفتی بکاهد؛ هرچند تداوم تنش‌های خاورمیانه و شکنندگی مسیرهای حمل‌ونقل دریایی همچنان اجازه نخواهد داد بازار به‌سرعت به شرایط پیش از جنگ بازگردد. تعیین‌کننده اصلی قیمت

برخلاف تصور عمومی، تعیین‌کننده اصلی قیمت انرژی تنها نفت خام نیست. آنچه مصرف‌کننده نهایی با آن مواجه می‌شود، قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و سایر فرآورده‌های پالایشی است. از این رو، ظرفیت پالایش و حجم صادرات فرآورده‌ها گاهی حتی بیش از میزان تولید نفت خام بر بازار اثر می‌گذارد. چین طی سال‌های اخیر به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی آسیا تبدیل شده است. دولت این کشور از طریق نظام سهمیه‌بندی، میزان صادرات پالایشگاه‌ها را کنترل می‌کند و هرگونه افزایش یا کاهش این سهمیه‌ها به سرعت بر بازارهای آسیایی و حتی جهانی اثر می‌گذارد. در ماه‌های گذشته، همزمان با تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک، پکن با محدود نگه داشتن سهمیه صادرات، عرضه سوخت را کاهش داد؛ اقدامی که در کنار اختلال صادرات خاورمیانه، بازار فرآورده‌ها را با کمبود روبه‌رو کرد.

اکنون افزایش سهمیه صادرات برای دومین ماه متوالی نشان می‌دهد دولت چین ارزیابی تازه‌ای از وضعیت بازار دارد و احتمالا کاهش ریسک اختلال عرضه را پیش‌بینی می‌کند. همزمان با افزایش سهمیه صادرات، انتظار می‌رود نرخ بهره‌برداری پالایشگاه‌های چین نیز افزایش یابد. این موضوع به معنای خرید نفت خام بیشتر، افزایش تولید بنزین و گازوئیل و در نهایت تزریق حجم بیشتری از فرآورده‌ها به بازار جهانی است. در واقع، اگر صادرات افزایش یابد، اما تولید ثابت بماند، اثر آن محدود خواهد بود؛ اما رشد همزمان تولید و صادرات می‌تواند توازن بازار فرآورده‌ها را تغییر دهد. این تحول برای کشورهای واردکننده سوخت در آسیا اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا طی ماه‌های اخیر بسیاری از آنها با افزایش هزینه واردات و محدودیت عرضه مواجه بودند. عدم خروج بازار از بحران

با وجود این سیگنال مثبت، تحلیلگران معتقدند بازار هنوز به شرایط عادی بازنگشته است. عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز همچنان کمتر از سطح پیش از جنگ است و بخشی از صادرات کشورهای حاشیه خلیج‌فارس هنوز به مسیرهای جایگزین منتقل می‌شود. همچنین ناامنی در دریای سرخ و باب‌المندب همچنان هزینه حمل‌ونقل دریایی را بالا نگه داشته است. از سوی دیگر، ذخایر جهانی فرآورده‌های نفتی هنوز پایین‌تر از میانگین تاریخی قرار دارد و بسیاری از پالایشگاه‌ها در اروپا و آمریکا نیز برنامه‌های تعمیرات دوره‌ای را در پیش دارند؛ موضوعی که می‌تواند مانع کاهش سریع قیمت‌ها شود. پیام پکن به بازار

این تصمیم نشان می‌دهد چین تلاش دارد با افزایش عرضه فرآورده‌های نفتی، بخشی از کمبود ایجادشده در بازار جهانی را جبران کند و از تبدیل شدن بحران عرضه سوخت به عاملی برای بی‌ثباتی بیشتر اقتصاد و تجارت منطقه جلوگیری کند. این تصمیم همچنین نشان می‌دهد رقابت میان کشورهای صادرکننده انرژی دیگر تنها بر سر تولید نفت خام نیست، بلکه بازار فرآورده‌های پالایشی نیز به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت تبدیل شده است؛ بازاری که ارزش افزوده بالاتر، حاشیه سود بیشتر و نقش تعیین‌کننده‌تری در امنیت انرژی جهان دارد.

در کوتاه‌مدت، افزایش صادرات چین می‌تواند بخشی از فشار بر قیمت بنزین و گازوئیل را کاهش دهد و تا حدودی از حاشیه سود بی‌سابقه پالایشگاه‌ها بکاهد. با این حال، این اقدام الزاما به معنای افت شدید قیمت نفت خام نیست؛ زیرا افزایش فعالیت پالایشگاه‌های چین به خرید بیشتر نفت خام نیز منجر خواهد شد و بخشی از این افزایش عرضه فرآورده را خنثی می‌کند. به همین دلیل، انتظار می‌رود اثر اصلی این سیاست بیش از آنکه بر بازار نفت خام باشد، در بازار فرآورده‌های نفتی نمایان شود؛ بازاری که طی ماه‌های اخیر بیشترین آسیب را از جنگ، اختلال حمل‌ونقل دریایی و کاهش صادرات متحمل شده است.

در مجموع، تصمیم تازه پکن را باید یکی از مهم‌ترین تحولات بازار انرژی در روزهای اخیر دانست؛ تحولی که نشان می‌دهد پس از ماه‌ها تمرکز بر ریسک‌های ژئوپلیتیک و کمبود عرضه، اکنون یکی از بزرگ‌ترین پالایشگران جهان در تلاش است نقش فعال‌تری در متعادل کردن بازار ایفا کند. اگر این روند در ماه‌های آینده ادامه یابد، چین می‌تواند به یکی از عوامل اصلی کاهش فشار بر بازار جهانی سوخت تبدیل شود؛ هرچند تا زمانی که مسیرهای راهبردی انتقال انرژی، به‌ویژه تنگه هرمز و باب‌المندب، به ثبات کامل نرسند، بازار همچنان با ریسک‌های قابل‌توجهی روبه‌رو خواهد بود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

روایت‌هایی از تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با ابوظبی: فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شد

به گزارش هم‌میهن آنلاین، علی شریعتی، عضو اتاق بازرگانی در گفت‌و‌گو با ایلنا و در پاسخ به این سوال که «آیا قطع مبادلات تجاری کشورمان با امارات در جنگ اخیر تاثیری بر تجارت کشور داشته است یا خیر؟» گفت: امارات جزو ۳ شریک اول تجاری ماست، زیرا از دیرباز به‌واسطه امکانات بندری و سهولت دسترسی، هابی برای واردات کالا به ایران و صادرات مجدد از کشور بوده است؛ اما پس از جنگ اخیر و شرایط خاص تنگه هرمز، این نقش را از دست داده و دیگر مبدایی برای ورود و خروج کالا‌های ما در جنگ نبوده است.

استقرار برخی از تراستی‌ها قبل از جنگ در امارات

این عضو اتاق بازرگانی، بُعد دوم اهمیت امارات برای ایران را در سهولت بحث‌های مالی در تجارت دانست و گفت: امارات نسبت به کشور‌های همسایه و به‌ویژه در کشور‌های حوزه خلیج فارس، همیشه در بحث‌های مالی روند بسیار مطلوب‌تری داشته و به همین دلیل، تجارت با این کشور راحت‌تر انجام می‌شده است.

شریعتی ادامه داد: به همین دلیل، بسیاری از تراستی‌ها و شرکت‌های کاغذی ایرانی که تحریم را دور می‌زدند، پیش از جنگ اخیر در دبی مستقر بودند.

دبی دیگر بهشت سرمایه‌گذاران نیست

این عضو اتاق بازرگانی به ابتدای جنگ اخیر اشاره کرد و گفت: امارات در ابتدای جنگ اخیر، با تعطیلی بیمارستان و باشگاه ایرانی‌های ساکن در این کشور و سپس، اخراج ایرانی‌هایی که در این کشور مستقر بودند یا لغو ویزای توریستی، نشان داد که در کدام سمت ایستاده است.

شریعتی افزود: این کار موجب شده که آسیب بزرگی به بازار ملک در دبی وارد شود. بازار ملک در دبی دوباره در حال نزدیک شدن به رکودی است که پیش از این در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ در این کشور تجربه شده بود.

به گفته وی، لجبازی امارات با ایرانیان در جنگ اخیر باعث شد که بسیاری از سرمایه‌گذاران خارجی که در این کشور بودند، ترسیدند و سرمایه خود را خارج کردند. بدین ترتیب، این کشور شعار خود را که «دبی بهشت سرمایه‌گذاری است» به سخره گرفت و دود این اقدامات، اول به چشم خود این کشور می‌رود.

فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شد

این عضو اتاق بازرگانی با اشاره به مشکل ورود ایرانیان به امارات، گفت: بسیاری از ایرانیانی که اقامت کاری امارات را دارند، هنوز نمی‌توانند به این کشور سفر کنند و ایرانیانی که قادر به ورود به کشور هستند، یا از قبل ویزای طلایی دارند یا با پاسپورت کشور‌های دیگر به این کشور سفر می‌کنند.

شریعتی ادامه داد: در حال حاضر امارات قانونی را وضع کرده است برای شهروندان حدود ۱۵ کشور که در این کشور اقامت دارند و ایران نیز جزو این کشورهاست، به این معنا که اگر ایرانیان مقیم امارات بخواهند ملک خود را بفروشند اداره امنیت و فروش این کشور ابتدا باید اجازه این کار را بدهد.

وی ادامه داد: امارات اشتباه اول خود را در مورد لغو اقامت ایرانیان انجام داد و حالا با این اشتباه دوم، که همین چند روز گذشته کرده چاقو را محکم‌تر به خودش زده است، زیرا بازار ۲۵۰ میلیارد دلاری ملک قطعا لطمه شدیدی به دلیل این اقدامات احساسی خواهد خورد.

بهانه جدید تراستی‌ها برای بازنگرداندن پول نفت به کشور

این عضو اتاق بازرگانی گفت: تراستی‌هایی که در آنجا مقیم بودند از چند ماه قبل با توجه به اتفاقات اخیر، پول خود را جابه‌جا کرده و از این کشور رفته بودند؛ ولی تراستی‌هایی که می‌خواهند این پول را به کشور برنگردانند، بهانه‌ای پیدا کردند وگرنه خیلی وقت بود که تجارت و مبادلات مالی ما با امارات بسته شده بود.

شریعتی افزود: نکته مهم در مورد بانک‌های ایرانی است که در شعبه امارات خود، حجم زیادی سپرده و اندوخته داشتند و کار می‌کردند. در این مورد وزیر اقتصاد باید شفاف‌سازی کند که چه اتفاقی برای فعالیت این بانک‌ها افتاده است.

وی با تاکید بر اینکه قطع مبادلات تجاری با این کشور تاثیر زیادی ندارد، گفت: مبادلات مالی چند ماه بود که بسته شده بود، فقط امیدوارم قانون جدید باعث مسدودی منابع ایران در این کشور نشود، زیرا اگر امارات بخواهد به این بهانه پول‌های ایرانیان، تراستی‌های ایرانی یا بانک‌های ایرانی را بلوکه کند، این پول ممکن است عدد بزرگی باشد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۳ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

دولت باید حکمرانی خودرو را یکپارچه کند

مسئله بنزین را نمی‌توان فقط در قیمت آن خلاصه کرد و حتی کارت سوخت نیز به‌تنهایی مسئله اصلی نیست و طبعاً مسئله عمیق‌تر، شیوه‌ای است که دولت برای مدیریت یک واقعیت واحد، یعنی یک خودرو، در طول سال‌ها ایجاد کرده است و مجموعه‌ای از کارت‌ها، شناسه‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های اطلاعاتی و فرایند‌های جداگانه که هر کدام بخشی از همان واقعیت را مدیریت می‌کنند. 

یک خودرو همزمان کارت خودرو، کارت سوخت و اطلاعات بیمه‌ای دارد و باید معاینه فنی داشته باشد، در سامانه‌های مربوط به تخلفات، عوارض، مالیات، تردد و خدمات شهری ثبت شود و در هر کدام نیز بخشی از اطلاعات آن نگهداری می‌شود و هر یک از این زیرساخت‌ها ممکن است در زمان شکل‌گیری خود توجیه مشخصی داشته باشد، اما مسئله امروز این است که آیا هنوز لازم است برای هر خدمت، هویت و فرایندی جداگانه وجود داشته باشد؟ 

اگر خودرو یک موجودیت واحد است، حکمرانی آن نیز باید تا حد امکان بر یک هویت واحد استوار باشد و این موضوع صرفاً یک بحث فنی یا اداری نیست، چراکه تعدد سامانه‌ها و هویت‌ها برای دولت هزینه ایجاد می‌کند و برای مردم مراجعه و اصطکاک می‌سازد و در سطح کلان، احتمال خطا و ناهماهنگی داده‌ها را افزایش می‌دهد. 

از طرفی هزینه هر سامانه‌ای که ایجاد می‌شود هم فقط هزینه طراحی نرم‌افزار نیست و صدور و تعویض کارت، تجهیزات کارتخوان، شبکه ارتباطی، مراکز داده، نگهداری نرم‌افزار، پشتیبانی، امنیت سایبری، نیروی انسانی و قرارداد‌های پیمانکاری، بخشی از هزینه آشکار این ساختار است و در کنار آن، هزینه‌ای کمتر دیده شده نیز وجود دارد، به طوری که چند دستگاه مختلف برای یک خودرو، اطلاعات مشابهی را دریافت و نگهداری می‌کنند و هرچند مالک یک‌بار اطلاعات خود را در یک فرایند ثبت می‌کند، اما ممکن است همان اطلاعات در فرایند دیگری دوباره دریافت شود و در سامانه‌ای دیگر نسخه‌ای جداگانه از آن شکل بگیرد. 

این تکثیر داده، فراتر از اتلاف منابع است و هر نسخه اضافی از اطلاعات، نیازمند نگهداری، به‌روزرسانی و حفاظت است و اگر اطلاعات یک خودرو در چند پایگاه با وضعیت‌های متفاوت ثبت شده باشد، اختلاف میان آنها می‌تواند به خطا در خدمت‌رسانی منجر شود و از طرف دیگر، هر پایگاه اطلاعاتی و هر مسیر تبادل داده، یک نقطه جدید برای مدیریت و حفاظت ایجاد می‌کند. بنابراین حکمرانی داده وقتی کارآمد است که اطلاعات یک‌بار و در مرجع معتبر تولید شود و سایر دستگاه‌ها، در چارچوب قانون، اطلاعات مورد نیاز خود را از همان مرجع دریافت کنند. 

از این منظر، بحث کارت سوخت نیز باید در جای درست خود قرار گیرد و در دوره‌ای که طراحی و اجرا شد، ابزار مؤثری برای مدیریت مصرف و کنترل بخشی از قاچاق سوخت بود و نمی‌توان نقش آن را در سیاست‌گذاری سوخت نادیده گرفت، اما یک ابزار مدیریتی نباید به هسته دائمی معماری حکمرانی تبدیل شود، چراکه فناوری و نیاز‌های سیاست‌گذاری تغییر کرده‌اند و اکنون می‌توان از زیرساخت‌های موجود برای احراز هویت، پلاک، پرداخت، دوربین، بیمه و خدمات دیجیتال استفاده کرد. 

بنابراین سؤال درست این نیست که «کارت سوخت را حذف کنیم یا نه»، بلکه سؤال این است که آیا کارت باید همچنان هویت اصلی خودرو در نظام توزیع سوخت باشد؟ پاسخ می‌تواند منفی باشد، چراکه کارت می‌تواند به‌عنوان یک ابزار پشتیبان باقی بماند، اما هویت اصلی خودرو باید به یک شناسه دیجیتال معتبر و یکتا منتقل شود. ایده اصلی می‌تواند ایجاد «هویت هوشمند ملی خودرو» باشد، یعنی شناسه‌ای واحد که اطلاعات پایه و معتبر خودرو به آن متصل شود و دستگاه‌های مختلف، خدمات خود را بر مبنای آن ارائه کنند. در چنین ساختاری، مالکیت، بیمه، معاینه فنی، سوخت، عوارض آزادراهی و شهری، مالیات، تخلفات، استاندارد، آلایندگی، اسقاط، پارکینگ و تردد، به جای آنکه هر کدام هویت و فرایند جداگانه‌ای برای خودرو بسازند، از یک شناسه مشترک استفاده می‌کنند. 

البته یکپارچگی به معنای جمع کردن همه اطلاعات در یک پایگاه مرکزی نیست و اتفاقاً چنین رویکردی می‌تواند خود منشأ خطر‌های تازه باشد، بلکه اطلاعات بیمه باید نزد مرجع بیمه‌ای بماند، اطلاعات مالکیت در مرجع قانونی مربوط نگهداری شود و اطلاعات سوخت نیز در اختیار متولی این حوزه باشد. آنچه باید مشترک شود، هویت و استاندارد تبادل اطلاعات است، نه لزوماً محل نگهداری همه داده‌ها. 

حوزه سوخت می‌تواند نقطه شروع چنین تحولی باشد، زیرا در این بخش چند مسئله همزمان به یکدیگر متصلند و شامل یارانه، مصرف، قاچاق، حمل‌ونقل، پرداخت، خودرو و ناترازی انرژی می‌شود و در برنامه هفتم توسعه نیز حرکت به سمت استفاده بیشتر از داده و تخصیص سوخت بر مبنای عملکرد مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، مسئله فقط نبود قانون یا فناوری نیست؛ بخش مهمی از زیرساخت‌های حقوقی و اجرایی وجود دارد و آنچه کم‌رنگ‌تر است، یک معماری منسجم برای اتصال این اجزاست. 

این تغییر می‌تواند سیاست سوخت را یک گام فراتر نیز ببرد و در وضعیت فعلی، سهمیه عمدتاً به خودرو گره خورده است، اما در بلندمدت می‌توان به سمت مفهوم «حق یا اعتبار انرژی» حرکت کرد، یعنی حمایت انرژی به‌جای آنکه صرفاً در قالب مقدار مشخصی سوخت برای یک خودرو تعریف شود، براساس فرد، خانوار یا فعالیت اقتصادی هدف‌گذاری شود و چنین تغییری می‌تواند امکان سیاست‌گذاری دقیق‌تر درباره یارانه انرژی را فراهم کند و وابستگی حمایت انرژی به داشتن خودرو را کاهش دهد. 

البته در این میان، یک موضوع مهم معمولاً در محاسبات سیاست‌گذاری، یعنی هزینه حکمرانی نادیده گرفته می‌شود و وقتی درباره قیمت بنزین صحبت می‌کنیم، معمولاً هزینه تولید، پالایش، انتقال و توزیع را بررسی می‌کنیم، اما هزینه ایجاد و اداره شبکه‌ای که باید این بنزین را سهمیه‌بندی، ثبت، پرداخت، کنترل و نظارت کند نیز بخشی از اقتصاد واقعی آن است. کارت، دستگاه کارتخوان، شبکه، سامانه، مرکز داده، نیروی انسانی، امنیت، نظارت و مقابله با قاچاق همگی هزینه دارند. 

به همین دلیل، دولت باید علاوه بر هزینه واقعی هر لیتر بنزین، شاخص دیگری با عنوان «هزینه حکمرانی هر لیتر بنزین» داشته باشد. همین منطق را می‌توان به خودرو تعمیم داد و «هزینه حکمرانی هر خودرو در سال» را محاسبه کرد. اگر مشخص شود اداره و ارائه خدمات مرتبط با هر خودرو چه مقدار هزینه مستقیم و غیرمستقیم برای دولت ایجاد می‌کند، آن‌گاه می‌توان درباره ضرورت هر کارت، سامانه و فرایند قضاوت دقیق‌تری داشت. دولت ابتدا باید فهرست کاملی از کارت‌ها، سامانه‌ها، پایگاه‌های داده و فرایند‌های مرتبط با خودرو و سوخت تهیه و هزینه واقعی هر کدام را مشخص کند و پس از آن، شناسه واحد خودرو باید به‌عنوان یک استاندارد ملی تعریف شود و دستگاه‌های مرتبط موظف شوند از آن استفاده کنند. مرحله نهایی نیز باید حذف تدریجی کارت‌ها، مدارک، فرایند‌ها و سامانه‌هایی باشد که پس از ایجاد معماری جدید، کارکرد مستقل و ضروری ندارند. 

نکته مهم این است که این پروژه نباید به ایجاد یک ستاد بزرگ دیگر منجر شود و قرار نیست برای حل مشکل سامانه‌های متعدد، یک سازمان و چند کارگروه جدید ساخته شود. اگر برنامه هفتم قرار است برنامه بهره‌وری و اصلاح ساختار باشد، نباید به برنامه‌ای برای تولید سامانه‌های بیشتر تبدیل شود و قاعدتاً ناترازی انرژی با اضافه کردن لایه‌های جدید اداری حل نمی‌شود و دولت باید بتواند با سامانه‌های کمتر، داده معتبرتر، فرایند کوتاه‌تر و هزینه پایین‌تر همان خدمات یا خدمات بهتری ارائه کند. 

به هر روی کارت سوخت زمانی یک راه‌حل بود و ممکن است همچنان به‌عنوان ابزار پشتیبان مفید باشد، اما نباید اجازه داد یک ابزار، جای معماری حکمرانی را بگیرد و اصلاح واقعی از جایی آغاز می‌شود که دولت به جای پرسیدن اینکه برای این خدمت چه کارت یا سامانه‌ای بسازیم؟ بپرسد چه هویتی از قبل وجود دارد و چگونه می‌توانیم بدون ساختن یک لایه جدید، خدمت خود را روی همان زیرساخت ارائه کنیم؟

| کارشناس اقتصادی


۱۲ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ۲۴

پشت پرده افزایش تولید؛ بنزین بی‌ کیفیت در راه است؟/ هشدار؛ سونامی خرابی خودروها در راه است!

اقتصاد۲۴- فشار اقتصادی، تورم ساختاری و کاهش قدرت خرید، بخش بزرگی از جامعه را درگیر محاسبات روزمره معیشت کرده است؛ درست در چنین شرایطی، انتشار گزارش‌ها و اظهارنظر‌هایی درباره وضعیت کیفی سوخت، نگرانی تازه‌ای را به دغدغه‌های مردم اضافه کرده است. اگر ادعا‌های مطرح‌شده درباره تغییر در فرمولاسیون بنزین و افت کیفیت آن صحت داشته باشد، بحران انرژی دیگر فقط مسئله‌ای مربوط به دولت، پالایشگاه‌ها و ترازنامه‌های نفتی نیست؛ بلکه مستقیماً به هزینه‌های روزمره میلیون‌ها خانوار ایرانی گره می‌خورد.

طی روز‌های گذشته، برخی فعالان و تحلیلگران حوزه اقتصاد و انرژی درباره تغییر در فرآیند تولید و ترکیب بنزین هشدار داده‌اند؛ ادعا‌هایی که بر اساس آنها، برای جبران بخشی از کسری سوخت، ممکن است از روش‌هایی برای افزایش حجمی تولید استفاده شده باشد که کیفیت نهایی بنزین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این ادعا هنوز نیازمند پاسخ فنی و شفاف متولیان صنعت نفت است، اما اهمیت آن از آنجا ناشی می‌شود که هرگونه افت کیفیت سوخت می‌تواند هزینه‌های پنهانی ایجاد کند که در نهایت از جیب مصرف‌کننده پرداخت خواهد شد. عدد ۱۲۰ میلیون لیتر از کجا آمد؟

برای درک ابعاد این بحث، باید به آمار تولید بنزین در ماه‌های اخیر نگاه کرد. بر اساس آمار‌هایی که درباره تولید سوخت منتشر شده، تولید روزانه بنزین در مقاطعی کاهش پیدا کرده و از سطوح بالاتر به حدود ۱۰۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. در ادامه، اما ارقام تولید دوباره به محدوده ۱۲۰ میلیون لیتر در روز بازگشت. همین تغییر، پرسش مهمی ایجاد می‌کند: این افزایش تولید دقیقاً از کجا آمده است؟

افزایش ۲۰ میلیون لیتری تولید روزانه، در شرایطی که خبر مهمی از راه‌اندازی ظرفیت بزرگ جدید پالایشی یا جهش قابل توجه در ظرفیت فرآوری منتشر نشده، نیازمند توضیح فنی است. آیا این رشد ناشی از افزایش واقعی ظرفیت پالایشگاه‌ها و بهینه‌سازی فرآیند تولید بوده یا بخشی از آن از طریق تغییر در فرآیند تولید و ترکیب سوخت به دست آمده است؟

پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد، زیرا «افزایش حجم بنزین» با «افزایش تولید بنزین استاندارد» یکسان نیست. آنچه برای مصرف‌کننده اهمیت دارد، تنها تعداد لیتر‌های تولیدشده نیست؛ بلکه کیفیت همان سوختی است که در نهایت وارد باک خودرو می‌شود. بازگشت شبح بنزین پتروشیمی؟

نام «بنزین پتروشیمی» در سال‌های گذشته نیز در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران مطرح شده بود و به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات حوزه سوخت تبدیل شد. مسئله اصلی در چنین بحث‌هایی، صرفاً منشأ تولید سوخت نیست، بلکه ترکیب شیمیایی، میزان آلایندگی و مطابقت آن با استاندارد‌های تعیین‌شده است.

به همین دلیل، اگر امروز بار دیگر بحث استفاده از ترکیبات مختلف برای افزایش حجم سوخت مطرح می‌شود، مسئله اصلی باید با داده‌های آزمایشگاهی پاسخ داده شود، نه با تکذیب یا تأیید کلی.

وزارت نفت می‌تواند با انتشار نتایج آزمایش‌های کیفی، میزان اکتان، ترکیبات اصلی و شاخص‌های آلایندگی بنزین توزیعی در مناطق مختلف کشور، بخش مهمی از ابهامات را برطرف کند. در غیر این صورت، فاصله میان آمار‌های رسمی و تجربه مصرف‌کنندگان می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری روایت‌های متناقض و افزایش بی‌اعتمادی شود. شکاف تولید و مصرف؛ وقتی راه‌حل‌های وارداتی محدود شده است

در سوی دیگر معادله، مصرف بنزین همچنان در سطح بسیار بالایی قرار دارد و در مقاطعی به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر در روز رسیده است. به این ترتیب، حتی با فرض تولید روزانه ۱۲۰ میلیون لیتر، فاصله قابل توجهی میان تولید و مصرف وجود دارد؛ شکافی که باید از طریق واردات، ذخایر یا سایر راهکار‌های مدیریت مصرف جبران شود.

در شرایط عادی، واردات بنزین استاندارد یکی از راه‌های پوشش دادن این کسری است. اما تحریم، محدودیت‌های ارزی، دشواری انتقال پول و هزینه بالای واردات، این گزینه را برای سیاست‌گذار پرهزینه و پیچیده کرده است.

در چنین شرایطی، فشار برای تأمین نیاز داخلی بیش از گذشته بر پالایشگاه‌های کشور وارد می‌شود. مسئله اصلی، اما اینجاست که اگر ظرفیت واقعی تولید با میزان مصرف فاصله داشته باشد، نمی‌توان صرفاً با دستکاری اعداد یا استفاده از راهکار‌های کوتاه‌مدت، این شکاف ساختاری را برای همیشه پنهان کرد.

ناترازی سوخت در نهایت خود را در جایی نشان خواهد داد؛ یا در صف و محدودیت مصرف، یا در هزینه واردات، یا در فشار بر پالایشگاه‌ها و شبکه توزیع و یا در هزینه‌هایی که مستقیماً به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. خودرو‌های فرسوده؛ حلقه فراموش‌شده بحران بنزین

بحران بنزین در ایران تنها به میزان تولید مربوط نیست. ساختار مصرف نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. بخش قابل توجهی از ناوگان خودرویی کشور فرسوده یا کم‌بازده است و خودرو‌های قدیمی معمولاً سوخت بیشتری نسبت به خودرو‌های جدید مصرف می‌کنند.

این وضعیت یک چرخه معیوب ایجاد می‌کند، یعنی خودرو‌های کم‌بازده مصرف را بالا می‌برند، مصرف بالاتر ناترازی را تشدید می‌کند و ناترازی نیز فشار بیشتری برای افزایش تولید و تأمین سوخت ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، اگر کیفیت سوخت نیز کاهش پیدا کند، احتمال افزایش مصرف یا کاهش عملکرد موتور می‌تواند این چرخه را تشدید کند. بنابراین، حل بحران بنزین بدون توجه همزمان به کیفیت خودروها، استاندارد‌های مصرف، حمل‌ونقل عمومی و سیاست‌های مدیریت تقاضا، راه‌حلی ناقص خواهد بود. استهلاک خاموش زیر کاپوت؛ تاوان ناترازی از جیب مردم

آسیب ناشی از سوخت نامرغوب لزوماً در همان روز‌های نخست قابل مشاهده نیست. بخشی از این آسیب می‌تواند به‌صورت تدریجی در سیستم سوخت‌رسانی و احتراق خودرو ظاهر شود.

سوخت نامتناسب با استاندارد‌های مورد نیاز موتور می‌تواند در صورت تداوم مصرف، مشکلاتی مانند احتراق نامناسب، افزایش رسوب، اختلال در عملکرد انژکتور‌ها و شمع‌ها و فشار بیشتر بر سامانه‌های کنترل آلایندگی ایجاد کند. در موارد شدیدتر نیز آسیب به اجزای موتور می‌تواند هزینه‌های سنگین تعمیراتی به همراه داشته باشد.

بیشتر بخوانید: رمزگشایی از ادعای جنجالی درباره کسری بنزین/ بزرگنمایی کسری‌ها با ارائه آمار‌های غیرواقعی؟

برای خانواری که درآمد آن تحت فشار تورم قرار دارد، چنین هزینه‌ای دیگر یک «هزینه فنی خودرو» نیست؛ بلکه مستقیماً بخشی از بودجه معیشتی خانوار را می‌بلعد.

به همین دلیل، اگر قرار باشد درباره کیفیت بنزین تصمیمی گرفته شود، باید هزینه‌های بلندمدت آن نیز در محاسبات سیاست‌گذاری دیده شود؛ نه اینکه تنها تعداد لیتر‌های تولیدشده در آمار‌های رسمی اهمیت داشته باشد. بنزین بد، فقط موتور را خراب نمی‌کند؛ مصرف را هم بالا می‌برد

موضوع مهم‌تر این است که افت کیفیت سوخت، در صورت اثبات، می‌تواند نتیجه‌ای برخلاف هدف اولیه سیاست‌گذار داشته باشد.

اگر عملکرد موتور در اثر سوخت نامناسب کاهش پیدا کند، راندمان خودرو نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین شرایطی، ممکن است خودرو برای طی همان مسافت به سوخت بیشتری نیاز داشته باشد. یعنی راهکاری که قرار است بخشی از ناترازی را مدیریت کند، در بلندمدت به عاملی برای افزایش مصرف تبدیل شود.

در این صورت، یک دور باطل شکل می‌گیرد و ناترازی باعث فشار برای افزایش حجم سوخت می‌شود، کیفیت احتمالی سوخت افت می‌کند، عملکرد بخشی از خودرو‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرد، مصرف افزایش می‌یابد و در نهایت ناترازی دوباره تشدید می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که نشان می‌دهد بحران بنزین را نمی‌توان صرفاً با محاسبه «تعداد لیتر تولیدشده» مدیریت کرد. وقتی بنزین ارزان‌تر، برای مردم گران‌تر تمام می‌شود

قیمت رسمی بنزین تنها بخشی از هزینه واقعی سوخت برای خانوار است. هزینه تعمیرات، افزایش مصرف، استهلاک خودرو، آلودگی هوا و حتی کاهش ارزش خودرو نیز می‌تواند بخشی از هزینه پنهان سیاست سوخت باشد.

اگر یک خانوار مجبور شود به دلیل مشکلات ناشی از کیفیت سوخت، هزینه بیشتری برای تعمیر انژکتور، شمع، کاتالیزور یا سایر اجزای خودرو پرداخت کند، در عمل بخشی از هزینه ناترازی انرژی را از جیب خود پرداخته است.

این مسئله از منظر سیاست‌گذاری اهمیت ویژه‌ای دارد. ممکن است یک تصمیم در سطح دولت، روی کاغذ هزینه تولید یا واردات سوخت را کاهش دهد، اما همان تصمیم در سطح خانوار هزینه دیگری ایجاد کند که در آمار‌های رسمی دیده نمی‌شود.

به بیان ساده‌تر، ممکن است دولت در ترازنامه خود صرفه‌جویی کند، اما این صرفه‌جویی به قیمت افزایش هزینه خانوار‌ها تمام شود. هزینه واردات بیشتر است یا هزینه سوءمدیریت؟

یکی از پرسش‌های اساسی در بحران فعلی همین است. واردات بنزین قطعاً هزینه‌بر است و در شرایط تحریم نیز با موانع متعدد مواجه می‌شود، اما باید در کنار هزینه واردات، هزینه‌های ناشی از تداوم ناترازی نیز محاسبه شود.

هزینه تعمیر خودروها، افزایش مصرف، تشدید آلودگی، فشار بر پالایشگاه‌ها، کاهش بهره‌وری صنایع و آسیب به اقتصاد خانوار، همگی بخشی از صورت‌حساب واقعی بحران انرژی هستند؛ بنابراین سیاست‌گذار نمی‌تواند تنها با مقایسه قیمت تمام‌شده تولید داخلی و قیمت واردات درباره بهترین گزینه تصمیم بگیرد. آنچه باید مقایسه شود، «هزینه واقعی هر سیاست برای اقتصاد کشور و خانوار» است. ناترازی بنزین تنها یک قطعه از پازل بحران انرژی است

بحران بنزین را نمی‌توان از سایر ناترازی‌های انرژی در کشور جدا کرد. در حوزه گاز نیز فاصله میان تولید و مصرف در سال‌های اخیر به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است.

در فصل‌های اوج مصرف، تأمین گاز خانگی معمولاً در اولویت قرار می‌گیرد و در نتیجه صنایع با محدودیت مصرف گاز یا برق مواجه می‌شوند. کاهش تولید صنعتی، افت بهره‌وری، افزایش هزینه تولید و فشار بر بازار نیز از پیامد‌های همین وضعیت است.

به این ترتیب، ناترازی گاز، برق و سوخت به بحران‌هایی جدا از هم تبدیل نمی‌شوند؛ بلکه یکدیگر را تقویت می‌کنند. وقتی گاز کافی برای نیروگاه‌ها وجود نداشته باشد، برق تحت فشار قرار می‌گیرد؛ وقتی برق صنایع محدود شود، تولید کاهش می‌یابد؛ وقتی سرمایه‌گذاری در زیرساخت انرژی کاهش پیدا کند، ظرفیت تولید سوخت نیز با محدودیت مواجه می‌شود و در نهایت فشار این زنجیره به اقتصاد خانوار منتقل خواهد شد. بحران بنزین فقط با پالایشگاه بیشتر حل نمی‌شود

افزایش ظرفیت پالایشگاهی می‌تواند بخشی از مشکل را حل کند، اما ناترازی بنزین ریشه‌های گسترده‌تری دارد. قیمت‌گذاری، رشد تعداد خودروها، فرسودگی ناوگان، کیفیت خودرو‌های داخلی، ضعف حمل‌ونقل عمومی، قاچاق سوخت، الگوی مصرف و نبود سرمایه‌گذاری کافی در زیرساخت انرژی، همگی در شکل‌گیری وضعیت فعلی نقش دارند.

به همین دلیل، سیاستی که فقط بر افزایش تولید تمرکز کند، بدون اصلاح سمت مصرف، نمی‌تواند راه‌حلی پایدار باشد.

ایران ممکن است بتواند برای مدتی چند میلیون لیتر بیشتر تولید کند، اما اگر مصرف همچنان با همان سرعت افزایش پیدا کند، شکاف میان عرضه و تقاضا دوباره بازخواهد گشت. هزینه‌ای که فقط در تعمیرگاه دیده نمی‌شود

بحث کیفیت بنزین از یک جهت دیگر نیز اهمیت دارد؛ آلودگی هوا. سوخت و عملکرد موتور خودرو‌ها مستقیماً با میزان آلایندگی ارتباط دارد و هرگونه کاهش استاندارد‌های کیفی می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از خودرو و مالک آن داشته باشد. افزایش آلاینده‌ها در شهر‌های بزرگ، فشار بیشتری بر سلامت عمومی و هزینه‌های اجتماعی وارد می‌کند.

در نتیجه، اگر واقعاً تغییری در ترکیب یا استاندارد سوخت رخ داده باشد، ارزیابی آن نباید فقط بر اساس میزان تولید و قیمت تمام‌شده انجام شود. اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی نیز باید در این محاسبه وارد شود. توپ در زمین وزارت نفت؛ عدد و سند به جای تکذیب و تأیید

در چنین شرایطی، وزارت نفت و شرکت‌های تابعه آن بیش از هر چیز باید با داده‌های قابل بررسی پاسخ دهند. اگر ادعا‌های مطرح‌شده درباره افت کیفیت یا تغییر ترکیب بنزین نادرست است، انتشار نتایج آزمایش‌های کیفی و ارائه جزئیات فنی می‌تواند ابهامات را برطرف کند. اگر هم تغییراتی در فرآیند تولید یا ترکیب سوخت رخ داده، افکار عمومی باید بداند این تغییرات با چه هدفی، در چه سطحی و با چه نظارتی انجام شده است.

در این میان، چند پرسش مشخص نیازمند پاسخ است؛ میزان واقعی تولید روزانه بنزین استاندارد چقدر است؟ افزایش اعلام‌شده تولید دقیقاً از چه محل و چه پالایشگاه‌هایی حاصل شده است؟ میزان مصرف روزانه کشور چقدر است؟ چه مقدار بنزین وارد می‌شود؟ کیفیت سوخت توزیعی در شهر‌های مختلف بر اساس چه آزمایش‌هایی سنجیده می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، آیا شاخص‌های کیفی بنزین در ماه‌های اخیر نسبت به گذشته تغییری داشته است؟ مردم نباید صورت‌حساب ناترازی را پرداخت کنند

بحران انرژی سال‌هاست که از یک مسئله فنی به یک مسئله اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده است. اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نحوه توزیع هزینه این بحران است.

اگر ناترازی نتیجه سال‌ها عقب‌ماندگی سرمایه‌گذاری، رشد مصرف، قیمت‌گذاری نامناسب، فرسودگی ناوگان و ضعف سیاست‌گذاری است، نباید صورت‌حساب آن بی‌سر و صدا به خانوار‌ها منتقل شود؛ یک روز با افزایش هزینه سوخت، روز دیگر با قطعی برق و گاز و روزی دیگر با هزینه تعمیر خودرو.

اکنون مسئله فقط این نیست که بنزین کشور چند میلیون لیتر کم دارد. مسئله این است که برای جبران این کسری، چه تصمیمی گرفته می‌شود و هزینه آن را چه کسی خواهد پرداخت.

اگر کیفیت سوخت کاهش نیافته، وزارت نفت باید با عدد و سند این موضوع را ثابت کند؛ و اگر تغییری در کیفیت یا ترکیب سوخت رخ داده است، باید روشن شود چرا و با چه مجوزی چنین تصمیمی گرفته شده است.

در نهایت، آنچه افکار عمومی انتظار دارد یک پاسخ روشن است؛ آیا دولت برای حل ناترازی بنزین، راه‌حلی پایدار دارد یا قرار است بار این بحران، یک بار دیگر و این‌بار زیر کاپوت خودرو‌های مردم، پنهان و به آنان منتقل شود؟




 نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید
۵ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید

اقتصادنیوز: مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

 بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد
۸ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد

اقتصادنیوز: بازار ارز در هفته پایانی مرداد، با وجود نوسانات رفت‌وبرگشتی و عقب‌نشینی دلار از سقف ۱۹۱ هزار تومان، در نهایت هفته‌ای سبز را پشت سر گذاشت؛ هفته‌ای که یورو با بیشترین بازدهی، صدرنشین بازار شد.

 مرزهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی نمی‌شوند؛ ۸۵ درصد تجارت ایران از جنوب انجام می‌شود-مسعود دانشمند
۹ ساعت قبل / سایت عصرایران

مرزهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی نمی‌شوند؛ ۸۵ درصد تجارت ایران از جنوب انجام می‌شود-مسعود دانشمند

به گفته عضو پرسابقه اتاق بازرگانی ایران، حجم تجارت ایران با امارات در گذشته حدود ۲۰ میلیارد دلار صادرات و واردات بود، اما بخش قابل توجهی از این مناسبات در یک...

 بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29

k: بازار

 چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت
۶ ساعت قبل / سایت صدای بورس

چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت

شرکت افست در کنفرانس اطلاع‌رسانی خود اعلام کرد با بهبود نرخ قراردادها نسبت به سال ۱۴۰۱، حاشیه سود ناخالص شرکت در شرایط عادی در محدوده ۲۰ درصد پیش‌بینی می‌شود. این شرکت کنترل هزینه‌ها و رشد درآمدها را عوامل اصلی پایداری این سطح از سودآوری دانست.

 آزادی واردات خودرو کارکرده
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

آزادی واردات خودرو کارکرده

آرمان امروز : عضو هیئت رئیسه مجلس اعلام کرد واردات خودروهای کارکرده سه تا پنج سال ساخت آزاد شد فرشاد ابراهیم‌پور با اشاره به مصوبه مجلس برای واردات خودروهای سواری کارکرده اظهار کرد: سقف واردات خودروی سواری در سال جاری به میزان ۲۰ هزار دستگاه تعیین شده است. به گزارش ایسنا، وی افزود: در این [ ]